داوود محمدی در گفتوگو با ایلنا مطرح کرد؛
متفاوت بودن «مارون» از دیگر آثار جنگی برآمده از جهانبینی تولیدکنندگان این اثر است
داوود محمدی گفت: جنس مطالعات تولیدکنندگان اثر، شرایطی که تیم فیلمسازی در آن زیست کردهاند، حتی مسائلی مثل عقاید مذهبی و شخصیت خود فیلمساز قطعاً بر نگاه سینمایی او تأثیر دارد.
داوود محمدی فیلمبردار فیلم سینمایی «مارون» که در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد، در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، درباره نزدیک شدن به تصاویر رئال در آثار سینمایی ایرانی اظهار کرد: در برخی فیلمهای سینمایی که کار کردم مثل «عینک» یا «قلب رقه» ما به این نکته رسیدیم که فیلم فضایی مستندگونه داشته باشد. ما هم در فضای داخلی و هم در فضای خارجی حس و حال مستندگونه را داریم و این ویژگی مربوط به خیلی از فیلمهای جنگی ما میشود. فیلمهایی مثل «مجنون»، «تنگه ابوقریب»، «موقعیت مهدی» و ...واقعاً فضایی مستندگونه دارند اما اینکه جنس تصاویر «مارون» با همه این آثار متفاوت است به جهانبینی ما برمیگردد.
محمدی درباره متفاوت بودن «مارون» با دیگر آثار جنگی سینمای ایران خاطرنشان کرد: جنس مطالعات تولیدکنندگان اثر، شرایطی که تیم فیلمسازی در آن زیست کردهاند، حتی مسائلی مثل عقاید مذهبی و شخصیت خود فیلمساز قطعاً بر نگاه سینمایی او تأثیر دارد. من به عنوان فیلمبردار بارها اتفاق افتاده که پروژهای به من پیشنهاد شده و بعد از چند جلسه و صحبت از همکاری با آن گروه منصرف شدهام. اگر تیم ناآشنا باشد و فیلمنامهای به من پیشنهاد شود من قطعاً مدتی را با تیم تولید زیست میکنم، فیلم میبینم، موسیقی گوش میدهم، صحبت میکنم و اگر احساس کنم که فضای ذهنی ما بهم نزدیک میشود و زبانمان میتواند با هم یکی شود پروژه را پیش میروم و خوشبختانه تا الآن در اکثر پروژههایی که کار کردم به این نقطه رسیدهام و «مارون» از همین دست آثار است.
وی افزود: کار فیلمبردار بیش از هر کس با طراح صحنه باید هماهنگ باشد و اگر این هماهنگی بین فیلمبردار و طراح صحنه وجود نداشته باشد فیلم به لحاظ بصری دچار ضعف و خلاء میشود. به خصوص در فیلمهایی که طراحی صحنه شمایلی خاص دارد و بیشتر جلوهگر میشود عدم هماهنگی بین فیلمبردار و طراح صحنه میتواند زحمات هر دو را در تصویرسازی با کیفیت هدر دهد. در فیلم «مارون» من سعی داشتم این هماهنگی را با طراح صحنه ایجاد کنم که خوشبختانه حس میکنم حاصل کار رضایتبخش و قابل دفاع است.
این فیلمبردار درباره تلفیق دو فضای جنگی و غیر جنگی در فیلم «مارون» گفت: یکی از دوستان وقتی فیلم را دید به من گفت که فضای جنگی فیلم بسیار جذابتر است؛ قطعاً صحنههای جنگ و صحنههای اکشن جذابیت بیشتری دارد چون حس و حال هیجانی انسان را تقویت میکند اما سکانسی که دو نفر نشستهاند و با هم صحبت میکنند ممکن است آن جذابیت را نداشته باشد. شاید ضبط صحنههای جنگی چالشهای بسیاری داشته باشد اما برای یک کارگردان و فیلمبردار صحنههایی که جذابیت کمتری دارند هم صحنههای پرچالشی هستند. جنس نور، میزانسن، جنس بازی بازیگران و همه عناصر تصویر باید در این صحنهها به شکلی باشند که با ریتم صحنههای جنگی همخوانی داشته باشند و از فیلم جدا نشوند.
وی در پایان تأکید کرد: قطعاً برای من به عنوان فیلمبردار سکانسهای ایستا سختتر و پرچالشتر هستند. در «مارون» سکانسهای دکتر راسل که با کاراکتر ترکیهای فیلم صحبت میکرد واقعاً سکانسهای سختی بودند و من همواره این چالش را داشتم که چطور میتوانم در این سکانس به سهم خودم جذابیتی به اثر اضافه کنم.