علی مغازهای در گفتگو با ایلنا مطرح کرد؛
مخاطبان «موزیک تک» فقط بهای ورودی به موزه را پرداخت میکنند/ جامعه رسانهای هنوز فعالیتهای سلبریتیها را جدیتر میبییند
مغازهای درباره «موزیک تک» میگوید: حفظ شأنیت و جایگاه موزه برایمان از همه چیز بالاتر است. موزه هنرهای معاصر همواره جایگاه والایی در هنرهای ایران داشته است. بازتابی هم که میخواهیم «موزیک تک» در دنیای هنر داشته باشد، باید در سطح و کیفیت موزه باشد. هدف موزه پول درآوردن نیست.
به گزارش خبرنگار ایلنا، «موزیک تک» عنوان برنامهای موسیقایی است که در هر فصل یکی از گروهها را در موزه هنرهای معاصر تهران میزبانی میکند. این اتفاق برای اولین بار است که در کشور رخ میدهد و موزه هنرهای معاصر تا پیش از این چنین پروژههایی را حمایت نکرده بود.
علی مغازهای مدیر پروژه «موزیک تک» در این گفتگو؛ درباره به خدمت گرفتن بنای موزه هنرهای معاصر به لحاظ معماری و چیدمان داخلی برای اجرای موسیقی توضیحاتی ارائه کرد. گفتگوی ایلنا با این کارشناس موسیقی را در زیر میخوانید.

مخاطب سالهاست که با عنوان «سینما تِک» آشناست و حال با نام جدید «موزیک تِک» آشنا شده. کمی درباره ایده این انتخاب برای مخاطبان بگویید.
روزی که میخواستیم برای اجرای موسیقی در موزه هنرهای معاصر برنامه ریزی کنیم، به دنبال اسم مناسبی برایش بودیم. من «موزیک تِک» را پیشنهاد دادم که شاید برداشتی از «سینما تک» است. البته «سینما تک» تعریف دارد و محوریت آن آرشیو دیداری عرصه سینماست. در پس این عنوان، خرد هفرهنگی هم در سطح جهان شکل گرفته است. آقای دبیری نژاد این اسم پیشنهاد من یعنی «موزیک تک» را پسندید و یادم هست همان شب با من تماس گرفت و گفت به نظرم بهتر است از همین اسم استفاده کنیم و حتا جستجو کرده بود که آیا در جهان چنین سازوکاری وجود دارد یا نه و یک لینک برای من فرستاد که نشان بدهد که هیچ مشکلی در این عنوان نمیبیند.
من بیشتر به این فکر میکردم که عنوان برنامه، باید اسمی متفاوت و در شان موزه هنرهای معاصر باشد. لازم میدانم برای تکمیل پاسخم به سوالتان خاطرهای را بیان کنم. سال ۱۳۹۰ بود که صحبت و برنامهای مبنی بر راه اندازی یک جشنواره موسیقی نواحی در بخش خصوصی داشتم (تا آن زمان جشنوارهها را بخشهای دولتی برگزار میکردند). من از همان روز گفتم که ما باید با جشنوارههای متداول تفاوت داشته باشیم. همان جا بود که گفتم بگذارید نام رویداد موسیقی نواحی آینهدار را بگذاریم «فستیوال موسیقی نواحی آینهدار». هدفم این بود که نوعی تمایز ایجاد شود. من تا آن تاریخ نام دیگری پیدا نکرده بودم و در نهایت واژه فستیوال را پیشنهاد دادم. البته بعد از ما تقریبا برای تمام رویدادهای مستقل موسیقی از عبارت فستیوال به جای جشنواره استفاده کردند. یادم هست که برخی دوستان خبرنگار در خبرهایشان به جای فستیوال آینهدار مینوشتند جشنواره آینهدار. من میگفتم نام رویداد ما «جشنواره آینهدار» نیست؛ بلکه «فستیوال آینهدار» است. میخواهم بگویم تمایز یا فاصلهگذاری خود اتفاق خوبی است که میتواند در حد یک استیتمنت یا بیانیه نقش ایفا کند. به هرحال در دهه نود انتخاب عنوان برای رویداد آینهدار توجه برانگیز شد. در آن مقطع (سال ۱۳۹۲ که به اجرا رسیدیم)، دولت