هنرمندان سرمایه فرهنگی و اجتماعی کشور هستند؛ آنها را جذب و در میدان نگهداریم
بهزاد رشیدی فعال فرهنگی و رسانهای در یادداشتی به اهمیت جذب هنرمندان و نگاه داشتن آنها در میدان پرداخته است.
جنگ رمضان قریب یک ماه است که به طول انجامیده و در این روزهایِ پر التهاب، اقشار مختلفِ جامعه به میدان آمده و هریک بنا به توان و امکانات خود در تلاشند سهمی در دفاع از کیانِ ایرانی داشته باشند.
در چنین شرایطی، انتظار میرود علاوه بر فرماندهانِ دفاعی و چهرههای سیاسی که ابعاد، برنامهها و نتایجِ نبرد را تشریح و تحلیل میکنند، نخبگان و شخصیتهای علمی و فرهنگی، دانشگاهیان، هنرمندان و چهرههای ورزشی که هر یک برای بخشی از جامعه، الگو و یا رهبرِ فکری محسوب میشوند، در فضای عمومی و رسانهای و در میان عامه مردم، همانند سایر اقشار، حضوری فعالانه داشته باشند.
این حضور معمولا با دعوت از سوی رسانههای رسمی و یا سازمانهای خدمات رسان ازجمله بخشهای درمانی و یا هلال احمر از ایشان صورت میگیرد و یا به صورت خودجوش در رسانههای غیر رسمی، صفحات شخصی رسانههای اجتماعی و یا به صورت درج نظر در پلتفرمهای موجود و حضور در اجتماعات و در جمعِ مردم و گروهها و یا سازمانهایِ خدمات رسان انجام میشود.
مشارکت و حضورِ فعال هنرمندان، یک ضرورتِ ملی و مسئولیت اجتماعی
هنرمندان و چهرههای هنری در این روزها میتوانند با روشها و ابزارهای مختلف برای کمک به حفظ روحیه و اعتماد اجتماعی به جامعه، ابرازِ وجود و اعلامِ نظر کرده و همچون گذشته، نقش تاریخی خود را ایفا کنند.
هنرمندان و چهرههای هنری که بهطور معمول در موضوعات و برهههای مختلف در بطن جامعه حضور داشته و نقشآفرینی کردهاند و بخشهای مختلف جامعه به ویژه جوانان ایشان را دنبال می کنند و از آنان تاثیر میپذیرند، امروز هم باید برای کمک به حفظِ روحیه و اعتماد عمومی، در میدان حاضر باشند.
این حضور و همراهی، در تمام دنیا و در بحرانها عمومیت دارد و معمولا اتفاق میافتد. در بسیاری از جنگها و بحرانها، اقشار و اصناف مختلف هنری و بازیگران و چهرههای معروف هر کدام و در راستای تهییج سایرین، به صورتهای متناوب اعلام نظر کرده و یا حتی خود در میدان نبرد حاضر می شوند...
در جنگ اخیر، حتی برخی از چهرههای هنریِ جهانی، بر حقانیت ایران صحه گذاشته و اقدامات و جنایات آمریکایی و صهیونیستی را به طرق مختلف محکوم کردهاند.
در ایران و در جنگی تحمیلی که این روزها در جریان است، خوشبختانه بسیاری از هنرمندان و چهرههای هنری کشور، به شکلهای مختلف حس وطن دوستی و همراهی خود با مردم و ضرورت ایستادگی در برابر دشمن را نمایش گذاردهاند. اما برخی از ایشان نیز به دلایل مختلف هنوز از نظرها غایبند و علیرغم انتظار و مطالبه عمومی که برای اعلامِ حضور آنها ایجاد شده، هنوز به میدان نیامده و یا سکوت اختیار کردهاند.
این شک و تردید و سکوت و غیبت، دلایل مختلفی دارد که بارها در مورد آن گفته و نوشته شده و موضوع این یادداشت نیست؛ اما لازم است برای حفظ وحدت و انسجام ملی که در کشور ایجاد شده، در مورد آن حساب شدهتر عمل شود و از پر رنگ کردن بیش از اندازه این غیبها و تاخیرها! و تبدیل کردن آن به یک مسئله بحرانیِ جدید، پرهیز کرد.
بیتردید با زبان تند و تهدیدی که بعضا این روزها در انتقاد از سکوت و بیعملیِ هنرمندان دیده میشود، نتایج مورد نظر به دست نخواهد آمد. به دلیل ظرافت زبان هنر و حساسیتها و شرایطی که هنرمندان دارند، باید دوستانه و با زبان اقناعی، سر گفتوگو را با ایشان گشود.
وطنپرستی و مردمخواهی در ذات هنرمندان نهفته است و باید حساب هنرمندان حاضر را از معدود خودفروختگان خارج نشین جدا کرد.
