خبرگزاری کار ایران

این کسب‌ وکار کوچک وسط اعتراضات میلیاردی فروخت؛ ماجرا چه بود؟

این کسب‌ وکار کوچک وسط اعتراضات میلیاردی فروخت؛ ماجرا چه بود؟

در همین روزها، خیلی از کسب‌وکارها تصمیم گرفتند عقب بکشند. تبلیغات را خاموش کردند، هزینه‌ها را کم کردند و منتظر ماندند تا «اوضاع بهتر شود». اما درست وسط همین شرایط، یک اتفاق عجیب افتاد؛ آن‌قدر عجیب که اگر عددهایش را نمی‌دیدید، شاید باورش نمی‌کردید.

اگر دی‌ماه امسال صاحب یک کسب‌وکار آنلاین بودید، احتمالاً هنوز هم با یادآوری آن روزها نفس‌تان حبس می‌شود. اینترنت مدام قطع و وصل می‌شد، بعضی روزها عملاً نمی‌شد رویش حساب کرد و فضای عمومی جامعه پر از تنش و نگرانی بود. برای خیلی‌ها، فروش آنلاین در این شرایط بیشتر شبیه یک شوخی تلخ بود تا یک مسیر واقعی درآمد. سفارش‌ها نصفه‌کاره می‌ماند، پرداخت‌ها انجام نمی‌شد و مشتری‌ها وسط خرید ناپدید می‌شدند.

در همین روزها، خیلی از کسب‌وکارها تصمیم گرفتند عقب بکشند. تبلیغات را خاموش کردند، هزینه‌ها را کم کردند و منتظر ماندند تا «اوضاع بهتر شود». اما درست وسط همین شرایط، یک اتفاق عجیب افتاد؛ آن‌قدر عجیب که اگر عددهایش را نمی‌دیدید، شاید باورش نمی‌کردید.

یک فروشگاه آنلاین فروش کتونی و کفش اورجینال، در بازه ۱۵ دی تا ۱۵ بهمن، بیش از ۲ میلیارد تومان فروش ثبت کرد؛ آن هم با ۴۶۰ سفارش واقعی. نه قبل از بحران، نه بعد از آن؛ دقیقاً وسط همان روزهایی که خیلی‌ها می‌گفتند «دیگه نمی‌شه فروخت».

اینجا معمولاً اولین واکنش این است: «خب حتماً برند بزرگی بوده» یا: «حتماً شانسی بوده» اما نه؛ ماجرا چیز دیگری است.

وقتی اینترنت به‌هم می‌ریزد، آدم‌ها چطور خرید می‌کنند؟

بیایید خیلی ساده به رفتار خودمان نگاه کنیم. وقتی اینترنت کند است یا مدام قطع می‌شود، آیا حوصله اینستاگرام گردی داریم؟ معمولاً نه. اسکرول کردن سخت می‌شود، ویدئوها لود نمی‌شوند و آدم زود کلافه می‌شود. اما اگر واقعاً قصد خرید داشته باشیم چه؟ اینجاست که یک رفتار خیلی مهم خودش را نشان می‌دهد: آدم‌ها می‌روند سرِ گوگل.

نه برای وقت‌گذرانی، نه برای دیدن محتوا؛ برای پیدا کردن جواب. اسم محصول را می‌زنند، برند را جست‌وجو می‌کنند و دنبال سریع‌ترین راه برای خرید می‌گردند. در این حالت، کاربر حوصله داستان شنیدن ندارد. یا جواب را پیدا می‌کند، یا صفحه را می‌بندد. این فروشگاه دقیقاً همین رفتار را جدی گرفت.

سایت؛ جایی که فروش یا اتفاق می‌افتد، یا از دست می‌رود

اولین نکته‌ای که این فروشگاه روی آن سرمایه‌گذاری کرده بود، خودِ سایت بود. نه طراحی عجیب، نه شلوغی اضافه. سایت سریع بالا می‌آمد، محصولات واضح بودند، مسیر خرید کوتاه بود و کاربر لازم نبود ده بار صفحه عوض کند تا بفهمد چه چیزی می‌خرد.

در روزهایی که اینترنت ناپایدار است، این سادگی یک مزیت حیاتی است. کاربری که با هزار زحمت سایت را باز کرده، اگر همان چند ثانیه اول جوابش را نگیرد، خیلی راحت صفحه را می‌بندد. اینجا بود که سایت نقش کلیدی بازی کرد؛ اما داستان فروش میلیاردی فقط به سایت ختم نمی‌شود.