عوض شده بود و آقای علی مرادخانی به عنوان معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انتخاب شده بود. ایشان و همکارانشان با ما بسیار همدلانه برخورد کردند. من پیشتر آقای مرادخانی را در جریان عنوان فستیوال گذاشته بودم و در ادامه ایشان در یک سخنرانی از ما حمایت کرد و گفت در این رویداد نام فستیوال به جای جشنواره قرار گرفته تا عوامل برگزاری به همین واسطه تمایز و تفاوت این رویداد و رویکردشان را با رویدادهای دیگر اثبات نمایند. ایشان در همان سخنرانی گفت ما به عنوان دولت برای این رویداد و عوامل برگزاری آن کاری انجام نمیدهیم؛ چنانچه این دوستان خودشان اینطور خواستهاند. این را به آن جهت گفتند که ما همواره در آینه دار گفته بودیم از دولت کمک نمیخواهیم و فقط میخواهیم دولت مانعتراشی نکند. آقای مرادخانی در آن سخنرانی دقیقاً همین خواسته ما را بیان کرد. فیلم و صدای آن روز هم هست که گفتند؛ تنها کمکی که ما برای این فستیوال میتوانیم انجام دهیم، این است که اختلالی در کار فستیوال ایجاد نکنیم و با لحن شوخی گفتند؛ ما میتوانیم در حمایت از این دوستان یک کار انجام بدهیم و آن این است که چوب لای چرخشان نکنیم. و همین طور هم شد در آن زمان، هیچوقت از طرف هیچ نهادی برای ما مشکلی ایجاد نشد.
مرحوم مرادخانی تا جای ممکن با هنرمندان همراه بود.
بله اما پس از او هم هرکسی در آن زمان مسئولیتی داشت با ما همراهی کرد. چه دفتر موسیقی و چه تالار وحدت تا سال ۱۳۹۸ که آخرین دوره اجرای ما شد، همیشه با ما همراه بودند. همدلانه همکاری کردند و کاری با ما نداشتند. خوشبختانه در آن سالها، کارها خوب پیش رفت. در آن رویداد عنوان من دبیر هنری فستیوال آینه دار بود. در موزه هنرهای معاصر ما فستیوال یا جشنواره نداریم و آنچه در زیر عنوان «موزیک تک» اجرا شده، در قالب پروژههای اجرای موسیقی با ابعاد و کیفیتی متفاوت بوده است. من خیلی امیداورم به لحاظ اسپانسرینگ، ساز و کاری مالی پشت قضیه بیاید تا بتوانیم در کنار توسعه و رشد کیفی و کمی، آن جنبه آرشیوی موسیقی را به درستی در کارمان وارد کنیم.
پس از اجرای اولین برنامه «موزیک تک» انتظار میرفت در فواصل ایجاد شده میان برنامهها، جذب اسپانسر هم صورت گیرد که گویا اینطور نبوده است.
بله اما با توجه به شرایط کشور چنین فعلاً حمایتگری وجود ندارد. در اولین و دومین پروژه هم قرار بود یک دوستی بیاید و کاملاً دوستانه مقداری کمک مالی کند که متاسفانه این اتفاق و حمایت به صورت کامل صورت نگرفت. آن دوست فقط پنجاه درصد منابع مورد نیاز یا اعلام شده مالی ما را تامین کرد و به هرحال ما توانستیم نسبت به حق و حقوق هنرمندان، یکی از موزیک تکها پرداختهایی داشته باشیم. این در حالی است که گروه «یارآوا» هنوز که هنوز است، مبلغی دریافت نکرده است و این دِین بزرگی است که بر گردن ما سنگینی میکند. در واقع بچههای ارکستر «یارآوا» به اتفاق مهدی جلالی سرپرست گروه، هنوز حق و حقوقی که دربارهاش صحبت کرده بودیم را دریافت نکردهاند و بزرگوارانه تحمل کردهاند. شخصاً برای حل کردن این موضوع خیلی در تکاپو هستم. ازطرفی، به لحاظ دولتی یا حمایت از سوی دفتر موسیقی یا خود موزه یا دفتر کل هنرهای تجسمی، واقعاً بودجهای وجود ندارد.
