در بیانیه جامعه باستان شناسی ایران به رئیس جمهور؛
آقای پزشکیان میراث فرهنگی ایران و حریم تخت جمشید نیاز به صیانت فوری دارد
انتشار گزارش الحاق بخشهایی از حریم درجه دو تختجمشید به محدوده شهری مرودشت و تهیه طرح کاربری شهری برای محدودهای حدود ۱۶۰ هکتاری درحالی موجی از واکنش منفی و اعتراض شدید مردم را نسبت به این طرح به همراه داشت که جامعه باستان شناسی ایران نیز بلافاصله با نوشتن بیانیه ای از رئیس جمهور کشور درخواست اقدام فوری برای نجات میراث فرهنگی ایران و صیانت از حریم تخت جمشید را مطرح کرد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، جامعه باستان شناسی ایران با نوشتن بیانیه ای به رئیس جمهور خواستار اقدام قوری برای نجات میراث فرهنگی و صیانت از حریم تخت جمشید شدند.
در این بیانیه آمده است؛
جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان
رئیسجمهور محترم جمهوری اسلامی ایران
موضوع: درخواست اقدام فوری برای نجات میراث فرهنگی ایران و صیانت از حریم تختجمشید
با سلام و احترام؛
این نامه صدای جامعهای است که با نگرانی عمیق، شاهد فرسایش و نابودی تدریجی بخشی از ریشههای تاریخی و هویتی ایران است؛ صدای استادان، باستانشناسان، پژوهشگران، متخصصان و دوستداران میراث فرهنگی که دیگر نمیتوانند در برابر روند فزاینده تخریب، غارت، سوءمدیریت، ترک فعل و غلبه منافع کوتاهمدت بر مصالح ملی سکوت کنند. آنچه امروز بر بخشی از میراث چند هزارساله ایران میگذرد، دیگر صرفاً مجموعهای از کاستیهای اداری یا کمبودهای بودجهای نیست بلکه با یک بحران ملی در حوزه حفاظت از میراث فرهنگی مواجه هستیم.
حفاریهای غیرمجاز و در مواردی سازمانیافته، بسیاری از محوطههای باستانی کشور را به عرصه غارت بدل کردهاند. پروژههای عمرانی، جادهسازی، توسعه شهری و صنعتی، گاه بدون ارزیابیهای کافی باستانشناختی و بدون رعایت مؤثر عرصه و حریم آثار، لایههای تاریخی غیرقابل بازگشت این سرزمین را تهدید میکنند. در سوی دیگر، تعداد قابل توجهی از بناها، کاروانسراها، خانهها و بافتهای تاریخی در اثر نبود بودجه کافی، ضعف نظارت، فقدان نگهداری مستمر و تصمیمات مدیریتی نادرست، در معرض فرسایش و تخریب قرار گرفتهاند. در چنین شرایطی، گزارش اخیر درباره حریم تختجمشید زنگ خطری است که نمیتوان از کنار آن گذشت.
بر اساس گزارش منتشرشده در پایگاه خبری «صدای میراث» در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۴۰۵، موضوع الحاق بخشهایی از حریم درجه دو تختجمشید به محدوده شهری مرودشت و تهیه طرح کاربری شهری برای محدودهای حدود ۱۶۰ هکتار مطرح شده است؛ اقدامی که بنا بر همان گزارش میتواند مسیر توسعه شهری را به سوی تپههای باستانی فیروزی، میدان ملل و پهنه تاریخی پارسه نزدیکتر کند و همزمان با افزایش چشمگیر ارزش اقتصادی اراضی، زمینه تشدید سوداگری زمین و فشارهای اقتصادی بر حریم این میراث جهانی را فراهم آورد. هرچند متعاقباً مدیرکل میراث فرهنگی استان فارس اعلام کرده است که این طرح متوقف و در مرحله بازنگری قرار دارد و اجازه الحاق حریم تختجمشید داده نخواهد شد، همین تناقض میان گزارشهای منتشرشده، مصوبات، مکاتبات و اظهارات مسئولان، بهتنهایی نشاندهنده ضرورت ورود فوری نهاد ریاستجمهوری، شفافسازی کامل فرایند تصمیمگیری و انتشار عمومی اسناد و مصوبات مرتبط است.
تختجمشید صرفاً یک قطعه زمین در محدوده یک طرح شهری نیست که بتوان درباره آن با معیار افزایش ارزش زمین، درآمد شهری یا منافع کوتاهمدت اقتصادی تصمیم گرفت. پارسه و تختجمشید بخشی از حافظه تاریخی ایران و میراثی متعلق به نسلهای گذشته، امروز و آینده این کشور است. حتی قرار گرفتن چنین میراثی در معرض چانهزنیهای اداری، توسعه شهری و منافع اقتصادی باید بهعنوان یک هشدار جدی در بالاترین سطح حاکمیت تلقی شود.
اگر حفاظت از مهمترین میراث جهانی ایران نیز بتواند در برابر سوداگری زمین، تعارض منافع و منفعتطلبی مدیریتی آسیبپذیر شود، دیگر چه تضمینی برای حفاظت از هزاران محوطه و بنای تاریخی کمتر شناختهشده در سراسر کشور باقی خواهد ماند؟ سوداگری پیرامون میراث فرهنگی، صرفاً معامله بر سر زمین نیست؛ معامله بر سر حافظه تاریخی یک ملت است. هر تصمیمی که منافع مقطعی اقتصادی یا مدیریتی را بر حفاظت از آثار تاریخی مقدم بداند، در نهایت تیشه بر ریشههای تاریخی و هویتی این سرزمین میزند.
جناب آقای رئیسجمهور،
میراث فرهنگی نه حیاط خلوت سیاسی است، نه عرصه آزمونوخطای مدیران، نه منبع درآمد کوتاهمدت و نه ویترینی تزئینی برای مناسبتها و سخنرانیها. میراث فرهنگی بخشی از هویت ملی، حافظه جمعی و سرمایه بیننسلی ایران است. نابودی یک محوطه باستانی، تخریب یک لایه تاریخی یا ساختوساز در عرصه و حریم یک اثر، خسارتی نیست که بتوان در سالهای آینده با تخصیص بودجه جبران کرد. آنچه از میان میرود، برای همیشه از دست رفته است. ادامه وضع موجود، با ساختار مدیریتی فرسوده، کمبود شدید منابع، حضور مدیران غیرمتخصص در برخی سطوح، ضعف ضمانتهای اجرایی و نبود پاسخگویی شفاف در برابر تخریب آثار، دیگر قابل توجیه نیست.
جامعه باستان شناسی ایران از جنابعالی بهعنوان رئیسجمهور و رئیس قوه مجریه درخواست میکند پیش از آنکه بخشهای بیشتری از حافظه تاریخی ایران از میان برود، شخصاً دستور فرمایید:
1. وضعیت اضطراری حفاظت از میراث فرهنگی کشور مورد بررسی و اعلام قرار گیرد و کارگروهی ملی و تخصصی با حضور باستانشناسان، مرمتگران، متخصصان حفاظت، حقوقدانان و نمایندگان نهادهای علمی مستقل، با نظارت مستقیم نهاد ریاستجمهوری تشکیل شود.
2. موضوع حریم تختجمشید و طرح توسعه مرودشت فوراً و بهطور مستقل بررسی شود و تا روشنشدن کامل وضعیت حقوقی و کارشناسی، هرگونه اقدام اجرایی، تغییر کاربری یا تصمیمی که بتواند عرصه، حریم یا منظر فرهنگی این مجموعه را تحت تأثیر قرار دهد متوقف بماند. همچنین تمام مصوبات، نقشهها، صورتجلسات و مکاتبات اداری مرتبط با این موضوع برای افکار عمومی و جامعه علمی منتشر شود.
3. تعارض منافع و نقش احتمالی سوداگری زمین در پروژههای واقع در عرصه و حریم آثار تاریخی بهصورت جدی مورد بررسی قرار گیرد و هر تصمیم مدیریتی که منافع خصوصی، محلی یا اقتصادی کوتاهمدت را بر مصالح ملی و حفاظت از میراث فرهنگی مقدم کرده باشد، مورد رسیدگی قرار گیرد.
4. یگان حفاظت میراث فرهنگی از نظر نیروی انسانی، تجهیزات، امکانات و پشتوانه قانونی بهصورت جدی تقویت شود و برخورد با شبکههای قاچاق اشیای تاریخی و حفاریهای غیرمجاز از سطح اقدامات مقطعی فراتر رفته و به یک برنامه ملی و سازمانیافته تبدیل شود.
5. تمام پروژههای عمرانی، معدنی، صنعتی، راهسازی و توسعه شهری که عرصه، حریم یا محوطههای تاریخی را تهدید میکنند، تا انجام مطالعات مستقل و قانونی باستانشناختی متوقف شوند و هیچ دستگاه اجرایی امکان دور زدن الزامات حفاظت از میراث فرهنگی را نداشته باشد.
6. بودجه اضطراری و پایدار برای حفاظت، استحکامبخشی و مرمت بناها و محوطههای در معرض تخریب اختصاص یابد و اولویتبندی این بودجه بر اساس ارزیابی علمی میزان خطر و نه ملاحظات سیاسی و منطقهای صورت گیرد.
7. انتصاب مدیران حوزه میراث فرهنگی بر مبنای تخصص، تجربه حرفهای و صلاحیت علمی انجام شود و مدیریت این حوزه از انتصابات غیرتخصصی، روابط سیاسی و ملاحظات خارج از ضوابط حرفهای مصون بماند.
8. سازوکاری شفاف برای پاسخگویی مدیران در قبال ترک فعل، اهمال یا تصمیماتی که به تخریب میراث فرهنگی منجر میشود ایجاد گردد تا مسئولیت حفاظت از آثار تاریخی صرفاً در حد توصیه و بخشنامه باقی نماند.
جامعه علمی و دوستداران میراث فرهنگی ایران دیگر نمیتوانند شاهد از میان رفتن خاموش و تدریجی تاریخ این سرزمین باشند. مسئله فقط تختجمشید، یک تپه باستانی، یک خانه تاریخی یا یک بنای در حال فروریختن نیست؛ مسئله، حافظه تاریخی یک ملت و حقی است که نسلهای آینده بر گردن ما دارند. تاریخ درباره تصمیمها و سکوتهای امروز ما قضاوت خواهد کرد. نسلهای آینده خواهند پرسید که چگونه در زمانهای که ابزار علمی، قانونی و مدیریتی برای حفاظت از میراث وجود داشت، اجازه دادیم بخشهایی از گذشته این سرزمین قربانی بیتدبیری، منافع کوتاهمدت و سوداگری شود.
از جنابعالی انتظار داریم حفاظت از میراث فرهنگی را نه بهعنوان موضوعی فرعی در حوزه گردشگری، بلکه بهعنوان مسئلهای ملی، فرهنگی و بیننسلی در دستور کار دولت قرار دهید و شخصاً بر اجرای اقدامات فوری و مؤثر در این زمینه نظارت فرمایید.
حفاظت از میراث ایران، حفاظت از هویت ایران است.
با احترام
جامعه باستان شناسی ایران