حجتالاسلام محمدرضا لاریجانی:
شهید لاریجانی یکی از مصادیق بارز مکتب فکری شهید مطهری بود
حجتالاسلام محمدرضا لاریجانی با اشاره به ویژگیهای فکری و سیاسی شهید لاریجانی، گفت: ایشان دارای منظومه فکری مشخصی بود که بهطور عمیق از مکتب شهید مطهری تأثیر پذیرفته بود و میتوان او را یکی از نمونههای عملی این مکتب دانست.
به گزارش خبرنگار ایلنا، حجتالاسلام محمدرضا لاریجانی، فرزند شهید لاریجانی، در نشست روز خبرنگار در وزارت کشور، با اشاره به ویژگیهای شهید لاریجانی گفت: ویژگیهایی در این شهید وجود داشت که مجموع آنها باعث شده بود ایشان، بهویژه در فضای سیاسی که برای من مکشوفتر بود، کنشگری متفاوت داشته باشد.
وی ادامه داد: یکی از ویژگیهای بسیار مهم ایشان این بود که دارای یک دستگاه فکری بود؛ یعنی انسانی مبنایی و دارای منظومه فکری بود. تفکر ایشان مبنا و چارچوب مشخصی داشت و این دستگاه فکری هم کاملاً متأثر از مکتب مرحوم شهید مطهری بود. خود ایشان مکرراً میفرمودند: «من در مکتب فکری شهید مطهری تنفس میکنم.»
فرزند شهید لاریجانی گفت: این ارتباط با مکتب فکری شهید مطهری آنقدر عمیق و گسترده بود که اگر از من بپرسند یک نمونه عملی از مکتب شهید مطهری را به ما نشان بده، حتماً ایشان یکی از مصادیق بارز آن خواهد بود.
وی با اشاره به ویژگی دیگری از شهید لاریجانی گفت: حوادث مختلف داخلی و خارجی را خیلی سریع تحلیل میکردند و میتوانستند یک پدیده اجتماعی را بهخوبی مورد واکاوی قرار دهند و در کوتاهترین زمان و با کمترین هزینه، تصمیم قابل قبولی اتخاذ کنند.
حجتالاسلام محمدرضا لاریجانی ادامه داد: خیلی شنیدهاید که این طرف و آن طرف، یکی از ویژگیهای ایشان را قاطعیت ذکر میکنند؛ اما کمتر کسی به این نکته توجه میکند که پشتوانه این سرعت در تصمیمگیری و پشتوانه این قاطعیت در تصمیم، چه بود. پشتوانه آن، همین دستگاه فکری بود. ایشان واقعاً دارای یک دستگاه فکری کامل، فلسفی و مبنایی با مبانی دینی بود و آن مبنا نیز همان مکتب فکری مرحوم شهید مطری بود.
فرزند شهید لاریجانی گفت: ویژگی دیگر ایشان این بود که با افراد مختلف تعامل میکردند. معمولاً وقتی مدتی با فردی تعامل و گفتوگو میکنیم، بعد از مدتی احساس میکنیم که دیگر حرف تازهای برای گفتن وجود ندارد و مطالب تمام شده است؛ اما من هر بار که از قم خدمت ایشان میرسیدم، ساعتها با ایشان گفتوگو داشتیم و همیشه مطالب و حرفهای تازهای برای گفتن وجود داشت.
وی ادامه داد: ایشان مطالعات بسیار گستردهای داشتند؛ هم در حوزه امور دینی و فلسفی و هم در زمینه مسائل اجتماعی و سیاسی. جریان کشور را بهطور مستمر رصد میکردند؛ روزنامهها، سایتها، مجلات، کتابها و حتی کتابهایی که بهتازگی منتشر میشدند. ایشان همیشه در جریان فضای عمومی و رسانهای کشور بودند و این موضوع را جزئی از وظایف و کار خود میدانستند. واقعاً فردی فوقالعاده پرمطالعه بودند.