این کسب‌ وکار کوچک وسط اعتراضات میلیاردی فروخت؛ ماجرا چه بود؟

فروش از کجا آمد؟ جواب ساده است: از گوگل

حالا برسیم به بخش مهم ماجرا؛ همان جایی که خیلی‌ها یا نادیده‌اش می‌گیرند، یا درست نمی‌شناسندش.

حدود ۷۰ درصد از این فروش ۲ میلیاردی، از طریق تبلیغاتی به‌دست آمد که مستقیم در گوگل نمایش داده می‌شدند. نه تبلیغی که وسط محتوا بپرد جلوی چشم کاربر، نه چیزی شبیه بنرهای شلوغ. تبلیغی که دقیقاً وقتی کاربر می‌زد «خرید کتونی اورجینال»، جلوی چشمش ظاهر می‌شد. اینجا دقیقاً همان نقطه‌ای است که تبلیغات گوگل ادز معنا پیدا می‌کند.

گوگل ادز به زبان ساده؛ چرا اینجا جواب داد؟

تبلیغات گوگل ادز یک تفاوت اساسی با خیلی از مدل‌های تبلیغ دارد:

شما دنبال مشتری نمی‌روید؛ مشتری دارد دنبال شما می‌گردد. وقتی کسی اسم یک محصول را در گوگل می‌زند، یعنی تصمیمش تا حد زیادی گرفته شده. او نمی‌خواهد قانع شود که «بخرد یا نخرد»؛ می‌خواهد بداند از کجا بخرد. حالا اگر در همان لحظه، یک سایت درست، تمیز و قابل اعتماد جلوی چشمش باشد، مسیر خرید خیلی کوتاه می‌شود. این فروشگاه دقیقاً روی همین لحظه سرمایه‌گذاری کرد. به‌جای اینکه بودجه‌اش را پخش کند، روی جست‌وجوهایی تمرکز کرد که نشانه نیت خرید بودند. نتیجه؟ کلیک کمتر، اما سفارش واقعی بیشتر

چرا بقیه فروختن‌شان افت کرد، این یکی نه؟

در روزهای بحران، خیلی‌ها تبلیغات را قطع می‌کنند چون فکر می‌کنند «الان وقتش نیست». اما مسئله این نیست که وقت تبلیغ هست یا نه؛ مسئله این است که کجا و چطور تبلیغ می‌کنید. تبلیغ در جایی که کاربر حوصله دیدن ندارد، در این شرایط فقط هزینه است. اما تبلیغ در جایی که کاربر خودش آنجا آمده تا تصمیم بگیرد، می‌تواند حتی وسط اعتراضات هم فروش بسازد. این فروشگاه نه دنبال دیده شدن بود، نه دنبال شلوغ‌بازی. فقط می‌خواست وقتی کاربر سرِ گوگل دنبال خرید است، حضور داشته باشد. همین.

عددها چرا مهم‌اند؟

۴۶۰ سفارش در یک ماه، آن هم در دی و بهمن امسال، یعنی این فروش اتفاقی نبوده. یعنی هر روز، کاربرانی بودند که وارد سایت شدند، خرید کردند و پرداخت را کامل انجام دادند. بیش از ۲ میلیارد تومان فروش هم یعنی این مسیر، مقیاس‌پذیر بوده؛ نه یک شانس کوتاه‌مدت.

این عددها نشان می‌دهد اگر مسیر درست انتخاب شود، حتی در شرایطی که اینترنت ناپایدار است، هنوز هم می‌شود فروش داشت.

جمع‌بندی؛ نکته اصلی اینجاست

داستان این فروش میلیاردی، درباره شانس یا معجزه نیست. درباره یک تصمیم ساده اما مهم است:

رفتن سراغ جایی که کاربر آماده خرید است. در روزهایی که اینترنت و شرایط اجتماعی همه‌چیز را به‌هم ریخته، رفتار کاربران ساده‌تر و مستقیم‌تر می‌شود. آن‌ها کمتر می‌چرخند و بیشتر تصمیم می‌گیرند. کسب‌وکارهایی که این تغییر رفتار را بفهمند و ابزار مناسبش را بشناسند، حتی وسط بحران هم می‌توانند فروش داشته باشند. گوگل ادز در اینجا نه یک ابزار تبلیغاتی پرزرق‌وبرق، بلکه یک پل ساده بین «نیاز کاربر» و «سایت فروشنده» بوده است. پلی که درست در زمان درست ساخته شد.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز