خبرگزاری کار ایران

ایلنا گزارش می‌دهد؛

نبرد میان «چرخ‌دنده‌های کار» و «ماشین‌های جنگ»/ وظیفه طبقاتی کارگر در سنگر تولید چیست؟

نبرد میان «چرخ‌دنده‌های کار» و «ماشین‌های جنگ»/ وظیفه طبقاتی کارگر در سنگر تولید چیست؟

جنگ، همواره برای سرمایه‌داران فرصت و برای زحمتکشان، جز تورم، بیکاری و ویرانی نبوده است. در شرایطی که امپریالیسم آمریکا استراتژی بلعیدن منطقه را دنبال می‌کند، طبقه کارگر ایران بر سر یک دوراهی سرنوشت‌ساز ایستاده است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، بیش از یک ماه از شعله‌ور شدن آتش کین‌توزانه جنگی می‌گذرد که هرچند اکنون به آتش‌بسی متزلزل انجامیده، اما همچنان تجاوز آشکار امپریالیسم آمریکا و متحد منطقه‌ای آن، اسرائیل، سایه شوم و سنگین خود را بر پهنه خاک کشورمان حفظ کرده است. در روزهای نخست این هجوم نظامی، ماشین عظیم تبلیغاتی و رسانه‌ای امپریالیسم با تمام قوا کوشید تا با نقاب فریبنده «کمک به مردم ایران» و ادعای دروغین «به ارمغان آوردن آزادی»، توجیهی عوام‌فریبانه برای بمباران‌ها و حملات ویرانگر خود بتراشد. اما هرچه عقربه‌های زمان به جلو رفت و غبار انفجارها فرو نشست، پرده‌ها افتاد و چهره عریان و کریه حقیقت بیش از پیش نمایان شد. آنگاه که زیرساخت‌های حیاتی کشور که آجر به آجر آن با عرق جبین و جان‌فشانی طبقه کارگر بنا شده بود آماج موشک‌ها قرار گرفت و خون مردمان عادی و غیرنظامیان بی‌گناه، به ویژه زحمتکشان حاشیه‌نشین، بر زمین ریخت، به روشنی دریافتیم که این ادعاها چیزی جز یک بازی کثیف رسانه‌ای نبوده است. این همان آمریکای ویرانگرِ عراق، سوریه، لیبی و افغانستان است که چنگال‌های غارتگرش را به سوی این آب و خاک دراز کرد و در پسِ این آتش‌بس شکننده، همچنان مترصد فرصتی است تا خاورمیانه را بار دیگر در حمام خون فرو ببرد. 

باید به این درک عمیق طبقاتی دست یابیم که تار و پود این جامعه، به دستان پینه‌بسته و بازوان توانمند ما کارگران بافته می‌شود. این نیروی کار زحمتکشان است که چرخ‌های تولید را به گردش درمی‌آورد، ثروت می‌آفریند و شریان‌های حیات اقتصادی را زنده نگه می‌دارد. شکی در این نیست که تمامی ارزش افزوده، سود و رونقی که حاصل رنج بی‌وقفه ماست، به جیب سرمایه‌داران سرازیر می‌شود و تنها قطره‌ای ناچیز از آن دریای ثروت، به عنوان دستمزدِ بخورنمیر، سهم کارگران می‌گردد تا تنها قادر به بازتولید نیروی کار خود باشند. 

اما همان‌گونه که همواره در تاریخ مبارزاتی  دریافته‌ایم، پیش‌شرط قطعیِ رهایی کارگران از زنجیرهای ظلم، استثمار و بی‌عدالتی، وجودِ یک جامعه استوار و پابرجا برای تداوم حیات و مطالبه‌گری است؛ در این جنگ  که امروز در وضعیتی مبهم و با آتش‌بسی ناپایدار متوقف مانده، امپریالیسم جهانی دقیقاً به قصد نابودی، فروپاشی و ویرانیِ همین بستر زیست و مبارزه پا به میدان گذاشته بود و کماکان این تهدید را حفظ کرده است. تاریخ نشان داده است که در نهایت، دود این ویرانی‌ها بیش از همه به چشم طبقه کارگر می‌رود. این زحمتکشان هستند که زیر آوار تخریب‌ها جان می‌دهند، ابزار تولید و محل کارشان با خاک یکسان می‌شود و هستی‌شان به تاراج می‌رود، نه سرمایه‌دارانی که همواره راهی برای گریز، انتقال سرمایه‌هایشان به حاشیه امن و حتی انباشت بیشترِ ثروت از دل بحران‌ها و بازار سیاه دوران جنگ می‌یابند. 