فرزند شهید لاریجانی گفت: ویژگی سوم که به نظرم ویژگی متمایزی بود، این بود که این مطالعات و دستگاه فکری، با یک مسیر معنوی عمیق در زندگی ایشان همراه شده بود. البته این مسیر معنوی موضوعی نبود که در یک مقطع خاص و بهصورت ناگهانی در زندگی ایشان ایجاد شده باشد. ایشان از همان ابتدای جوانی، تحت اشراف و نظارت مرحوم شهید مطهری، پدر بزرگوارشان و همچنین مرحوم علامه حسنزاده و دیگر بزرگان بودند و با این شخصیتها تعامل و ارتباط داشتند.
وی خاطرنشان کرد: بخش مهمی از زندگی ایشان، پرداختن به معنویت بود و ما این موضوع را واقعاً در زندگی ایشان میدیدیم. این معنویت نه تظاهر بود و نه شعار؛ بلکه بخشی جداییناپذیر از زندگی ایشان بود.
حجتالاسلام لاریجانی یادآور شد: اهتمام به نماز اول وقت، توجه به نوافل و دیگر امور معنوی، از جمله مواردی بود که من از زمانی که به یاد دارم، شاهد آنها در زندگی ایشان بودم. این معنویت، رنگ و بوی متفاوتی به زندگی ایشان داده بود. همین ویژگی باعث شده بود که ایشان از قدرت روحی فوقالعاده بالایی برخوردار باشند؛ قدرت روحی بسیار بالا.
وی با اشاره به هجمههای واردشده به شهید لاریجانی عنوان کرد: یادم میآید در حوادث سال ۱۴۰۰ که برای ایشان پیش آمد و شرایط بهگونهای بود که با آبروی انسان بازی شود، ایشان با اتکا به همین قدرت روحی میگفتند: «نه، طوری نیست. آبروی هر کس متاعی است که خدا میدهد و ما موظفیم وظیفه خودمان را انجام دهیم. اگر وظیفه خودمان را درست انجام دهیم، خدا میداند چه زمانی، کجا و چگونه آبروی ما را جبران کند.»
حجتالاسلام لاریجانی گفت: ایشان معتقد بودند اگر خودمان دنبال آبروی خودمان برویم، به اندازه ظرفیت کوچک خودمان برای آبرویمان تلاش کردهایم؛ اما اگر آن را به خدا واگذار کنیم، آبرویی که خدا بالا ببرد، با آبرویی که انسان بخواهد برای خودش ایجاد کند، اصلاً قابل مقایسه نیست. من وظیفه خودم را انجام میدهم و بقیه را به خدا واگذار میکنم.
فرزند لاریجانی گفت: ایشان فرمودند که من اصلاً از این موضوع ناراحت نیستم. میگفتند نبرد بین حق و باطل از ابتدای تاریخ وجود داشته، امروز هم وجود دارد؛ در زمان پیامبر اکرم(ص) بوده، در زمان امیرالمؤمنین(ع) بوده و امروز هم هست.
وی عنوان کرد: ایشان معتقد بودند اگر کسی ادعا میکند که در مسیر امیرالمؤمنین(ع) یا در مسیر پیامبر اکرم(ص) قدم برمیدارد، نباید از اینکه بخشی از این ابتلائات و فشارها متوجه او میشود، تعجب کند. میگفتند اگر دیدید در یک عافیت کامل به سر میبرید، آن جای تعجب دارد؛ چراکه میدان، میدان نبرد حق و باطل بوده و خواهد بود و کسی که در این میدان نقشآفرینی میکند، طبیعی است که با این مسائل و ابتلائات نیز مواجه شود.
حجتالاسلام لاریجانی گفت: مجموعه این ویژگیها و سایر خصوصیات باعث شده بود که ایشان شخصیت بسیار متفاوتی پیدا کنند و ما شاهد نوعی کنشگری متفاوت از سوی ایشان باشیم. یکی دو نمونه را خدمت شما عرض میکنم.
وی گفت: در حوادث سال ۱۴۰۰، ایشان از روند اتفاقات و گفتوگوهایی که صورت گرفته بود، اطلاع داشتند و دقیقاً میدانستند چه اتفاقی افتاده و چه فرایندی طی شده است. هر کسی که از جزئیات این ماجرا مطلع میشد، واقعاً از اتفاقی که رخ داده بود، متحیر میماند. از جمله کسانی که از این موضوع مطلع شد، خود رهبر شهید بود. ایشان همواره در سیره خود از برخی نهادها دفاع میکردند و طبیعتاً این رویکرد نیز دلایل خودش را داشت؛ اما آن اتفاق به اندازهای مهم بود که ایشان در فاصله دو سه هفته، سه بار نسبت به عملکرد شورای نگهبان اعلام نارضایتی کردند.
