روایت انگلیسی فتح هرمز توسط شاه عباس
وظیفه مانوکس جهت تشویق فرماندهان کشتی برای برآوردن درخواستهای شاه آسان نبود. نبرد با پرتغالیها زمانی که سعی داشتند کشتیهای انگلیسی را بیرون از خلیج فارس، اقیانوس هند نگه دارند یک قضیه میبود و همراهی با یک دولت مسلمان جهت هجوم به دولتی مسیحی اروپایی و حتی کاتولیک که با انگلستان در صلح قرار داشت قضایایی دیگر. ولی مانوکس انسان جربزه داری بود. بعد از جروبحثهای مفصل، توانست فرماندهان کشتیها را قانع سازد تا پرتغالیها را از قشم و هرمز بیرون رانند زیرا بنا به گفته او آینده کمپانی در ایران به این قضایا بستگی داشت.
به گزارش خبرنگار ایلنا، وظیفه مانوکس جهت تشویق فرماندهان کشتی برای برآوردن درخواستهای شاه آسان نبود. نبرد با پرتغالیها زمانی که سعی داشتند کشتیهای انگلیسی را بیرون از خلیج فارس، اقیانوس هند نگه دارند یک قضیه میبود و همراهی با یک دولت مسلمان جهت هجوم به دولتی مسیحی اروپایی و حتی کاتولیک که با انگلستان در صلح قرار داشت قضایایی دیگر. ولی مانوکس انسان جربزه داری بود. بعد از جروبحثهای مفصل، توانست فرماندهان کشتیها را قانع سازد تا پرتغالیها را از قشم و هرمز بیرون رانند زیرا بنا به گفته او آینده کمپانی در ایران به این قضایا بستگی داشت.
کتاب «شاه عباس؛ پادشاه بیرحمی که به اسطوره مبدل گشت» نوشته دیوید بلو با ترجمه خسرو خواجه نوری به تازگی توسط انتشارات امیرکبییر به چاپ ششم رسیده است.
دیوید بلو نویسنده و پژوهشگر انگلیسی این کتاب، برای نگارش آن، «تاریخ عالم آرای عباسی» را محور و اساس کار خود قرار داده اما تکیه گاه و مرجع اصلیاش در نوشتن آن، گزارشهای اروپاییانی است که به ایران آمده و حاصل دیدههای خود را ثبت کردهاند. او با انتخاب عنوان فرعی «پادشاه بیرحمی که به اسطوره مبدل گشت» تلاش کرده تصویر یک شاه با ویژگیهای متضاد شخصیتی را ارائه کند؛ به این ترتیب که اگر شاه عباس را خود رای میخواند، در مقابل او را مردی با ذکاوت و هوشمند معرفی میکند.
ارائه یک بررسی کلی از اصلاحات و اقدامات شاه عباس در حوزههای مختلف و شرح دگرگونیهایی که در سایه اقتدار او رقم خوردند، ازجمله اهداف نگارش این کتاب بودهاند. کتابشناسی و معرفی منابع هم از دیگر خدماتی است که دیوید بلو به مخاطب خود ارائه کرده است.
خسرو خواجه نوری این کتاب را سال ۱۳۹۵ ترجمه و برای چاپ به انتشارات امیرکبیر سپرد که تا امروز ۶ نوبت چاپ را پشت سر گذاشته است. چاپ ششم این کتاب با ۴۰۵ صفحه و شمارگان ۱۰۰ نسخه عرضه شده است.
کتاب «شاه عباس» ۲۰ فصل دارد که به این ترتیب هستند:
«مرده ریگ شاه عباس: خلق حکومتی شیعی»، «آشفتگی دوران کودکی و رسیدن به قدرت»، «عباس قدرت را در دست میگیرد»، «استرداد خراسان از دست ازبکان»، «حادثه جویان انگلیسی در خدمت شاه عباس»، «دفاع ناخوشایند خراسان، خلیج فارس و درگیری با عثمانی»، «شاه عباس عثمانیان را اخراج میکند»، «به دنبال متحدان اروپایی»، «فشار آوردن بر خلیج فارس، تبعید توده مردم و کشتن پسر»، «فتح انگلیسی – ایرانی: تصرف هرمز»، «پیروزی پایانی: فتح قندهار و بغداد»، «درگیری سفرا»، «ایلچی انگلستان و فوت شاه عباس»، «شاه عباس، بشر و سلطان»، «درباره شاه عباس»، «پیوند میان حکومت و دین»، «اصفهان شهری که نصف جهان بود»، «شاه تاجر پیشه»، «شاه عباس و هنرها» و «سلاطین صفوی بعدی».
