رهبر قنبری در گفتوگو با ایلنا مطرح کرد؛
برگزاری جشنواره نباید صرفاً یک وظیفه اداری برای مسئولان سینمایی باشد/ سینما میتواند مجموعهای از شادیها و تلخیهای زمانه را روایت کند
رهبر قنبری معتقد است که برگزاری یا عدم برگزاری جشنوارههای سینمایی به خود خود چندان حائز اهمیت نیست بلکه رویکرد و هدفی که این رویدادها دنبال میکنند اهمیت دارد و باید مورد بررسی و نقد قرار بگیرد.
رهبر قنبری نویسنده و کارگردان سینما در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، درباره برگزاری جشنوارههای متعدد سینمایی در کشور اظهار کرد: به نظر من برای برگزارکننده و شرکتکننده جشنواره باید برداشتش از آن رویداد یا در واقع هدفی که دنبال میکند مشخص باشد. در زمان شعرای دوره غزنوی به مناسبتهایی شاعران دور هم جمع میشدند و سلطان محمود همه شاعران را تشویق میکرد تا حکمتنامه و شاهنامه بنویسند و این کار شایستهای بود اما وقتی این شاعران جمع میشدند و آثارشان را به نمایش میگذاشتند فردوسی مطلوب نظر سلطان محمود نبود و آنچه که او به آن اهمیت میداد شاهنامه عنصرالعمالی بود نه شاهنامه فردوسی چون او در اثرش به تمجید و تعریف از سلطان محمود غزنوی پرداخته بود هر چند که به لحاظ کیفیت ادبی و ارزش هنری فاصلهای نجومی بین شاهنامه فردوسی و اثر او وجود داشت.
قنبری تصریح کرد: آنچه که سلطان محمود شاهنامه ارزشمند میدانست اثر عنصرالمعالی بود اما تاریخ به شاهنامه فردوسی ارزش داد و امروز افرادی که سعی میکنند راه و رسم فردوسی را پیش ببرند و از رنج و درد مردم با زبان هنر سخن بگویند و کیفیت اثرشان هم بالاست با کسانیکه سعی دارند به تمجید و تعریف بپردازند مشغول کار هستند و این مدیر است که باید تصمیم بگیرد در جشنوارهها میخواهد مثل سلطان محمود غزنوی عمل کند یا میخواهد ارزش هنر را در نظر بگیرد. آنچه که من در برگزاری رویدادهای سینمایی و جشنوارهها حائز اهمیت میدانم صرف برگزاری یا عدم برگزاری آنها نیست بلکه باید به نتیجه و هدف برگزاری توجه شود.
وی افزود: من مخالف برگزاری جشنواره نیستم، به نظر من در میانه جنگ هم به بزم نیاز داریم و اگر بخواهیم آن را از جامعه حذف کنیم ملت را به سمت عبوس شدن پیش بردهایم که این اصلاً اتفاق خوبی نیست اما در عین حال معتقدم که اگر از رنج مردم هم نگوییم مردم عبوس میشوند چون احساس میکنند که نادیده گرفته شده و کسی به درد آنها توجه ندارد اما نکته دیگر این است که در کنار رنج ملت باید لحظات شادمانیشان را هم روایت کنیم و شور لحظه لحظه زندگی نباید نادیده گرفته یا حذف شود. اگر سینما این ویژگی را در خود حفظ کرد آن وقت مسئولان هستند که باید عملکرد مطلوبی داشته باشند و فقط به مجیزگویی و تمجید بها ندهند.
این کارگردان در ادامه تأکید کرد: یکی از مشکلات اساسی این است که مسئولان ما نگاه کارمندی دارند و برگزاری هر جشنواره را وظیفه اداری سالانه خود میدانند و برایشان اصلاً مهم نیست که این جشنواره چه تأثیری میتواند بر سینما داشته باشد، فقط میخواهند رویدادی برگزار شود، همه راضی باشند و وظیفه اداریشان انجام شود و طبیعتاً دیگر افراد که کارمندهای آن رویداد هستند هم همین نگاه را دنبال میکنند و در نهایت آنچه که اهمیت دارد این است که به موقع حقوق بگیرند و مسئول هم گزارش دهد که بودجه مربوطه برای جشنواره هزینه شد و جشنواره بدون هیچ مشکلی به سرانجام رسید. اگر نگاه مسئولان ما به رویدادهای سینمایی در همین حد است کاش این رویدادها را برگزار نکنند و من فکر میکنم رسانهها هم باید این بعد ماجرا را مورد بررسی قرار دهند و از مسئولان بپرسند که در این رویداد چه نگاه و هدفی را دنبال میکنند و بعد بررسی کنند که آیا آن هدفگذاری درست بوده و در انتها بررسی کنند که آیا آن هدفگذاری به ثمر نشسته یا خیر.
کارگردان فیلم سینمایی «روییدن در باد» اظهار کرد: در نهایت فیلمساز کار خودش را انجام میدهد. من زمانی میخواستم فیلمی بسازم که به آموزش و پرورش مربوط بود، در گیلان فیلمنامه را به جایی بردم و دوستان حتی فیلمنامه را نخواندند که به من پاسخ بدهند، در نهایت تصمیم گرفتم گروه را به منطقهای ببرم و خودم فیلم را بسازم. برف شدیدی میآمد و آنجا مدرسهای بود که تعطیل شد و آن را در اختیار گرفتم و حتی از دانشآموزان آن منطقه هم در فیلم استفاده کردم. به نظر من حتی اگر با فیلمسازان همکاری نشود و برای آنها مانع بتراشند هم آنها کار خود را انجام میدهند. همان زمان برای این فیلم مانعتراشیهای بسیاری کردند و با وجود اینکه هیچ حمایتی هم صورت نگرفت در نهایت فیلم من به جشنواره رشد رفت و به یاد دارم که یکی از مدیران در مراسم اختتامیه پشت تریبون از اینکه همواره حامی فیلمسازان بوده تعریف کرد و من هم پشت تریبون رفتم و حرفهای ایشان را تکذیب کردم و گفتم که اصلاً اینطور نیست و مدیران ما معمولاً آنچه که عمل میکنند با آنچه که پشت تریبون میگویند با هم همخوانی ندارد.
قنبری در پایان گفت: آنچه که من به آن اهمیت میدهم این است که مدیریت سینمای ایران اجازه دهد مجموعهای تولیدات متنوع وجود داشته باشد و در جشنوارههایی مثل فجر هم این فیلمها را ببینیم. سینما باید مجموعهای از شور و روح و شادی و تلخی زمانه باشد، فیلمساز میتواند ذوق و شادمانی مردم را در دل تلخیهای زمانه بیان کند و مدیران نباید فقط به فیلمهایی اهمیت بدهند که در راستای منویات فکری و جهانبینی آنها تعریف میشوند یا به مجیزگویی مشغول هستند.