فرزند شهید لاریجانی گفت: این موضوع بسیار مهم بود. ایشان سه بار بهصراحت از عملکرد شورای نگهبان ابراز نارضایتی کردند و فرمودند که ظلم و جفا شده و باید جبران شود. حدود دو هفته بعد نیز فرمودند که برخی تصمیمات گرفته شده و من نسبت به آنها رضایت نداشتم. این اتفاق، برای یک سیاستمدار در چنین سطحی، اتفاق بسیار مهمی بود. اما میخواهم تصویر این تفاوت در کنشگری ایشان را برای شما ترسیم کنم. در چنین موقعیتی، یک سیاستمدار میتواند رفتارهای متفاوتی از خود نشان دهد.
وی عنوان کرد: برخی سیاستمداران در چنین شرایطی تصمیم میگیرند برگردند، پشت به نظام کنند و حتی به آن لگد بزنند. در تاریخ انقلاب نیز نمونههایی از این رفتارها وجود داشته است. اما ایشان مطلقاً چنین روشی را قبول نداشتند.
حجتالاسلام لاریجانی گفت: من خودم در جلسهای حضور داشتم که فردی خدمت ایشان رسید و گفت: حالا که چنین اتفاقی افتاده و این مسئله تا این اندازه روشن و آشکار شده، شما یک اطلاعیه بدهید. اما نتیجه همان ویژگیهایی که عرض کردم ــ یعنی داشتن مبنای فکری و برخورداری از معنویت ــ در کنشگری عینی ایشان این بود که گفتند: «مطلقاً من چنین کاری نمیکنم.» ایشان گفتند: «من اینها را نمیبینم. من فلان شورا، فلان نهاد امنیتی و فلان فرد را نمیبینم؛ من خدا را میبینم. من خون پاک شهدایی را میبینم که پای این انقلاب ریخته شده است. من آقای مطهری را میبینم، من امام را میبینم.»
وی گفت: ایشان معتقد بودند ممکن است این افراد و نهادها اشتباه کنند و باید رفتار خودشان را اصلاح کنند، اما این اشتباهات نباید باعث شود ما از انقلاب فاصله بگیریم. میگفتند: «من هیچگاه جلوی انقلاب نمیایستم. فکر اصیل انقلاب و فکر درست، همچنان درست است و من تا آخر پای آن میایستم. اینها باید رفتار خودشان را اصلاح کنند.» این یک نوع کنشگری بود. یک نوع دیگر از کنشگری این بود که فرد رفتار منفی در پیش بگیرد؛ ایشان این روش را هم نفی کردند.
حجتالاسلام لاریجانی گفت: یک رفتار دیگر میتوانست قهر کردن باشد. اگر تاریخ انقلاب را نگاه کنید، برخی از رجال در مواجهه با چنین حوادثی، مسیر قهر و کنارهگیری را انتخاب کردند. اما ایشان این مسیر را هم انتخاب نکردند. ایشان میتوانستند مواجهه منفی نداشته باشند، میتوانستند ارتباط خود را قطع نکنند، اما در عین حال برخوردی منفعلانه داشته باشند. این را هم انجام ندادند. حالا انتخاب ایشان چه بود؟ ایشان از ظرفیتهای نظام استفاده کردند.
وی گفت: با استفاده از ظرفیتهای نظام، ایشان شروع کردند اعتراض خودشان را نسبت به این روش غلطی که انجام شده بود، نشان دادند؛ نامهنگاری به رهبری، نامه به شورای نگهبان، نامهای به قوه قضاییه و شکایت از آن نهادها از جمله این اقدامات بود. در واقع، از ظرفیتهای خود نظام استفاده کردند تا این اشکال را برطرف کنند. یادم هست ایشان میگفتند: «این مسئله در مورد یک فرد، خیلی مهم نیست؛ اما وقتی چنین اتفاقی در این اشل رخ میدهد، نشان میدهد که یک جای دستگاه درست کار نمیکند.»
وی گفت: ایشان موضوع را از طریق نهادهای مختلف پیگیری کردند و قاطعانه ایستادند. خود ایشان شخصاً موضوع را پیگیری کردند، حکم صادر شد و مشخص شد کسانی که این کار را انجام داده بودند، چه تخلفی مرتکب شدهاند. یک سیاستمدار در این سطح، بین انتخابهای مختلفی که پیش روی او وجود داشت، چگونه یک انتخاب متمایز انجام داد. ایشان نه قهر کرد، نه به نظام پشت کرد، نه منفعل شد؛ بلکه از ظرفیتهای خود نظام برای اصلاح نقطهای که دچار اختلال شده بود، استفاده کرد.
فرزند شهید لاریجانی ادامه داد: ایشان به مردم نشان داد که این نظام، خاصیت خودترمیمی دارد و میتواند اشکالات و اختلالات موجود در خود را اصلاح کند. این همان تفاوتی است که عرض کردم و در رفتار و کنشگری ایشان خودش را نشان میداد.
وی درباره مشی رسانهای شهید لاریجانی گفت: یکی از دغدغههای مهم ایشان پس از ورود به دبیرخانه این بود که باید تلاش کنیم شکافهای موجود در جامعه را کاهش دهیم و وفاقی را که میان مردم، بهویژه در جریان جنگ ۱۲روزه، شکل گرفته بود، حفظ کنیم.
ایشان معتقد بودند باید تلاش کنیم مردم را اقناع کنیم. به همین دلیل، جلسات مرتب در دبیرخانه برگزار میشد و اصحاب رسانه دعوت میشدند و خود ایشان نیز در این جلسات حضور پیدا میکردند، شرایط کشور را برای آنها توضیح میدادند و آخرین تحولات و رویدادها را تشریح میکردند.
وی گفت: ایشان معتقد بودند این روش بسیار بهتر از برخوردهای قهری و روشهایی مانند بگیر و ببند است که ممکن است شکافهای بیشتری در جامعه ایجاد کند. خود ایشان مینشستند و یک ساعت، دو ساعت و حتی سه ساعت با اصحاب رسانه گفتوگو میکردند، شرایط را برای آنها ترسیم میکردند، آخرین رویدادها را توضیح میدادند و تلاش میکردند یک اقناع عمومی شکل بگیرد.
حجتالاسلام لاریجانی گفت: در جنگ نیز، چه در جنگ ۱۲روزه و چه در جنگ رمضان، تأکید ایشان این بود که باید اقناع عمومی صورت بگیرد و یکی از مسئولان برای مردم شرایط را توضیح دهد تا کشور در ابهام پیش نرود.
وی گفت: در جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان، ایشان تا زمان شهادت، در فواصل حدود یک هفته تا ۱۰ روز، حتی زیر بمباران، مصاحبه برگزار میکردند. در جنگ ۱۲روزه دو بار و در جنگ رمضان نیز برای مردم توضیح میدادند که چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است.
از اقدامات رسانهای دیگری که یادم میآید ایشان پیگیر آن بودند، موضوع برخی مجریان و هنرمندانی بود که به هر دلیلی از صداوسیما فاصله گرفته یا کنار گذاشته شده بودند. ایشان پیگیر بودند و پیام میدادند که این افراد برگردند تا این بدنه اجتماعی دوباره ترمیم شود و تلاش میکردند زمینه رفع این شکافها فراهم شود.
فرزند شهید لاریجانی گفت: در مسائل سیاسی نیز، وقتی برخی سیاسیون اظهارنظرهای خاصی میکردند، ایشان با آنها تماس میگرفتند و میگفتند: «من میدانم الان حق شماست که اظهارنظر کنید، اما از شما خواهش میکنم با توجه به شرایط کشور، دعوایتان را به زمان دیگری موکول کنید.»
حتی میگفتند: «خود دبیرخانه من، اطراف را دعوت میکنم» و تلاش میکردند اختلافات و سوءتفاهمها را در فضای گفتوگو حل کنند تا شکاف جدیدی در جامعه ایجاد نشود.
وی تأکید کرد: دال مرکزی نگاه و عملکرد ایشان در این ایام، حفظ وحدت و انسجام ملی بود؛ اینکه این وحدت و انسجام از بین نرود.