اما «موزیک تک» این پتانسیل را دارد که به یکی از برنامههای ثابت فرهنگی تبدیل شود و ماندگار بماند.
خوشبختانه آقای دبیری نژاد پشت این پروژه ایستاده است و پیشنهاد ایشان بود که بهتر است معاونت امور هنری، دفتر موسیقی و انجمن موسیقی را به عنوان حامیان برنامه وارد این پروژه کنیم. این بخشهای دولتی نیز تا این جا کنارمان ایستادند اما این به معنای حمایت مالی از «موزیک تک» نیست. به هر حال خوشبختانه در انجام کارها، همدلی و اعتماد متقابل میان ما و موزه و دفتر موسیقی و انجمن موسیقی وجود دارد.

یکی دیگر از موضوعات مهم نوع معماری موزه هنرهای معاصر و تاثیر آن بر اجراهاست. کمی در اینباره نیز توضیح دهید. و اینکه در اجرای گروه «لیان» نوازندگان در جای جای موزه ایستاده بودند، درباره این ایده هم توضیح دهید.
ببینید چیدمان اجرای محسن شریفیان و اعضای گروهها و هنرمندانی که در «موزیک تک ۴» حضور داشتند، بر اساس آن چیزی رخ داده که ما از آنها میخواستیم. که آن هم چیزی نبود جز ادراک امکانات و فضاها و به کار بستن تمام ظرفیتهای بنای فوقالعاده العاده موزه هنرهای معاصر. ایده و چیدمانی که شاهدش بودید عیناً منطبق با الگویی بود که در تمام برنامههای قبلی نیز به همین شکل انجام داده بودیم. موزه هنرهای معاصر دارای ۹ شماره گالری است. در میان پنج گالری بزرگ و وسیع، چند گالری با فضای کوچکتر محراب مانند نیز وجود دارد که گالریهای موزه را کامل میکنند. اتفاقاً در سه «موزیک تک» قبلی، برخلاف «موزیک تک ۴»، ما از تمام فضاها و ظرفیتهای گالریها و فضای رَمپ و پیرامون حوض روغن استفاده کرده بودیم. میخواهم بگویم الگوی ما در «موزیک تک» همین است و آنچه دیدید حاصل تجربه و بهرهگیری ما از فضاهای موزه بود نه اینکه این شیوه را آقای شریفیان طراحی کرده باشند. البته ایشان هم بسیار همراهی کرد و در مقابل پیشنهادها و نوع چیدمانی که من به ایشان مطرح میکردم هیچ گونه سرسختی یا مخالفتی از خود نشان نداد. حتی آقای شریفیان به اعضای گروهش میگفت که مغازهای و همین طور کارکنان موزه، تجربه این کار را دارند و از همکاران و اعضای گروهش میخواست هرچه را که ما میگوییم، بپذیرند و این کار او برای من بسیار احترام برانگیز بود و نشان از نگاه حرفهای و شناختش از افراد و امکانات داشت. به هرحال تجارب قبلی آموختههایی بسیاری برای من داشته است که امیدوارم در کارهای آینده بشود اجراهای متفاوتی داشته باشیم.
هرچه «موزیک تک» جدیتر شود بر اساس تجارب قبلی، پختهتر خواهد شد. اینگونه است که یک رویداد ارتقاء مییابد. در میان سری برنامههای «موزیک تک» کدام اجراها مخاطبان بیشتری داشتند. ظاهرا اجرای گروه «لیان» بیش از بقیه گروهها مورد استقبال قرار گرفته.