در قسمتی از این کتاب که مربوط به تصرف هرمز توسط شاه عباس است، میخوانیم:
چنانچه پرتغالیها درصدد بودند تا شاه عباس را به حمله به هرمز با کمک انگلیسیها تشویق کنند، بیش از این نمیتوانستند کاری صورت دهند. روی فرئیره بر طبق فرمان در جزیره قشم قلعهسازی را آغاز کرد که بخش اعظم آب و غذای هرمز را فراهم میساخت و در سال ۱۶۱۴ م. / ۱۰۲۳-۴ ق توسط ایرانیها تسخیر شده بود. به نظر میرسد که در آن موقع چندان از قشم مراقبت نمیشده است. دریاسالار پرتغالی به ساحل همجوار لار هم یورش برد و هر قزلباشی را یافت کشت. او دهاتی را که قزلباشها بعد از تسخیر ولایت لار به وسیله شاه عباس در آن سکونت کرده بودند، آتش زد. همچنین پرتغالیها هر قایقی را که فکر میکردند میتوان در حمل و نقل از آن استفاده کرد به آتش کشیدند. نقل شده که این تحرکات با پشتیبانی مردم محلی صورت پذیرفته است. چرا که قزلباشها با آنان بدرفتاری از خود بروز داده بودند، ایشان به حاکم معزول و درگذشتهشان همچنان وفادار و از شاه تنفر شدیدی داشتند.
شاه عباس این کار را اعلام جنگ به حساب آورد و به والی فارس، امام قلی خان دستور داد تا با پرتغالیها وارد جنگ شود. امام قلی خان نیروهایی جهت محاصره قشم گسیل داشت ولی چون کشتی نداشت، مجددا کار به تعویق افتاد. اما ایرانیها آگاه بودند که ناوگان کمپانی هند شرقی برای حمل محموله سالیانه ابریشم در ماه دسامبر به جاسک وارد خواهد شد. در یکی از روزهای پاییزی شاه در اصفهان به ادوارد ماناکس گفت که بار ابریشم را تحویل نخواهد داد مگر آنکه کمپانی در حمله بر ضد پرتغالیها وی را یاری دریایی دهد. مانوکس عکس العمل موافقی از خود بروز داد اما بیان داشت که میبایستی در موقع ورود ناوگان با فرماندهان کشتیها مشورت نماید. شاه عباس به امام قلی مجوز داد تا درباره شرایط قرارداد وارد مذاکره شود.
عمال کمپانی هند شرقی در سورات دارای ناوگانی نیرومند مشتمل بر پنج کشتی و قایق بودند که آن را به جاسک گسیل داشتند زیرا فکر میکردند ممکن است با روئی فرئیره درگیر شوند و اخباری مبنی بر اعزام نیروهای کمکی برای وی به آنها رسیده بود. ناوگان در روز چهاردهم دسامبر وارد جاسک شد و در آن محل پیغامی دریافت کرد که جهت دیدار با مانوکس و دیگر عمال کمپانی در ایران به بندر کوچکی بالای جزیره هرمز برود. وظیفه مانوکس جهت تشویق فرماندهان کشتی برای برآوردن درخواستهای شاه آسان نبود. نبرد با پرتغالیها زمانی که سعی داشتند کشتیهای انگلیسی را بیرون از خلیج فارس، اقیانوس هند نگه دارند یک قضیه میبود و همراهی با یک دولت مسلمان جهت هجوم به دولتی مسیحی اروپایی و حتی کاتولیک که با انگلستان در صلح قرار داشت قضایایی دیگر. ولی مانوکس انسان جربزه داری بود. بعد از جروبحثهای مفصل، توانست فرماندهان کشتیها را قانع سازد تا پرتغالیها را از قشم و هرمز بیرون رانند زیرا بنا به گفته او آینده کمپانی در ایران به این قضایا بستگی داشت. در روز هجدهم ژانویه ۱۶۲۲ م/ پنجم ربیع الاول ۱۰۳۱ ق مانوکس و معاونش بل، پنهانی با امام قلی به توافق دست یافتند. اما مشکلاتی که سپس بروز کرد نشان داد که شرایط به روشنی مشخص نشده بود. انگلیسیها در ازای یاری کردنشان، نیمی از غنیمتهای جنگی و نیمی از عایدات گمرکی دریافتی آینده را به چنگ میآوردند و به آنها اجازه داده میشد که اجناس را معاف از مالیات، وارد و صادر نمایند. همچین ایرانیان قبول نمودند که در هزینههایی که جهت ماندن در خلیج فارس برای آنها ایجاد میشد، سهیم باشند. این موافقت سبب مخالفت افراد یکی از کشتیهای انگلیسی موسوم به لندن گشت. آنان بیان میداشتند که برای کارهای بازرگانی اجیر شدهاند نه عملیات جنگی و حمله به قلاع یک مردم دوست «پایمال کردن صلح» خواهد بود. با وعده یک ماه حقوق اضافه توانستند اعتراض آنان را ساکت کنند.