یادم هست استاد اکبر عالمیِ فقید به عنوان یک هنرمند و چهره شاخص سینمایی، همیشه در سخنانش، از ایران به عنوان "سرزمینِ مادری" و "مامِ وطن" یاد میکرد و اغلب با بیان این عبارات، اشک در چشمانش نیز حلقه میزد...
وطن پرستی و مردم خواهی همواره جزو روحیه و منش هنرمندان بوده و حال که وطنِ مادری و مردمِ سرزمین پرافتخارِ ایران مورد هجمه و تجاوز شقیترین دشمنان قرار گرفته و کشتارِ مردم اتفاق میافتد، زمانِ حضور هنرمندان در کنار مردم است و باید در عرصهها و میدانهای مختلف اجتماعی به وقوع بپیوندد.
امروز رسانه ملی باید با دعوت از چهرههای هنری، فضا را برای این حضورِ ارزشمند فراهمتر کند.
در مورد هنرمندانی که تاکنون سکوت اختیار کرده اند، اما سابقه ایشان از وطن دوستی و مردمداری حکایت دارد، مدیران ارشد فرهنگی و هنری لازم است از هر اقدامی کوتاهی نکنند و به شکلهای مختلفِ جمعی و تک تک و به صورت مستقیم و یا با واسطه، با ایشان ارتباط برقرار کنند و بابِ گفتوگو، تشویق و تحریک ایشان به حضور و همراهی با مردم را باز کنند. حتی در صورت نیاز از آسیبدیدگان وقایع قبلی، دلجویی کنند و آنها را نیز پای جریان و خواست مردم بیاورند.
با توجه به ضرورت حفظ وحدت و انسجام اجتماعی، حقیقتا حیف است موضوعی که خیلی پیچیده نیست را به یک بحران جدید تبدیل کنیم و بخشی از هنرمندان را از دست بدهیم.
لازم است ارتباط با صنوف هنری و هنرمندان مطرح بیشتر شود. باید سهم حضور هنرمندان در رسانه ها، به ویژه شبکه های مختلف صدا و سیما بیشتر شود و گردانندگان برنامههای شبانه در میادین شهر، از هنرمندان دعوت کنند.
باید باز نماییِ نظرات و موضع گیریهای آن دسته از هنرمندانی که با جنگ رمضان و مصائب و حماسه های آن همراهی کرده اند، پررنگتر شود. رسانه ملی می.تواند یک قرارگاه رسانهای برای جذب و نمایش حضور هنرمندان و چهرهها ایجاد کند، تا انشالله جذب حداکثری هنرمندان دغدغهمند و وطندوست ایجاد شود.
لازم است به صورتی هدفمند از ظرفیت هنر و همه اقشارِ هنرمندان در بازآفرینی هویت ملی و روایت جذابِ تاریخ، ارزشها و زیباییهای ملی و ایجاد زبان مشترک در جامعه و تقویت حس مشترکِ تعلق به سرزمین استفاده کرد و در جهت تقویتِ وحدت و همدلی و ارتقای غرور ملی و اعتمادبهنفس جمعی در جامعه تلاشِ همه جانبه کرد. به راستی برای مثال، چه کسی جز هنرمندانِ مستندساز میتوانند این اتحاد ملی را برای امروز و حتی آیندگان، روایت کنند؟
در این روزها که کشور ما مورد تجاوز قرار گرفته و مشارکت همه اقشار ایرانی، به ویژه هنرمندان، یک ضرورت ملی و مسئولیت اجتماعی محسوب میشود، حضور مدیرانِ معتدل و جامع نگر و کنار گذاشتنِ مدیران محدودنگر و با دافعه بالا در راس رسانهها و مراکز و دستگاههای فرهنگی و هنری، ضروری است.
روشن است که هنرمندان در شرایط تبعیض و بی عدالتی و با وجود مدیران کم توان و یکسونگر و با زبان تند و تهدید، پای کار نخواهند آمد و پیشرفتی در جذب ایشان صورت نخواهد گرفت.
البته! اگر بعد از چنین تدابیری، آنها که بی تفاوت ماندند، با تاریخ، فرهنگ، مردم و غیرت و شرف این سرزمین، همراهی نکردند و یا به دشمنان تمایل نشان دادند، جامعه ایشان را پس زده و قطعا شرمندگی و روسیاهی و کنار گذاشته شدن از صفحه ایران انتظارشان را خواهد کشید.
کوتاه سخن اینکه نباید فراموش کرد که هنرمندان و چهرههای هنری، سرمایههای فرهنگی و اجتماعی کشور هستند و بهجز معدودی غافل و فریب خورده خارجنشین، اغلبِ ایشان دل در گرو ایران دارند و همه مسئولان و افراد مرتبط با ایشان، باید در جذب، تشویق و تحریک ایشان به ایستادن در کنار مردم و حضور در میدان کوشا باشیم.