شعر افشین علا برای شهادت کوچکترین نوه رهبر شهید انقلاب
دهم اسفند ۱۴۰۳، روزی که شاید پدر بزرگ به رسم عادت دیرینه اش، برای نوه عزیزتر از جانش، هدیه ای معنوی تدارک دید. قرآنی نفیس که با دست خط مبارک خود به زهرا تقدیم شد. آن دست خط، نه صرفاً کلماتی بر کاغذ، که نجواهای یک عارف و پدربزرگ عاشق بود. افشین علا برای این کودک شهید شعری سروده است.
به گزارش ایلنا، نامش زهرا بود؛ کوچک ترین نوه رهبر شهید انقلاب اسلامی، نوری که تنها ۱۴ ماه در این دنیا تابید اما حکایتش برای همیشه در تاریخ ایمان ثبت شد. داستانی که با یک هدیه ساده آغاز شد و با یک ضیافت بزرگ به پایان رسید.
دهم اسفند ۱۴۰۳، روزی که شاید پدر بزرگ به رسم عادت دیرینه اش، برای نوه عزیزتر از جانش، هدیه ای معنوی تدارک دید. قرآنی نفیس که با دست خط مبارک خود به زهرا تقدیم شد. آن دست خط، نه صرفاً کلماتی بر کاغذ، که نجواهای یک عارف و پدربزرگ عاشق بود:
«ولادت نور چشم عزیز زهرا محمدی در ۲۸ آذر ۱۴۰۳ برابر با شانزدهم جمادی الثانیه ۱۴۴۶. سلامت و عافیت و خوشبختی این نوگل زیبا را از خداوند مهربان مسئلت می کنم. عمرش دراز و سعادتش پایدار باد. سیدعلی خامنه ای ۱۴۰۳/۱۲/۱۰»
افشین علا به مناسبت شهادت کوچکترین نوه رهبر شهید انقلاب اسلامی، شعری سروده است.
متن سروه افشین علا به شرح زیر است:
آهوی من که دیده چو نرگس، خمار داشت
از این چمن چه دید که میل فرار داشت؟
در قابها به مردمک چشم آبیاش
چون خوب بنگری، گله از روزگار داشت
طرز نگاه او که قرار از جهان ربود
باشد گواه او که دلی بیقرار داشت
یک سال و نیمه بود ولی مثل عاشقان
جانی به روز واقعه، چشمانتظار داشت
از خانهام که بی نفسش شد خزان سرد
دامنکشان گذشت که شوق بهار داشت
چون اصغر حسین، اگر شیرخواره بود
چون حضرت رقیه، شکوه و وقار داشت
زیباتر از غزال شهیدم به دفترش
صورتگر زمانه، چه نقش و نگار داشت؟
گیرم که تشنه بود حرامی به خون سرو
دیگر بگو به ساقهی ریحان چه کار داشت؟
نازم به غنچهای که چو پژمرد، نوحهخوان
در باغ و کوه و دشت، هزاران هزار داشت
مثل پدربزرگ که در مشهد آرمید
با جد خویش ضامن آهو قرار داشت