مدیران تأمین اجتماعی، منتقدان را از اتاق بیرون نیندازید!
سازمانی که با دارایی و آینده میلیونها بیمهشده و بازنشسته سروکار دارد، چقدر آماده است درباره تصمیمهایش روشن، دقیق و قابل سنجش توضیح بدهد؟
به گزارش خبرنگار ایلنا، آنچه امروز در سازمان تأمین اجتماعی میگذرد، دیگر چند اختلاف پراکنده کارشناسی یا چند گلایه اداری نیست. از شیوه حسابرسی کارفرمایان تا پرسشهایی که درباره ارزشگذاری داراییها مطرح شده، همه به یک مسئله برمیگردد:
«سازمانی که با دارایی و آینده میلیونها بیمهشده و بازنشسته سروکار دارد، چقدر آماده است درباره تصمیمهایش روشن، دقیق و قابل سنجش توضیح بدهد؟»
اعتراض اتاق بازرگانی تهران به شیوه جدید حسابرسی کارفرمایان را نمیشود صرفاً یک مقاومت صنفی تلقی کرد. وقتی برای بنگاهها الزام و هزینه تازه ایجاد میشود، طبیعی است که درباره مبنای قانونی، ضرورت و آثارش توضیح خواسته شود. در کنار آن، پرسشهایی هم درباره نحوه ارزشگذاری بخشی از سهام و املاک تأمین اجتماعی مطرح شده است. این داراییها سرمایه شخصی مدیران سازمان نیست؛ پشتوانه میلیونها بیمهشده و بازنشسته است. بنابراین هر ابهامی درباره ارزشگذاری آنها، مستقیماً به اعتماد عمومی مربوط میشود.
در چنین فضایی، ترکیب نشست اخیر با رئیسجمهور هم محل سؤال است. منتقدان جدی عملکرد وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان تأمین اجتماعی عملاً در میان دعوتشدگان جایی نداشتند. اگر این جلسات قرار است به رئیسجمهور تصویری واقعی از مسائل بدهد، شنیدن صدای منتقدان ضرورت دارد. جلسهای که منتقد در آن غایب باشد، هرچقدر هم منظم و پرجمعیت برگزار شود، بخشی از واقعیت را بیرون در نگه میدارد.
یک نکته دیگر هم هست که از این پس نمیشود نادیده گرفت. حزب عهد امروز عملاً سهم مهمی در مدیریت وزارت رفاه، سازمان تأمین اجتماعی و مجموعهای از صندوقها و نهادهای تابعه دارد. به همین دلیل پیشنهاد مشخص این است که دبیرکل این حزب در یک نشست مطبوعاتی، صریح و روشن بگوید نگاه حزب عهد به تأمین اجتماعی چیست؛ از سیاستهایش درباره بازنشستگان و بیمهشدگان گرفته تا نحوه اداره داراییها، صندوقها و بنگاههای وابسته.
از این پس مسئولیت عملکرد سازمان تأمین اجتماعی فقط متوجه مدیران سازمان و وزیر رفاه نیست. حزب عهد هم باید مسئولیت سیاسی این مدیریت را بپذیرد و درباره نتایج آن پاسخگو باشد.
تأمین اجتماعی امانت چند نسل است. اعتماد به چنین نهادی زمانی حفظ میشود که نقد شنیده شود، ابهام بیپاسخ نماند و مسئولیت، میان مدیران و ساختارهای سیاسی گم نشود.