در گفتگو با ایلنا مطرح شد؛
دلایل شکست برخی پلتفرمها در ایران چیست؟
پلتفرمهای VOD همگی در بازار ایران موفق نمیشوند. پلتفرمهای تازهتأسیس نه اثر قابل توجهی ارائه دادهاند و نه استانداردهای لازم را داشتهاند که تبدیل به برند شوند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، پلتفرمهای VOD همگی در بازار ایران موفق نمیشوند، برخی مانند استارنت با شکست و توقف فعالیت مواجه میشوند.
به نظر میرسد با توجه به جمعیت کشور و تعداد سریالهایی که تولید میشود، تعداد پلتفرمهای نمایش خانگی در ایران حتی از برخی کشورهای پهناوری مثل آمریکا هم بیشتر شده است.
مسیر ساخت سریال در ایران منطقی نیست
سید امیر سیدزاده، تهیهکننده، درباره افزایش چشمگیر پلتفرمهای VOD در ایران گفت: مسیر ساخت سریالها در ایران مسیر درست و منطقیای نیست. عدهای بدون دغدغه فرهنگی و هنری و صرفاً با نگاه تجاری وارد این حوزه شدهاند. این افراد پلتفرم تأسیس میکنند اما اهداف دیگری پشت کارشان است و همین باعث مشکلاتی مثل زمین خوردن پلتفرمهایی میشود که اخیراً دو سریالشان یکی پس از دیگری نیمهکاره ماند؛ یکی کنسل شد و دیگری جزر و مد.
سیدزاده گفت: وقتی هدفگذاری در پلتفرمداری از مسیر هنر و فرهنگ خارج باشد، وقوع چنین اتفاقاتی طبیعی است. ما اگر بتوانیم مثل کشورهای دیگر در فضای رقابتی سالم و دور از مقاصد غیرهنری پلتفرمی ایجاد کنیم و آثار را در آن ارائه دهیم، قطعاً موفق خواهیم شد؛ به شرط اینکه استانداردهای ساخت فیلم و سریال رعایت شود.
او افزود: امروز حجم تولیدات زیاد است اما هیچکدام در ذهن مخاطب نمیماند، زیرا استانداردها رعایت نمیشود؛ چه از نظر موضوعی و محتوایی و چه از نظر ساختاری. به همین دلیل اغلب آثار امروز ضعیفاند و ماندگار نمیشوند.
سیدزاده گفت: پلتفرمداری شغلی سنگین و پرهزینه است و هر کسی نمیتواند وارد آن شود. بسیاری از افرادی که امروز وارد این حوزه شدهاند سرمایه خود را از بخشهایی غیر از فرهنگ و هنر آوردهاند و حالا میخواهند در این حوزه هزینه کنند، اما بودجهشان در نهایت تمام میشود و توان ادامه نمیماند.
او افزود: اگر دو یا سه پلتفرم مثل فیلمنت یا فیلیمو امروز ایستادهاند نتیجه برنامهریزی بلندمدت و قدمبهقدم است. اما پلتفرمهای تازهتأسیس نه اثر قابل توجهی ارائه دادهاند و نه استانداردهای لازم را داشتهاند که تبدیل به برند شوند.
سیدزاده گفت: اکنون فقط چند پلتفرم هستند که واقعاً حرفی برای گفتن دارند، هرچند آنها هم اشکالاتی دارند و باید نقد شوند. در کنار آنها پلتفرمهای تازهای مثل شیدا یا فیلممیز وارد میدان شدهاند تا برای مخاطب محتوا تولید کنند و برند شوند.
او افزود: امیدواریم با اصلاح برخی ساختارها و قوانین، روند صدور مجوزها در چارچوب استاندارد قرار گیرد؛ یعنی متقاضیان قبل از دریافت مجوز صلاحیتسنجی شوند و فقط افراد دارای دانش، توان مالی و دغدغه فرهنگی اجازه فعالیت بگیرند. در این صورت شاهد رشد قارچگونه پلتفرمها نخواهیم بود.
سیدزاده گفت: ساترا نیز باید نظارت واقعی داشته باشد. نظارتی که امروز وجود دارد قدرت اجرایی لازم را ندارد. سریالهایی با مجوز ساترا پخش میشود که از نظر اخلاقی و اجتماعی مسئلهدارند و گاهی آموزشهای غلط و بیبندوباری را ترویج میکنند.
او افزود: در یکی از سریالها در همان قسمت اول طرحی ارائه شده بود درباره اینکه چطور میتوان ناموس مردم را از همسرش جدا کرد. اگر چنین اثری با اطلاع ساترا مجوز گرفته باشد، نشاندهنده ضعف جدی در نظارت است.
سیدزاده گفت: نظارت باید به گونهای باشد که اگر تخلفی در پخش یک سریال رخ داد با آن برخورد شود تا تکرار نشود، اما تا امروز چنین چیزی را مشاهده نکردهایم.
نبود برنامهریزی بلند مدت
عدم برآورد هزینه تولید سریال در بلند مدت، برنامهریزی مقطعی و مدیریت نارکارآمد از دلایل شکست پلتفرمهای نمایش خانگی است.
بهمن کامیار، تهیهکننده و کارگردان در اینباره به خبرنگار ایلنا گفت: پیش از این نیز چنین اتفاقی رخ داده است، پلتفرمهایی مشابه استارنت شروع به کار کرده و سپس فعالیتشان متوقف شد.
او افزود: هیچ کس هم پیگیری نکرد. دلل اصلی برمیگردد به این امر که بسیاری از پلتفرمها با برنامهریزی مقطعی و بدون دوراندیشی فعالیت خود را آغاز میکنند. برنامه بلندمدتی ندارند. بیشتر بر تبلیغات، ترافیک، اینترنت مصرفی و خرید اشتراک توسط مخاطبین تکیه میکنند.
کامیار گفت: دلیل دیگر این است که محصولاتی که پلتفرمها ارائه میکنند یا سریالهایی هستند که در تولید و ساخت آنها هیچ دخالتی نداشتند و یا اینکه ارزیابی دقیقی برای انتخاب پروژههای خود نداشتند. مثلا تماشاخانه با دو محصول اصلی روی کار آمد و این دو سریال از پیش ساخته شده بود و تماشاخانه حق امتیاز آنرا خریداری کردند که نیمهکاره رها شدند.
او افزود: پلتفرمها یا سراغ سریالهایی میروند که توانایی جذب مخاطب ندارد، یا از پیش تولید شده است. شبکه نمایش خانگی به این معناست که شما رقبایی در بازار دارید که قدرتمند و توانمند هستند. هزینه تولید نیز در کشور ما قابل پیشبینی نیست.
کامیار گفت: برآورد اولیه نیز در کشور ما جوابگو نیست و نمیتوان با برآورد اولیه سریال را به پایان رساند چراکه یک سال الی یک سال و نیم طول میکشد تا سریال ساخته شوود و تمامی شاخصهای تولید نیز تغییر میکند. اگر هزینه را باتوجه به تورم نسنجید، قطعا شکست خواهید خورد.
به عقیده او مدیریت ناکارآمد و تغییراتی که در لایههای مدیریتی پلتفرمها ایجاد میشود از عوامل دیگر شکست است. او افزود: مدیرانی که قبلا در صدا و سیما فعالیت کردند، سنخیتی با نمایش خانگی ندارند و نمیتوانند در این عرصه موفق باشند. علاوه بر محتوا در مدیریت نیز باید مدیریت روشنفکرانه و بازتری داشته باشند.