یادی از تئاتریهایی که سال گذشته صحنه را برای همیشه ترک کردند! / از یعقوب صباحی تا بهرام بیضایی
تئاتر، بیش از بسیاری از هنرها، به «حضور» وابسته است؛ حضوری زنده، انسانی و بیواسطه که در آن، بدن و صدا، ابزار اصلی بیاناند. از همین رو، هر فقدان در این عرصه، نهتنها خلایی در تاریخ هنری، بلکه گسستی در زنجیره انتقال تجربه، آموزش و زیست حرفهای نیز بهجا میگذارد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، در سال ۱۴۰۴، جامعه تئاتر ایران بار دیگر با فقدان شماری از هنرمندان خود مواجه شد؛ چهرههایی که هریک، بخشی از حافظه زنده صحنه و تجربه زیسته این هنر را با خود حمل میکردند. درگذشت آنان، تنها از دست رفتن نامهایی در یک فهرست نیست، بلکه نشانهای از خاموشی تدریجی صداهایی است که سالها در سکوت یا کمشنیدهشدن، به تداوم حیات تئاتر این سرزمین یاری رساندهاند.
تئاتر، بیش از بسیاری از هنرها، به «حضور» وابسته است؛ حضوری زنده، انسانی و بیواسطه که در آن، بدن و صدا، ابزار اصلی بیاناند. از همین رو، هر فقدان در این عرصه، نهتنها خلایی در تاریخ هنری، بلکه گسستی در زنجیره انتقال تجربه، آموزش و زیست حرفهای نیز بهجا میگذارد.
این گزارش، ضمن مروری بر درگذشتگان تئاتر در سال ۱۴۰۴، تلاش دارد از سطح خبر فراتر رفته و به یکی از مهمترین دغدغههای مغفولمانده این حوزه بپردازد: معیشت، امنیت و کیفیت زندگی هنرمندانی که حیات تئاتر، به استمرار حضور آنان وابسته است.
یعقوب صباحی
چهار دهه فعالیت مستمر
یعقوب صباحی اولین تئاتری درگذشته سال گذشته است که در شامگاه بیست و سوم تیرماه دارفانی را دواع گفت.
او روز نوزدهم تیرماه دچار سکته مغزی شده بود و به بخش مراقبتهای ویژه انتقال یافته بود.
او زاده سال ۱۳۴۰ بود و از دهه شصت فعالیت خود را در عرصه تئاتر آغاز کرد. او بیش از چهار دهه فعالیت در بیش از صد اثر نمایشی، تلویزیونی و سینمایی ایفای نقش کرده بود.
صباحی در اغلب نمایشهای حمیدرضا نعیمی ایفای نقش کرده بود. صباحی علاوه بر فعالیت در عرصه اجرا و تصویر در زمینه آموزش نیز فعالیتهای جدی داشت.
مژده دایی
بازیگر جوان تئاتر
مژده دایی هنرمند جوان عرصه تئاتر یکی دیگر از درگذشتگان سال ۱۴۰۴ است که در سن سی و هشت سالگی چهره در نقاب خاک کشیده است.
او در مقطع کارشناسی ارشد از دانسگاه تهران فارغ التحصیل شده بود.
مژده دایی طی سالهای فعالیت در عرصه تئاتر در نمایشهایی چون «در اعماق» به کارگردانی سمیرا مهدوی شکیبا، «هرکس با تنهایی اش» به کارگردانی مهدی احمدپناه، «آشپزخانه» و «ماجرای متراپاژ» به کارگردانی محمدحسن معجونی، «چیزهای سرد» به کارگردانی رامین اکبری، «میخواستم اسب باشم» به کارگردانی عباس غفاری، «روح موج یکشنبه ها» به کارگردانی مازیار سیدی ایفای نقش کرده بود.
کمالالدین شفیعی
مرگ در آسایشگاه
کمال الدین شفیعی نویسنده، مترجم و کارگردان و مدرس تئاتر، چهارم خردادماه در سن نود و یک سالگی چهره در نقاب خاک کشید.
شفیعی از ابتدای سال گذشته در آسایشگاهی واقع در مازندران روزگار میگذراند و در همان مکان هم از دنیا رفت. او زاده سال ۱۳۱۳ بود. وی در میانه تحصیلات به آلمان رفت و در دانشگاه ادبیات و هنر خواند و در ادامه به کشورمان بازگشت.
شفیعی طی دوران حیات به طور مستمر در عرصه تئاتر و نگارش آثار آکادمیک و پژوهشی فعالیت داشت.
جمال اجلالی
بازیگر بیحاشیه
جمال اجلالی بازیر پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون نیز روز هشتم تیرماه درگذشت. او پس از تحمل یک دوره بیماری در سن ۷۸ سالگی از دنیا رفت.
او متولد سال ۱۳۲۶ بود. وی از همان ابتدا و در دوران کودکی به هنر علاقه نشان داد. در ادامه با رتبهای دو رقمی به دانشگاه هنرهای زیبای تهران راه یافت و در رشته بازیگری تئاتر به تحصیل پرداخت.
