ترامپ هنوز نمیداند شکست خورده/ خبرنگار: آقای رئیسجمهور ایران جنگ را برده...
۴۰ روز از جنگی میگذرد که قرار بود «چهار هفته» تمام شود. در این مدت: تنگه هرمز همچنان در کنترل ایران است. قیمت بنزین در آمریکا به سقفهای تاریخی نزدیک میشود. وضعیت روانی ترامپ توسط رسانههای غربی زیر سوال رفته است. و مهمتر از همه، مردم ایران با حضور میلیونی در خیابانها و ثبتنام ۱۲ میلیون داوطلب در پویش «ایران جان»، نشان دادهاند که مقاومت، پایانپذیر نیست.
به گزارش خبرنگار ایلنا، ۴۰ روز از تجاوز ارتشهای تروریست آمریکا و اسرائیل به ایران میگذرد. در این مدت، وعدههای «پیروزی آسان»، «فروپاشی سریع نظام ایران» و «قیام مردم علیه حکومت» یکی پس از دیگری نقش بر آب شد. آنچه باقی مانده، تصویر رئیسجمهوری است که به اعتراف رسانههای غربی، نزدیک به بیماری روانی، در توهمات خود غرق شده و از واقعیت میدانی فاصلهای خطرناک گرفته است.
و یکی از مهمترین شاخصهای شکست آمریکا در این جنگ، ناتوانی در باز کردن تنگه هرمز است. ترامپ که در روزهای نخست جنگ وعده داده بود «طی چند روز» کنترل این آبراه حیاتی را بازپس میگیرد، اکنون پس از ۴۰ روز نه تنها نتوانسته این کار را انجام دهد، بلکه ایران سیستم عوارض هوشمندانهای برای کشتیهای عبوری طراحی کرده است.
در چنین شرایطی ترامپ دیوانهوار و خشمگین از اینکه آرزوهایش بر باد رفته، رو به فحاشی آورده و پاسخ خبرنگاران را نیز با جملات عجیب و در بیشتر موارد توهین و تحقیر میدهد. به عنوان نمونه میتوان به تازهترین مکالمه ترامپ با یک خبرنگار آمریکایی اشاره کرد که به خوبی نشاندهنده سردرگمی اوست:
خبرنگار: آیا شما حاضرید به این جنگ با دریافت عوارض توسط ایران برای عبور از تنگه هرمز پایان دهید؟
ترامپ: ما هم عوارض میگیریم.
خبرنگار: نه، ایران عوارض بگیرد.
ترامپ: در مورد اینکه ما (از هرمز) عوارض بگیریم چطور؟ چرا نباید این کار را بکنیم؟ ما جنگ را بردهایم.
این دیالوگ، فراتر از یک پاسخ نابجا، نشاندهنده انکار واقعیت و گریز از پذیرش شکست است. رئیسجمهوری که ادعای «پیروزی» میکند، حتی نمیتواند پاسخ دهد که آیا حاضر است شکست را بپذیرد یا نه.
تحقیر آمریکا در غرب آسیا؛ روایتی که پنتاگون هم تأیید میکند
سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا به صراحت اعلام کرده است: «آمریکا در غرب آسیا تحقیر شده است». این تحقیر، تنها یک ادعای تبلیغاتی نیست. شواهد میدانی آن را تأیید میکنند:
ایران تنگه هرمز را کنترل میکند و کشتیهای آمریکایی جرأت ورود به آن را ندارند.
پهپادها و موشکهای ایران هر روز اهداف آمریکایی را هدف قرار میدهند.
متحدان منطقهای آمریکا از ترس تلافی، پایگاههای خود را به روی نیروهای آمریکایی بستهاند.
و مهمتر از همه، نظام ایران پس از ۴۰ روز جنگ تمامعیار، نه تنها فرو نپاشیده، که قدرتمندتر از روز اول ظاهر شده است.
اما در مقابل در امریکای مقتدر (!) اتفاقاتی عجیب درجریان است. شکست در میدان، با بحران در داخل کاخ سفید همراه شده است. رسانههای غربی به صراحت از «افزایش سوالات درباره وضعیت روانی ترامپ» خبر میدهند.
ساندی تایمز گزارش داده است که منتقدان ترامپ، لحن خشن و رکیک او علیه ایران را «نشاندهنده حالتی از تنش و سردرگمی» تفسیر کردهاند که میتواند «برای تخریب وجهه آمریکا و ایجاد تردیدهایی درباره عقلانیت ترامپ استفاده شود».
نیویورکر نیز در تحلیلی تند نوشته است که دیدگاههای ترامپ و پیت هگست (وزیر دفاع) از جنگ ایران «تحریفشده» است. این نشریه تأکید کرده است: «این دو نفر احتمالاً آرزو دارند در دنیایی زندگی میکردند که در آن هر کسی بمبهای بیشتری میریخت، به هر چه میخواست میرسید؛ اما این جنگ نشان داد که چنین فرضیهای حقیقت ندارد.»
اما شاید تلخترین بخش ماجرا، بیتفاوتی ترامپ حتی نسبت به وضعیت مردم خودش است. یک مجری آمریکایی به نقل از بانک جیپی مورگان هشدار داده است: «اگر جنگ ایران طول بکشد و همچنان تنگه هرمز بسته بماند، قیمت بنزین در آمریکا ممکن است از ۵ دلار در هر گالن فراتر رود. اما نگران نباشید، ترامپ از ساخت تالار مجلل ۴۰۰ میلیون دلاریاش دست نمیکشد.»
این تصویر، یک رئیسجمهور را به نمایش میگذارد که درحالیکه مردمش زیر فشار تورمی جنگ دست و پا میزنند، به فکر تجملات شخصی و کاخسازی است. این همان «آمریکا اول» نیست؛ این «ترامپ اول» است.
تکبر و توهم؛ میراث شکست در ایران
تاریخ جنگهای آمریکا مملو از نمونههایی است که تکبر و خودبرتربینی، مقدمه شکست بوده است. ویتنام، عراق، افغانستان - همه جا همین الگو تکرار شده: یک رئیسجمهور که به ارتش قدرتمندش مغرور است، وعده پیروزی آسان میدهد، اما در باتلاق مقاومت مردمی گیر میکند.
تفاوت ترامپ با پیشینیانش در این است که او حتی توان پذیرش شکست را هم ندارد. او به جای اینکه بپذیرد ایران را دست کم گرفته، به توهمات خود پناه میبرد. همان توهماتی که باعث میشود در پاسخ به خبرنگاری که از پذیرش عوارض ایران میپرسد، بگوید: «ما هم عوارض میگیریم؟ چرا نباید این کار را بکنیم؟»
ترامپ و تیمش احتمالاً آرزو دارند در دنیایی زندگی میکردند که در آن بمبهای بیشتر، پیروزی را تضمین میکرد. اما واقعیت سرد و بیرحمانه میدان چیز دیگری میگوید: تکبر و توهم، آمریکا را به ورطه شکستی میکشاند که حتی از ویتنام نیز بدتر خواهد بود.
لفاظیهای بیادبانه، گستاخانه و تهدیدهای بیاساس رئیسجمهور متوهم آمریکا نخواهد توانست بیآبرویی و تحقیر آمریکا در منطقه غرب آسیا را جبران کند. همانگونه کهتری موران، روزنامهنگار آمریکایی، گفت: «ترامپ گیر افتاده است.» و این بار، راه فراری وجود ندارد.