خبرگزاری کار ایران

در گفتگو با مهرداد ناظری تاکید شد؛

جوانان امروز حتی نمی‌توانند کلیله و دمنه را درست بخوانند/ تفکر مبتنی بر ادبیات را از دست داده‌ایم

جوانان امروز حتی نمی‌توانند کلیله و دمنه را درست بخوانند/ تفکر مبتنی بر ادبیات را از دست داده‌ایم

به گفته مهرداد ناظری؛ جوامع چندفرهنگی مانند ایران معمولا یک زبان رسمی و اصلی دارند و زبان‌های قومی در میان اقوام نیز دارند. در ایران اقوام مختلف و گویش‌های متفاوت به زبان فارسی نیز تسلط کامل داشته و این دو منافاتی بایکدیگر ندارند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، زبان مادری هویت فردی و اجتماعی افراد یک جامعه را شکل می‌دهد و ابزار اصلی ارتباط برقرار کردن با خود و دیگری است. زبان مادری زبان امنیت و احساسات افراد است. اما در ایران به دلیل کم‌توجهی به اهمیت زبان فارسی، شاهد کمرنگ شدن آن میان جوانان نسل جدید هستیم. 

مهرداد ناظری، عضو هیات علمی دانشگاه و جامعه‌شناس ادبیات به ایلنا گفت: اگر براساس نظریه کنش متقابل نمادین به بررسی زبان مادری بپردازیم؛ زبان مادری زبان استقرار یک انسان در یک موقعیت مطمئن است. زبان مادری به انسان این امکان را می‌دهد که در یک موقعیت فکری و احساسی مطمئنی قرار داشته باشد و رشد طبیعی و اجتماعی خود را داشته باشد. 

او افزود: مفهومی داریم به نام مفهوم خود یا Self؛ زمانی که به دنیا می‌آییم فاقد این مفهوم هستیم. در لحظه تولد انسان تنها یک ارگانیسم زیستی است؛ مانند سایر موجودات زنده نفس می‌کشد و نیاز به تغذیه دارد. اما قدرت تشخیص مفهوم خود به عنوان یک موجود متمایز از سایر موجودات را ندارد. 

ناظری با اشاره به این امر که انسان در بدو تولد قادر به تشخیص مادر نیست، بیان کرد: به دلیل این‌که جنین ۹ ماه در شکم مادر زندگی کرده، تجربه و درک سلولی مشترکی با وی دارد، به همین روی زمانی که گریه می‌کند در آغوش مادر آرام می‌شود. اما اگر نوزاد به راستی مادر را می‌شناخت، امکان تعویض کودکان در بیمارستان وجود نداشت. 

«خود» موجودیتی اجتماعی دارد

او افزود: نوزاد از ۸ ماهگی به بعد با مقوله خود آشنا می‌شود و خود موجودیتی اجتماعی دارد. اگر بپذیریم که انسان موجودی اجتماعی است، بنابراین مقوله زبان به آرامی شکل می‌گیرد و براساس تجربه زیسته کودکان، براثر تکرار و تقلید، زبان مادری را از جامعه می‌آموزند. 

ناظری گفت: تا زمانی که مقوله خود در ما شکل نگیرد، درک عمیقی از اطرافیان خود نداریم. زبان نیز مشابه این مساله است. به طور کلی در طول زندگی مراحلی از رشد زبانی را داریم و براساس زبانی که در خانه صحبت می‌کنیم، معنای زبان مادری را تجربه می‌کنیم. 

او با اشاره به اینکه انسان دو نوع ارتباط را در طول زندگی تجربه می‌کند، بیان کرد: یک تجربه ارتباط خود با خود است، یک تجربه مربوط به ارتباط خود با دیگری است. ارتباط خود با خود مهم‌ترین بخش فرآیند شکل‌گیری خود در اجتماع است. افراد به طور تدریجی ارتباط با خود و دیگران را تجربه می‌کنند که آن نیز شامل دو بخش است؛ یک بخش me به معنای من اجتماعی و یک بخش I به معنای من خلاق یا برتر است. من اجتماعی من تکرارشونده است. ما زبان را به دلیل تکرار در محیط می‌آموزیم. براساس کلمات استاندارد شده به تدریج معنای کلمات را یاد می‌گیریم. 

این جامعه‌شناسی ادبیات با اشاره به این امر که ذهن یک مقوله اجتماعی بوده و در جامعه شکل می‌گیرد، بیان کرد: ذهن تنها در مغز ما حضور ندارد و در محیط ایجاد می‌شود. بنابراین اگر فرد در محیطی پیچیده بزرگ شود، زبانش پیچیده و اگر در محیطی ساده بزرگ شود، زبان ساده‌ای خواهد داشت. 

او افزود: به طور کلی "من اجتماعی" در جامعه شکل می‌گیرد، سپس "من خلاق" ایجاد شده و به خلق مضامین نو پرداخته و تولیدات خلاقانه خواهد داشت. زبان نیز در محیط اجتماعی شکل گرفته و براساس ارتباط با دیگران تقویت می‌شود. 