خب این یک نگاه یا خوانش است و اینکه گفته شده بود که اجراهای قبلی ضعیفتر بوده و آخرین پروژه مورد توجه بسیار قرار گرفته، اجحاف است. چنین چیزی یک برداشت نادرست ناشی از بیاطلاعی بوده است. اینکه بگوییم قبلیها دیده نشدند و پروژه آخر دیده شد، این نیز درست نیست. ما در نوبت اول «موزیک تک» بیش از هزارو دویست نفر مخاطب داشتیم. در پروژه دوم بیش از هشتصد و پنجاه بازدید کننده به موزه آمدند. در «موزیک تک۳» نیز هشتصد نفر جدای از میهمانان به دیدن اجراها آمدند. اما در آخرین «موزیک تک» ششصد و پنجاه نفر به موزه آمده بودند. اما از دید خودم تعداد بازدید کننده یا بازتاب رسانهای را الزاماً نباید به نشانه موفقیت یا عدم موفقیت یک پروژه قلمداد کنیم. هر پروژه «موزیک تک» کیفیت و اقتضائات خود را دارد. پس از اجرای شریفیان در موزه، مطلبی در فضای رسانهای دیدم که یکی از خبرنگاران با پیش فرضهای خود و بازتابهایی که این اجرا در رسانه داشته است، نوشته بود؛ اگر موزیک تکهای قبلی اجرا هم نمیشدند به جایی بر نمیخورد چون بازتابی نداشته. این دوست خبرنگار از همین رو با این استدلال به راحتی و یا به ناچار! اجراهای پیشین را هم داوری کرده بود. خب به این دوست عزیز باید گفت اگر شما اطلاعی از کیفیت و کمیت اجراهای قبلی ندارید و فاقد ارزش برمیشمرید، تنها دلیلش این است که خودتان در آن اجراها حضور نداشتید و ندیدهاید. اما اگر بحث دیده شدن را مترادف با بازتاب در رسانه بدانیم، بله رویداد «موزیک تک ۴» بازخورد بیشتری داشت که علتش ناگفته پیداست.
علت اینکه «موزیک تک ۴» بازخوردهای بیشتری داشته، چیست؟
موضوع این است که متاسفانه جامعه رسانهای فعالیتهای سلبریتیها و هنرمندان مشهورتر را جدیتر میبییند تا مثلاً اجرای گروههای ارزشمندی چون «یارآوا» را! این را هم بگویم که ما در اجراهای اخیر سه گالری بزرگ دو، سه و چهار را نداشتیم؛ چراکه از پیش از جنگ برای یک نمایشگاه عکس طراحی و چیدمان شده بودند. بنابراین تعداد اجراهای ما نسبت به پروژهای اول و دوم و سومِ «موزیک تک»، خیلی کمتر بود. ما در پروژههای قبلی، تنوع اجرایی بیشتری داشتیم و تعداد هنرمندان یا پرفرومرها نیز خیلی بیشتر بود و این در حالی بود که موزیک تکهای قبلی در حد فاصل برگزاری نمایشگاههای موزه اجرا شده بودند. یعنی ما در فاصله برگزاری دو نمایشگاه تجسمی به انجام امور و اجراها میپرداختیم که این کار ما را بسیار دشوارتر میکرد. به اضافه اینکه نکات بسیاری هم در ارتباط با بحثهای مالی میتوان مطرح کرد که آن سه پروژه هیچ حمایتی از هیچ نهادی نداشتند.
در موزه هنرهای معاصر سیستم صدای مناسب وجود دارد؟
اجراهای موسیقی در موزه، عموماً در فضاهای بسته و محدود است؛ مگر اینکه بخواهیم در فضای باز اجرا داشته باشیم. در فضاهای داخلی، بسته به استایل موسیقی، اینسترومنت، تکنوازی یا گروهنوازی چه به صورت آنسامبل چه ارکستر نیاز یا بینیازی به سیستم صوتی متغیر است. گاه برای صدادهی مناسب و کیفیت اجرایی، ممکن است به سیستم صوتی در اشکال مختلفی نیاز داشته باشیم، که معمولاً از بیرون تهیه میکنیم. اما همزمان موضوع دیگری هم هست که برخی هنرمندان و گروهها ابتدا ابراز نگرانی میکنند و آن فضای خالی و طنین صداها است که در اجرای تمرینی داخلی با توجه به وسعت پنج گالری اصلی و خالی بودن آن فضاها، همیشه در حین تمرین «ریورب» یا طنین صدا را داریم، اما من به آنها توضیح میدهم که نگران نباشند و از آنجایی که مخاطبان فضا را پر میکنند، مشکلی به لحاظ طنین و بازتاب در محیط، وجود ندارد. به همین دلیل چه با چیدمان وسایل چه با حضور انسان، مشکل اجرای موسیقی در فضای خالی که میتواند برای شنونده یا هنرمند موسیقی به ویژه در حین ضبط مشکلساز باشد، برطرف میشود. در واقع با حضور مردم است که این ریوربیا، طنین میشکند.