کشتیها در اسرع وقت در قشم عملیات را شروع نمودند. در آن محل روئی فئیره و جمعی از عربها و پرتغالیها که تقریبا چهارصد و پنجاه نفر میشدند در مقابل نیروی سه هزار نفری ایران ایستادگی میکردند. انگلیسیها از دریا و خشکی، قلعه را با توپ هدف قرار دادند. دیوارهای قلعه چندان مستحکم نبودند و خیلی زود شکاف برداشت. روئی فرئیره با پادگانی شورشی طرف بود و مجبور به تسلیم گشت. شمار زیادی از اسیران پرتغالی هرمز را به ساحل کشاندند و به تعداد نفرات قلعه اضافه کردند. بقیه را به مناطق تحت نظر پرتغالیها در مسقط و صحار در آن طرف خلیج فارس بردند. روئی فرئیره را به سورات فرستادند، او توانست از آن محل فرار کند و به خلیج فارس بازگردد و جنگ را که امیدی به موفقیت آن نداشت ادامه دهد. شمار زیادی از اسیران عرب که پیش از این جزو رعایای شاه به حساب میآمدند، به جرم شورشی بودن، قتل عام شدند. در این جنگ سه انگلیسی نیز کشته شدند. یکی از این افراد دریانورد و کاشف قطب شمال، ویلیام بافین بود که نام خود را بر روی خلیج بافین گذاشته بود.
دو هفته بعد، در روز دهم فوریه، نیروهای زیادی از ارتش ایران وارد شدند. آنان در اسرع وقت از شهر گذشته و ارگ را محاصره کردند. اسکندربیگ منشی این واقعه را چنین شرح میدهد: «قلعه رفیع بنیان هرمز که… از کارنامههای نادره فرنگیان است.» کشتیهای بریتانیایی از دریا ارگ و ناوگان پرتغالی که زیر دیوارهای ارگ جای گرفته بودند را به توپ بستند. بریتانیاییها همانند قشم هم از خشکی و هم از دریا ارگ را به توپ بستند. در اینجا پرتغالیها به سختی مقاومت کردند. ایرانیها در هفدهم مارس، قسمتی از دیوارها را منفجر کردند و هجوم همه جانبهای را صورت دادند که دفع گردید. بیشک افراد ارگ به این امید استقامت میکردند تا نیروهای کمکی از گوآ برسند. نیروی کمکی که اعزام شده بود خیلی کوچک بود و بسیار دیر رسید. در روز بیست و سوم آوریل ۱۶۲۲ م. /جمادی الثانی ۱۰۳۱ ق افراد ارگ بعد از دو ماه محاصره و ترس از قتل عام شدن توسط ایرانی ها، خود را به انگلیسیها تسلیم نمودند.
سرانجام به یک قرن برتری پرتغالیها در خلیج فارس خاتمه داده شد. به نظر فیگروئا این یک «فاجعه» بود که راهبرد ابلهانه و متجاوزانه پرتغال – اسپانیا آن را به وجود آورد:
من جرات ندارم بیان کنم که چه کسی شورا را مجبور کرد دست به چنین کار ابلهانهای بزند که بر ضد سلطانی مقتدر جنگ را شروع کند و به وی در کشورش هجوم بیاورد. به ویژه که کشوری اروپایی به لایقی بریتانیا از وی پشتیبانی مینمود، آن نیز به وسیله قاچاقچیها و تجار، و نیروی کمی که از هند و جنوب شرقی آسیا تامین میگشت، بیش از همه قلعه و شهر هرمز به وضوح در خطر سقوط بود و به راحتی تحت کنترل نخستین دشمنی قرار میگرفت که به آن جا هجوم آورد.