«مرغ دریایی»، «ازدواج آقای میسی سی پی»، «دایره گچی قفقازی» برخی از نمایشهایی هستند که اجلالی در آنها ایفای نقش کرده است. جلال اجلالی همچنین در سریالهایی چون «خط»، «توطئه فامیلی»، «برای آخرین بار»، «پیدا پنهان»، «مسافر» ایفای نقش کرده بود. «سرباز»، «سر دلبران» و فیلم سینمایی «دم سرخ ها» آخرین فعالیتهای اجلالی در دو حوزه سریال و فیلم محسوب میشوند.
علیاکبر قدوسیان
تعزیهخوان پیشکسوت
علیاکبر قدوسیان یکی از هنرمندان پیشکسوت عرصه تعزیه است که روز چهاردهم تیرماه مصادف با شب عاشورا، در سن هفتاد و سالگی به دیدار معبود رفت.
او زاده سال ۱۳۳۲ بود و طی سالهای حیات خویش نقشهای مختلفی را خواند و اجرا کرد.
کیوان کاوند
بازیگر جوان تئاتر
کیوان کاوند بازیگر تئاتر و سینما در آبان ماه سال گذشته و چند روز پیش از تولد سی و یک سالگیاش دعوت حق را تبریک گفت.
او زاده ۹ آبان ماه ۱۳۷۳ بود و در پردیس هنرهای زیبای تهران بازیگری خوانده بود.
ناصر حسینی مهر، محمدحسین ناصربخت، رحمت امینی کارگردانهایی هستند که کاوند با آنها همکاری داشته است. او طی سالهای آخر حیاتش در زمینه آموزش کودکان کار و امور خیریه فعالیت جدی داشته است.
هادی مرزبان
وفادار به اکبر رادی و آثارش
هادی مرزبان که بخش زیادی از عمر خود را صرف تئاتر کرده بود و یکی از پیشکسوتان این عرصه محسوب میشد نیز دوم آذر پس از تحمل یک دوره کوتاه بیماری، در سن هشتاد و یک سالگی به دیدار معبود رفت.
نام مرزبان با نام اکبر رادی درامنویس ایرانی گره خورده است. او یکی از کارگردانهایی بود که روی نمایشنامههای اکبر رادی تمرکز داشت و تعداد زیادی از نمایشنامههای او را روی صحنه بود.
«لبخند با شکوه آقای گیل»، «آهسته با گل سرخ»، «خانمچه و مهتابی»، «باغ شب نمای ما»، «هاملت با سالاد فصل»، «پلکان» و «تانگوی تخم مرغ داغ» از جمله آثاری هستند که زنده یاد مرزبان آنها را روی صحنه برده است. «خاطرات هنرپیشه نقش دوم»، «دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد»، «بنگاه تئاترال» و «سیمرغ» نیز برخی دیگر از آثار او هستند.
هادی مرزبان که فعالیت خود در عرصه تئاتر را به سال ۱۳۴۵ آغاز کرده بود، فارغ التحصیل بازیگری و کارگردانی از پردیس هنرهای زیبای تهران بود. او همچنین سال ۱۳۵۷ به دانشگاه برونل آلمان رفت و در رشته طراحی و کارگردانی فوق لیسانس دریافت کرد.
هادی مرزبان درحالی فوت کرد که در تدارک اجرای نمایش «پریزاد» بود.
بهرام بیضایی
نویسنده و کارگردان صاحب سبک ایرانی
بهرام بیضایی نیز یکی دیگر از درگذشتگان تئاتر در سال ۱۴۰۴ است که دور از وطن چهره در نقاب خاک کشید.
بیضایی نه تنها بر مقوله نمایش در ایران اشراف داشت و در زمینه تئاتر کارگردانی صاحب اندیشه بود، در عرصه فیلمنامهنویسی و فیلمسازی نیز فعالیتهای جدی داشت. تدوین و ساخت تیتراژ نیز بخش دیگری از فعالیتهای هنری بهرام بیضایی را تشکیل میدهند.
آنهایی که به تئاتر نگاهی جدی دارند بهرام بیضایی را با سه برخوانی و کتاب نمایش در ایرانش به یاد میآورند.
او زاده پنجم دی ماه سال ۱۳۱۷ بود و پنجم دی ماه سال ۱۴۰۴ نیز از دنیا رفت. او به هنگام مرگ ۸۷ساله بود و در آمریکا به خاک سپرده شد.
بیضایی، نویسنده نمایشنامههایی چون «مرگ یزدگرد»، «فتح نامه کلا»، «هشتمین سفر سندباد»، «سهراب کشی»، «طرب نامه»، «چهارصندوق»، «مجلس قربانی سنمار»، «جنگنامه غلامان»، «مجلس ضربت زدن»، «خاطرات هنرپیشه نقش دوم»، «ندبه» بود.
همچنین «مرگ یزدگرد»، «چریکه تارا»، «باشو غریبه کوچک»، «مسافران»، «شاید وقتی دیگر» و «سگ کشی»، تعدادی از فیلمهای سینمایی او هستند.