آیا در تدارک برگزاری «موزیک تک ۵» هستید یا اجرای آن را به بعد از محرم موکول کردهاید؟
دو پروژه از قبل برای زمستان سال گذشته طراحی و صحبت کرده بودم که یکی با همراهی عطا ابتکار بود که پروژهای خاصی بود و دیگر اینکه، صحبتهایی کرده بودم که با همراهی «انجمن فیلارمونیک» یک اجرا داشته باشیم. فعلاً برای من مشخص نیست چه زمانی بتوانیم این دو پروژه را به اجرا دربیاوریم؛ اما در این لحظه تنها خبری که میتوانم اعلام کنم این است که پروژه بعدی یعنی «موزیک تک ۵»، که همین امسال طرحش را آماده و موافقت رییس موزه را هم برای انجامش جلب کردهام، بسیار متفاوت از قبلیها خواهد بود. این بار فرصتی به مخاطبان خواهیم داد تا عاملیت آنها افزایش یابد و به واسطه این اجرا، مخاطب خود بتوانند نقش آفرینی کند.
اگر ناگفتهای مانده دربارهاش توضیح دهید.
لازم میدانم اضافه کنم «موزیک تک» فرصتی است که برای موسیقی ایران، ایجاد شده و خوشحال خواهم شد که هنرمندان بیشتری در آن مشارکت کنند. هر هنرمندی که میتواند در نسبت فضا و مکان موزه هنرهای معاصر کاری داشته باشد، میتواند به ما مراجعه کند. موزه علاوه بر «موزیک تک»، یک پروژه خوب و بسیار ارزشمند دیگری به نام «موسیقی در موزه» دارد که روزهای یکشنبه در موزه با مدیریت میلاد آقایی اجرا میشود و دوستان میتوانند بیایند و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارند. در چهارچوب «موزیک تک» تا جای ممکن از هنرمندان و طرحهای متفاوت و متناسب با ویژگیهای مورد نظر حمایت و همراهی خواهیم کرد. اما اگر هم طرحی اجرایی نباشد، به هرحال گپ و گفتی شکل میگیرد. اما درهای «موزیک تک» به روی هنرمندان باز است. پیش تر، پیشنهادات زیادی با من مطرح شد که واقعاً در کانسپت موسیقی برای موزه نمیگنجیدند و قرار شد نسبت به آنها بازنگری های شود، تا شاید با الگوی فضا و مکان و کانسپت «موزیک تک» سازگاری پیدا کنند. اما باید توجه داشت که حفظ شأنیت و جایگاه موزه برایمان از همه چیز بالاتر است. موزه هنرهای معاصر همواره جایگاه والایی در هنرهای ایران داشته است. بازتابی هم که میخواهیم «موزیک تک» در دنیای هنر داشته باشد، باید در سطح و کیفیت موزه باشد. هدف موزه پول درآوردن نیست و مخاطبان فقط بهای ورودی به موزه را پرداخت میکنند. ما در «موزیک تک» هدفمان این است که هنر و مردم را به هم پیوند دهیم و اتفاق زیبا و شگفتانگیزی که در این روند شکل میگیرد این است که مخاطب به عنوان مصرفکننده با موسیقی مواجه نمیشود. عموماً مصرف کنندگان موسیقی مخاطبانی هستند که به کنسرت میروند، اما مخاطب موزه، طی تجربهای جدید، دریافت کننده موسیقی است. کلاً در این اتفاق بینرشتهایِ هنری، اتفاقات خوبی میتواند رخ دهد که در میان سه عنصر فضا، هنرمند و مخاطب شکل میگیرد و این سه وجه، مثلثی را میسازند که به صورت فرکتال (Fractal) میتواند تا بی نهایت مثلث را در خود ایجاد کند؛ درست همچون هسته و ساختار یک اثر موسیقی. امیداورم این راه همچون بسیاری تجارب پیشین به دلایل خارج از اراده ما متوقف نشود.