جنگ؛ ابزار انباشت سرمایه و تحمیل فقر به زحمتکشان

برای واکاویِ دقیق‌ترِ ماهیت این رویارویی و ترسیم افقِ پیش‌رویِ کارگران در روزهای دلهره‌آور پس از آتش‌بس، به گفتگو با بهرام حسنی‌نژاد، فعال کارگری، نشستیم؛ کسی که معتقد است در غوغایِ توپ و تشرِ قدرت‌ها و زمزمه‌های ادامه‌دار جنگ، بیش از هر زمان دیگری باید به صدایِ خفه شده در گلویِ تولیدکنندگانِ واقعی جامعه گوش فرا داد تا دانست وظیفه طبقاتی ما در این بزنگاهِ تاریخی چیست. 

حسنی‌نژاد در ابتدا با اشاره به ماهیت جنگ‌های کنونی و شرایط دشوار پیش‌آمده برای نیروی کار اظهار داشت: «هیچ جنگی، جنگ مردم نیست. جنگ‌هایی که میان کشورها درمی‌گیرد، عموماً بر سر اهداف، منافع معین و هژمونی‌ها اتفاق می‌افتد که کارگران هیچ‌گاه در آن‌ها کمترین نفعی نداشته‌اند. ما کارگران در جنگ‌ها کشته می‌شویم، از کار بیکار می‌شویم و طعم تلخ گرسنگی را می‌چشیم. به عبارتی، تمامی مصیبت‌ها و آوار جنگ مستقیماً بر سر طبقه کارگر خراب می‌شود. در نهایت و در آخر سر، عاملان جنگ و قدرت‌ها می‌نشینند و توافقات یا آتش‌بس‌هایشان را با هم انجام می‌دهند، اما ویرانی، گرانی، تورم سرسام‌آور و سایر پدیده‌های شومی که تصور کنید، به عنوان مصائب جنگ، برای کارگران، مردم زحمتکش و خانواده‌هایشان باقی می‌ماند؛ چرا که این اقشار همواره بی‌پشتوانه‌ترین و بی‌پناه‌ترین افراد در جوامعِ درگیر جنگ هستند.» 

نفی مداخله خارجی؛ لزوم استقلال ملت‌ها در حل مناقشات

حسنی‌نژاد در پاسخ به پرسشی پیرامون ادعاهای امپریالیسم آمریکا در اوایل جنگ مبنی بر تلاش برای تحقق آزادی در ایران، این توجیه‌ها را کاملاً مردود دانست و تصریح کرد: «اصل این جنگ، تجاوز عیان آمریکا و اسرائیل به کشور و مردم ماست. باید بدون تردید بپذیریم که هیچ‌گاه، هیچ کشوری با لشکرکشی و جنگ نتوانسته است آرامش، آسایش و خوشبختی را برای مردم کشور دیگری به ارمغان بیاورد. جنگی که آغاز شد و امروز به آتش‌بسی متزلزل رسیده، تجاوزی آشکار است و ماهیتاً هر نتیجه‌ای هم که در بر داشته باشد، برای ما موجب سعادت نخواهد شد.» 

این فعال کارگری با تاکید بر لزوم حفظ استقلال ملت‌ها در حل مناقشات داخلیِ خود خاطرنشان کرد: «مردم هر کشوری باید خودشان به دست خودشان مشکلات‌شان را حل کنند. اگر مردم با حکومت‌شان هرگونه مشکل یا چالشی دارند، خودشان باید آن را حل‌وفصل نمایند. دخالت نیروهای خارجی نه‌تنها هیچ نفعی برای جامعه ندارد، بلکه برعکس، باعث تحمیل مصیبت، خسارتِ بیشتر و در نهایت استقرار شرایطی می‌شود که دقیقاً علیه منافع مردم، کارگران و زحمتکشان عمل می‌کند.» 

وی در ادامه با اشاره به نقش کارگران به عنوان سازندگان اصلی جامعه و وظایف آنان در شرایطی که فضای مطالبه‌گری صنفی محدود شده است، بیان کرد: «هنگامی که جنگ درمی‌گیرد و حتی زمانی که سایه آن کماکان پابرجاست، پیش از هر چیز، این بر عهده دولت‌هاست که اسباب و ابزار لازم برای دفاع از مردم و جامعه را آماده کنند. آن‌ها باید از قبل تدارکات کافی برای مواجهه با بحران را دیده باشند تا کمک کنند آثار مخرب جنگ کمتر به مردم برسد. جنگ یک پدیده یک‌طرفه نیست و تا جای ممکن باید از هر نوع مناقشه مسلحانه که موجب تخریب زیرساخت‌ها می‌شود جلوگیری کرد. سیاستمداران و حاکمانِ یک کشور باید بدانند که مهم‌ترین وظیفه‌شان حفظ صلح پایدار است، زیرا برای مردم هیچ‌چیزی مهم‌تر و حیاتی‌تر از صلح نیست.» 