زبان مادری، مهم‌ترین بخش از هویت انسان

ناظری با اشاره به این امر که زبان مادری مهم‌ترین و اساسی‌ترین بخش از هویت هر انسان است، بیان کرد: اگر انسانی را زمان تولد به میان جنگل ببرند و بعد از ۲۰ سال به اجتماع انسانی وارد کنند، او دیگر تبدیل به انسانی اجتماعی نخواهد شد؛ چراکه زبان مادری و تعامل و ارتباط با دیگران را از دست داد و نیاموخته است. تعامل و ارتباط اولیه انسان با زبان مادری شکل می‌گیرد که درک اجتماعی را ایجاد می‌کند. 

او با اشاره به این امر که زبان مادری زبان عشق و احساسات انسانی است، بیان کرد: انسان موجودی عشق محور است، این عشق محوری از طریق زبان مادری امکان‌پذیر شده است. زبان مادری زبان امنیت عاطفی است؛ زبانی است که به فرد احساس امنیت درونی می‌دهد. زمانی که به کشوری دیگر سفر می‌کنید و با زبان کشور مقصد با دیگران ارتباط برقرار می‌کنید، احساس‌عدم امنیت می‌کنید. 

ناظری درباره زبان‌ها و گویش‌های محلی اقوام مختلف در ایران بیان کرد: در میان اقوام مختلف در ایران معمولا یک زبان مادری داریم که در خانواده به آن صحبت می‌شود و سپس یک زبان مسلط در جامعه داریم که زبان مادری دوم محسوب شده و باید آن‌را به رسمیت بشناسیم. مثلا برای یک ترک آذری که در ایران زندگی می‌کند، صحبت کردن به زبان فارسی دشوار نبوده و زبان مادری دوم محسوب می‌شود. 

او افزود: جوامع چندفرهنگی مانند ایران معمولا یک زبان رسمی و اصلی دارند و زبان‌های قومی در میان اقوام نیز دارند. در ایران اقوام مختلف و گویش‌های متفاوت به زبان فارسی نیز تسلط کامل داشته و این دو منافاتی بایکدیگر ندارند. 

ناظری گفت: من مقاله‌ای درباره زبان مادری در سلمان نوشته بودم که شهری ترک زبان است. نسل قدیم پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها همگی به زبان ترکی صحبت می‌کردند، نسل دوم که والدین بودند به فارسی با فرزندانشان صحبت می‌کردند و نسل سوم که کودکان و نوجوانان بودند، زبان ترکی استانبولی را نیز از ماهواره آموخته بودند. این سه زبان هیچ تضادی با یکدیگر ایجاد نکرده بود و فرزندان به هر سه زبان تسلط کامل داشتند. 

او افزود: اگرچه در ایران چندزبانی وجود دارد اما باید تکثر زبانی را بپذیریم چراکه فرهنگ ما فرهنگ مدارا است نه تقابل. زبان فارسی زبان ژنوم فرهنگی و رسمی کشور ماست. با اینهمه باید گویش‌های قومی را نیز به رسمیت بشناسیم. تقابل زمانی رخ می‌دهد که حقوق اجتماعی و فردی اقوام کمتر مورد توجه قرار بگیرد و زبان‌های قومی نادیده گرفته شوند. در این صورت است که وارد استثمار زبانی می‌شویم و یک زبان بر زبان‌های دیگر غلبه می‌کند. 

زبان نسل جدید، ابزار مرزبندی با سایر نسل‌ها

ناظری درباره تفاوت‌های زبانی جوانان و نسل جدید با نسل‌های پیشین بیان کرد: در جامعه‌شناسی اصطلاحی داریم تحت عنوان زبان مخفی جوانان. زبان مخفی جوانان حاوی اصطلاحات و ویژگی‌هایی است که حوزه مرزبندی نسل جدید از سایر نسل‌ها را مشخص می‌کند. زبان نسل جدید معمولا ویژگی‌ها و المان‌های خاص خود را دارد. 

او با اشاره به اینکه زبان مانند کلوپ است، بیان کرد: برای ورود به کلوپ جوانان نسل جدید، باید زبان آن نسل را بدانید. مثلا اگر قصد داشتید وارد باشگاه آرارات شوید، باید به زبان ارمنی صحبت می‌کردید. جوانان نیز چنین مرزبندی‌هایی با نسل‌های دیگر جامعه دارند. از زبان به عنوان ابزار مقاومت استفاده می‌کنند. 

ناظری با اشاره به آسیب‌های وارد شده به ادبیات فارسی بیان کرد: در جامعه‌شناسی همواره گفته می‌شود خوب و بد وجود ندارد و هر مساله‌ای باید تحلیل و تبیین شود. مشکل زبان فارسی در جامعه امروزی این است که به طور کلی تفکر مبتنی بر ادبیات را از دست داده‌ایم. اکنون با همگرایی و همجنس شدن جوانان در سراسر کشور مواجه‌ایم. زبان تمامی جوانان کشور در هر قوم و منطقه‌ای یکسان شده است. همین امر موجب شده تا تجربه زیسته، تفکر و احساس براساس زبان فارسی در حال از میان رفتن است. 

او افزود: در گذشته نوجوانان در ۱۴ سالگی کلیله و دمنه و حافظ را از حفظ بودند اما اکنون جوانان این نسل حتی نمی‌توانند کلیله و دمنه را درست بخوانند. این امر به دلیل بی‌توجهی ما به زبان و ادبیات فارسی است که موجب شده جامعه دچار تقابل شده و شکاف‌های بین نسلی افزایش یابد.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز