رضا منتظری در گفتوگو با ایلنا مطرح کرد؛
سینمای ارگانی؛ چاه ویل بودجه عمومی
جشنواره فجر یا گزارش عملکرد ارگانها؟
سیدرضا منتظری منتقد سینما، همزمان با عبور جشنواره فیلم فجر از نیمه راه، در گفتوگویی به بررسی وضعیت آثار حاضر در این دوره پرداخت و با انتقاد از انبوه فیلمهای ارگانی، نسبت به فقدان نگاه استراتژیک، سهلالوصول شدن تولید سینما و نبود سازوکار پاسخگویی هشدار داد.
سیدرضا منتظری در گفتوگو با خبرنگار ایلنا با اشاره به ترکیب آثار به نمایش درآمده در جشنواره گفت: آنچه با رسیدن جشنواره به نیمه بیش از پیش عیان شده، نه تنوع دیدگاهها، بلکه انباشت فیلمهایی است که تحت عنوان تولیدات ارگانی، بدون دغدغه فرهنگی و بیاعتنا به نیازهای واقعی و راهبردی کشور ساخته شدهاند. مسئله فقط ضعف کیفی نیست؛ مسئله این است که این آثار اساساً نمیدانند چرا ساخته شدهاند و قرار است چه نسبتی با جامعه، تاریخ و آینده این سرزمین برقرار کنند.
منتظری افزود: وقتی بودجه بیتالمال صرف تولید فیلمهایی میشود که نه مخاطب دارند، نه قهرمان، نه مسئله، و نه حتی حداقلی از جهانبینی منسجم، طبیعی است که این پرسش جدی مطرح شود: چرا باید منابع عمومی در اختیار چنین تولیداتی قرار بگیرد؟ آیا سینما به محلی برای رفع تکلیف سازمانی و پر کردن گزارشهای عملکرد سالانه تقلیل یافته است؟
این منتقد سینما با اشاره به سهلالوصول شدن تولید فیلم تصریح کرد: سینما به شکلی نگرانکننده سادهسازی شده است. گویی هر فردی با هر میزان دانش و تجربه، صرفاً با اتصال به یک نهاد یا ارگان، میتواند وارد چرخه تولید شود. نتیجهاش را هم میبینیم: روایتهای خام، شخصیتهای تیپیک، قهرمانهای سطحی و پوشالی که هیچ نسبتی با واقعیت پیچیده جامعه ایرانی ندارند. قهرمانی که از دل رنج، تعارض و انتخاب بیرون نیامده باشد، صرفاً یک پوستر متحرک است.
منتظری ادامه داد: در این آثار، نه نشانی از سینمای استراتژیک میبینیم و نه تلاشی برای بازنمایی هوشمندانه هویت تاریخی و فرهنگیمان. سینما قرار است ابزار تولید فکر و اندیشه باشد، نه کارخانه تولید کلیشه. اگر قرار است از هویت ملی سخن بگوییم، این امر با شعار و سفارش محقق نمیشود؛ نیازمند فهم عمیق، پژوهش، جسارت فرمی و احترام به شعور مخاطب است.
وی با انتقاد از نبود نهاد پاسخگو در قبال تولیدات ارگانی گفت: یکی از خلأهای جدی سینمای ایران، فقدان سازوکار نظارت و پاسخگویی است. کاش نهادی شبیه سازمان بازرسی کل کشور وجود داشت که عملکرد این ارگانها را بررسی میکرد: اینکه این بودجهها چگونه خرج شده، خروجی فرهنگیشان چه بوده و چه نسبتی با منافع ملی داشتهاند. وقتی هیچکس پاسخگو نیست، طبیعی است که کیفیت قربانی شود.
این منتقد در بخش دیگری از سخنانش به مسئله مدیریت سینما پرداخت و تأکید کرد: سینما حوزهای تخصصی است و نمیتوان آن را به مدیران بیارتباط با هنر سپرد. مدیریت سینمایی نیازمند شناخت دقیق از بدنه سینما، تاریخ آن، صنوف، مناسبات تولید و اقتضائات جهانی این رسانه است.
منتظری در پایان خاطرنشان کرد: اگر بهدنبال تثبیت هویت فرهنگی و ترسیم مختصات زیباییشناسی بومی و ملی هستیم، باید از جان و دل مایه بگذاریم. این مسیر با شتابزدگی، سفارشمحوری و بیتخصصی طی نمیشود. سینمای ایران بیش از هر چیز به صداقت، شجاعت مدیریتی و احترام به سرمایههای انسانی خود نیاز دارد؛ در غیر این صورت، جشنوارهها پر میشوند، اما سینما خالی میماند.