حسنی‌نژاد با تاکید بر اینکه تحقق مطالبات کارگری تنها در بستر آرامش امکان‌پذیر است، افزود: «تنها فضایی که ما کارگران و زحمتکشان می‌توانیم در آن به حق‌وحقوق خود برسیم و امکانات لازم برای دفاع از منافعمان را فراهم کنیم، فضای صلح است. همان‌طور که می‌بینیم، در جنگ همه‌چیز تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد؛ تورم افزایش وحشتناکی پیدا می‌کند، پولدارها پولدارتر می‌شوند و ما فقیرتر می‌شویم. هر تخریبی مستقیماً باعث از دست رفتن شغل و بیکاری می‌شود و این بیکاری، به‌ویژه برای ما کارگران که هیچ پشت‌وپناه و پس‌اندازی نداریم، به معنای از دست رفتن امکانات اولیه زندگی، فقر بیشتر، گرسنگی و از آن مهم‌تر، رقم خوردن آینده‌ای تاریک‌تر است.» 

تشکیل هسته‌های همیاری؛ راهکار طبقاتی برای عبور از بحران

وی درباره راهکارهای عملی و وظایف خطیر طبقه کارگر در این برهه زمانی استثنایی تاکید کرد: «در شرایط فعلی که زیر سایه آتش‌بسی متزلزل و احتمال بازگشت جنگ نفس می‌کشیم، ما باید بیش از هر چیز به فکر کمک کردن به خودمان باشیم. در کارخانه‌ها، محیط‌های کار و محل‌های زندگی‌مان، باید بکوشیم آدم‌هایی باشیم که به یاری دیگران می‌شتابند. اگر خرابی و آسیبی پیش آمده، در آنجا کمک کنیم؛ اگر مشکلی بروز می‌کند، به یاری هم‌صنفانمان برویم. در مواجهه با موج بیکاریِ پس از حملات، باید گروه‌ها و کمیته‌های کوچکی در محیط‌های کار و محلات تشکیل دهیم و از این طریق کمک کنیم تا شرایط بهتری برای کسانی که تحت آسیب جنگ قرار گرفته‌اند فراهم شود. به اعتقاد من، بزرگترین وظیفه ما در هر شرایطی، و به‌ویژه در شرایط فورس‌ماژورِ جنگ و پیامدهای پس از آن، یاری‌رسانی دسته‌جمعی به هم‌صنفان و همنوعانمان است و این کار باید حتماً به صورت جمعی و سازمان‌یافته انجام پذیرد.» 

این فعال کارگری در بخش دیگری از سخنان خود  اظهار داشت: «امپریالیسم از حمله به ایران اهداف بسیار بزرگی را دنبال می‌کند و هدف نهاییِ آن فقط ما نیستیم؛ ما در واقع قربانی اهداف کلان امپریالیسم شده‌ایم. قصد اصلی امپریالیسم پیاده‌سازی استراتژی‌های هژمونیک خود در این منطقه است. این استراتژی شامل در اختیار گرفتن نفت و امکانات منطقه به نفع برنامه‌های آینده و سیستم تجاوزکارانه‌اش به کشورهای دیگر است. آمریکا علاوه بر تلاش برای تسلط بر منابع ملی و ثروت‌های ما، به دنبال در اختیار گرفتن این حوزه جغرافیاییِ بسیار مهم در راستای اهداف آینده‌اش علیه رقبای جهانیِ خود، مانند چین، است.» 

وی با اشاره به تهدیدات دوگانه داخلی و خارجی علیه کارگران افزود: «آنچه در رویارویی با پیامدهای این جنگ و سایه شومی که هنوز بر سرمان سنگینی می‌کند اهمیت دارد این است که ما باید حافظ استقلال ملی و حافظ کشورمان باشیم. در جهت دفاع از حقوق کارگران و زحمتکشان، ما باید دقیقاً در کنار مردم خودمان قرار بگیریم. باید هوشیار باشیم، زیرا در داخل کشور  کسانی هستند که می‌خواهند به وسیله این شرایط بحرانی، همان فشاری را که قبلاً به کارگران و زحمتکشان می‌آوردند، اکنون با قدرت و بهانه‌های بیشتری اعمال کنند تا سود دوطرفه‌ای نصیبشان شود.» 

حسن‌نژاد در پایان با تاکید مجدد بر لزوم تشکل‌یابی در بحران تصریح کرد: «وظیفه تاریخی ما دفاع از استقلال ملی، دفاع از زحمتکشان و حراست از منابع کشورمان است. آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها با سیستم تجاوزکارانه خود، به هیچ‌وجه قصد ندارند کاری به نفع کارگران ما و مردم ما انجام دهند، بلکه آن‌ها منحصراً دنبال اهداف و منافع غارتگرانه خود هستند. از این رو، یگانه راهکار این است که کارگران در تمامی محیط‌های کاری و محلات چه مناطقی که آسیب دیده‌اند و چه مناطقی که در امان مانده‌اند برای دفاع از حقوق یکدیگر و یاری‌رسانی متقابل، هسته‌ها و کمیته‌های کارگری تشکیل دهند تا بتوانیم به هم‌طبقه‌ای‌های خود کمک کنیم و این بحران ویرانگر را با آسیب هرچه کمتری پشت سر بگذاریم.»

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز