ساداتیان در گفتوگو با ایلنا بررسی کرد؛
پشتپرده درخواست ولز، اسکاتلند و ایرلند برای جدایی از انگلیس/ سناریوی جدید ترامپ برای دور کردن لندن از اروپا
یک تحلیلگر مسائل سیاسی با اشاره به تداوم مطالبات استقلالطلبانه در بخشهایی از بریتانیا گفت: به نظر میآید موضوع استقلالطلبی میتواند به ابزاری برای اعمال فشار غیرمستقیم دولت ترامپ بر بریتانیا تبدیل شود؛ بهویژه در شرایطی که لندن در برخی مسائل از جمله تنگه هرمز و برخی موارد در ناتو با واشنگتن همراهی نکرده است.
سیدجلال ساداتیان، کارشناس مسائل انگلیس، با اشاره به اتحاد اسکاتلند، ایرلند شمالی و ولز برای استقلال از انگلیس، در گفتوگو با ایلنا عنوان کرد: قبل از هر چیز باید توجه داشت که ایرلند شمالی و ایرلند جنوبی از یکدیگر جدا شدند و سالهای طولانی نیز جنگ و دعوای جدی ایرلندیها برای استقلال از انگلستان به راه افتاد که نهایتاً پذیرفته نشد.
وی افزود: در آستانه مسئله برگزیت، شاهد این بودیم که مسئله وحدت بین ایرلند و اسکاتلند پیش آمد. سپس بریتانیا سعی کرد جلوی این ماجرا را بگیرد و تا حدودی هم موفق شد؛ یعنی تا حدودی، چراکه ریشههای این استقلالطلبی و پیوندی که با یکدیگر داشتند، هنوز هم وجود دارد.
ساداتیان ادامه داد: مثلاً اسکاتلند به سمت اعلام استقلال پیش رفت؛ هرچند اکنون نیز نوعی استقلال داخلی دارد، یعنی پارلمان جداگانه دارد. بر این اساس، اسکاتلند، ولز و ایرلند شمالی در اطراف انگلستان قرار گرفتند و در نهایت تمام این پازل به عنوان پادشاهی متحد بریتانیا نام گرفت.
وی گفت: بر این اساس، از قدیم این سه ناحیه به دنبال استقلال بودند و انگلستان نیز آنقدر ارتباطات قوی دارد که به نوعی آنها را سر جای خود مینشاند و در نهایت، ولز، اسکاتلند و ایرلند ناچارند مقداری تبعیت هم داشته باشند. در عین حال، این جنبش استقلالطلبی هنوز خاموش نشده و وجود دارد.
وی افزود: در مسئله برگزیت، بوریس جانسون، نخستوزیر وقت انگلیس، نهایتاً لندن را از اتحادیه اروپا خارج کرد و همان موقع گفته شد که انگلستان یا بریتانیا ۸۰۰ میلیارد پوند ضرر کرد؛ بهعلاوه اینکه در ادامه، خیلی از شغلها را نیز از دست داد. چراکه در بحث اشتغال، بریتانیاییها خیلی راحت به کشورهای اتحادیه اروپا میرفتند و آنجا مشغول به کار میشدند و رفتوآمدهای متقابلی نیز وجود داشت. علاوه بر این، سرمایهگذاریها، برخورداری از تعرفههای ترجیحی و تخفیفی و بسیاری امتیازات دیگر نیز مطرح بود.
ساداتیان تصریح کرد: بنابراین، جانسون اکثر این امتیازات را از دست داد و پس از آن نیز زمزمههای پیوستن مجدد به اتحادیه اروپا مطرح شد. این فرایند نیز ظاهراً همچنان مسائل خاص خودش را دارد؛ یعنی جلسات متعددی برگزار کردهاند و گفتوگوهایی داشتهاند که چه باید بدهند و چه باید بگیرند.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: در این میان، زمانی که ترامپ در دور دوم ریاستجمهوری خود روی کار آمد، شعار دوره اول خود، یعنی «آمریکا اول»، را با قدرت و قوت بیشتری مطرح کرد. معنای صریح و آشکار این شعار آن بود که همه همکاریهای بعد از جنگ جهانی دوم را کنار گذاشته و به سمت چندجانبهگرایی حرکت نمیکند و با کسی مشورت نمیکند، بلکه میخواهد همه را زیر بلیت خود نگه دارد.
وی افزود: بر این اساس، بریتانیا که شریک آمریکا بوده و روابط فراآتلانتیکی خوبی با این کشور داشته، بر سر مسئله برگزیت یک رودست جدی خورد. نخستوزیرهای بعدی نیز که روی کار آمدند، هر کدام تلاش کردند این وضعیت را ترمیم کنند.
ساداتیان ادامه داد: در اینجا به نظر میآید که ماجرای استقلالطلبی، تحریکی است که از ناحیه آمریکاییها شکل میگیرد تا از این طریق، ترامپ به صورت غیرمستقیم بریتانیا را تحت فشار قرار دهد؛ چراکه لندن در قضیه تنگه هرمز و برخی موارد در ناتو با واشنگتن همراهی نکرد.
وی گفت: این در حالی است که متصرفات بریتانیا از گذشته تاکنون در حال جدا شدن و اعلام استقلال هستند و آن تصویر امپراتوری بریتانیا که برای خودشان ساخته بودند، تا حد زیادی نابود شده است.
ساداتیان خاطرنشان کرد: اینکه اسکاتلند، ولز و ایرلند به این زودی مستقل شوند و بتوانند از انگلیس جدا شوند، موضوعی است که تحقق آن در این وضعیت و شرایط دور از ذهن است اما مسأله مهم این است که آمریکاییها در حال تحریک و دامن زدن به این موضوع هستند تا لندن را تحت فشار قرار دهند و در نهایت اوضاع و احوال به سمتی بروند که انگلیس را به سمت خود متمایل کنند و مجدداً باعث جدایی و فاصله بیشتر میان اروپا و این کشور شوند.
وی گفت: با وجود آنکه ایرلند، ولز و اسکاتلند با یکدیگر موافقتنامهای برای استقلال از انگلیس امضا کردهاند، اما بعید به نظر میرسد که این مهم به این زودی عملیاتی شود.