چین در سایه جنگ ایران؛ بازیگری که از آشوب منطقه سود میبرد
یک تحلیل راهبردی، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را فرصتی برای چین میداند تا با درگیر نگه داشتن منابع واشنگتن در خاورمیانه، موقعیت خود را در رقابت جهانی تقویت کند.
به گزارش ایلنا، نظام بینالملل در حال تجربه تحولات عمیقی در شیوههای رقابت و منازعه است و قدرتها بیش از گذشته از روشهای غیرمستقیم و ابزارهای اقتصادی، فناورانه و اطلاعاتی برای اثرگذاری بر روند درگیریها استفاده میکنند.
بر اساس مطالعه منتشرشده از سوی «مرکز مطالعات سیاسی و راهبردی الاهرام»، ایران برای چین یک «دارایی راهبردی» محسوب میشود که پکن میتواند از آن برای فرسایش منابع و توان آمریکا استفاده کند؛ اقدامی که فشار بر چین در دریای چین جنوبی و تنگه تایوان را کاهش میدهد. از سوی دیگر، روابط تهران و پکن نوعی «وابستگی متقابل» ایجاد کرده است؛ چین به نفت ایران نیاز دارد و تهران نیز چین را یکی از مهمترین مسیرهای دسترسی خود به ارز و فناوری میداند.
در همین چارچوب، مفاهیمی مانند «قدرت تیز» و «راهبرد منطقه خاکستری» برای توضیح استفاده چین از فناوری، دادهها و شبکههای مالی جایگزین مطرح میشوند؛ ابزارهایی که به پکن اجازه میدهند بدون ورود مستقیم به جنگ، بر روند آن اثر بگذارد.
این مطالعه حمایت غیرمستقیم چین از ایران را شامل حفظ جریان صادرات نفت، ارائه فناوری، تقویت غیرعلنی توان دفاعی و حمایت دیپلماتیک میداند. به باور نویسندگان، یکی از مهمترین انگیزههای پکن این است که جنگ تنها ایران را هدف نگرفته و امنیت انرژی و منافع راهبردی چین را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
چین همکاریهای نظامی و اقتصادی خود با ایران را فراتر از روابط تجاری دنبال میکند. امضای «توافق همکاری راهبردی ۲۵ ساله» در سال ۲۰۲۱، با هدف جذب حدود ۴۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری چین در بخشهای انرژی، زیرساخت و ارتباطات، و همچنین عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای و بریکس، از نمونههای این همکاری عنوان شده است.
این مطالعه به شواهدی از حمایت غیرمستقیم چین از ایران نیز اشاره میکند. بر اساس گزارش آن، ماهوارههای «یائوگان» و «جیلین-۱» میتوانند تصاویر و دادههای راداری مورد استفاده ایران برای رصد تحرکات نیروهای آمریکایی و متحدان آن را فراهم کنند. همچنین ادعا شده است استفاده ایران از سامانه ناوبری «بیدو» چین به بهبود دقت موشکهای بالستیک کمک کرده و شرکتهای چینی نیز با تأمین مواد دارای کاربرد دوگانه، از برنامه موشکی ایران حمایت کردهاند.
در حوزه اقتصادی، پالایشگاههای چینی هزینه نفت ایران را به یوان پرداخت میکنند و تهران بخشی از این درآمدها را برای خرید کالا از چین یا تأمین مالی پروژههای زیرساختی به کار میگیرد. این مطالعه همچنین استفاده از یوان برای پرداخت عوارض عبور از تنگه هرمز پس از بسته شدن این گذرگاه را نشانه دیگری از تعمیق همکاری تهران و پکن میداند.
از نگاه این مطالعه، جنگ همزمان با درگیر شدن توان نظامی آمریکا در خاورمیانه، میتواند خلأیی راهبردی در منطقه هند و اقیانوس آرام ایجاد کند و فرصت بیشتری برای گسترش نفوذ چین فراهم آورد. همچنین جنگ میتواند به آزمایشگاهی برای سنجش فناوریهای چینی در برابر تسلیحات پیشرفته غربی تبدیل شود. بر اساس این گزارش، چین رادارهای پیشرفتهای در اختیار ایران قرار داده که قادر به شناسایی اهداف پنهانکار آمریکایی هستند.
چین همچنین از جنگ برای تقویت همکاری با روسیه استفاده میکند؛ ائتلافی که در این مطالعه یکی از مهمترین محورهای مقابله با نفوذ آمریکا و غرب در نظام بینالملل توصیف شده است.
این مطالعه با استفاده از مفهوم «بازیگری که از آشوب سود میبرد» معتقد است قدرتهای نوظهور میتوانند از جنگها و بحرانها برای تغییر موازنه قدرت به سود خود استفاده کنند، بدون آنکه هزینه رویارویی مستقیم را بپردازند. بر این اساس، چین میکوشد کاهش نقش آمریکا در عرصههای امنیتی و اقتصادی منطقه را به فرصتی برای گسترش نفوذ خود تبدیل کند.
یکی دیگر از محورهای مورد اشاره مطالعه، بازنگری در کارآمدی چتر امنیتی آمریکا است. بر اساس این تحلیل، جنگ ایران میتواند محدودیتهای راهبرد مهار آمریکا را آشکار کند و متحدان واشنگتن در آسیا، از جمله ژاپن، کره جنوبی، تایوان و فیلیپین، را به بازنگری در نقش آمریکا وادارد. در اروپا نیز این روند میتواند تلاشها برای تقویت توان دفاعی مستقل این قاره را افزایش دهد.
این مطالعه همچنین جنگ را آزمایشگاهی برای ارزیابی فناوریهای چینی پیش از هرگونه رویارویی احتمالی با آمریکا میداند و معتقد است پکن از این درگیری برای تقویت همکاری راهبردی با روسیه بهره میگیرد.
در پایان، این مطالعه جنگ آمریکا علیه ایران در سال ۲۰۲۶ را فراتر از یک درگیری نظامی و نوعی «آزمایشگاه ژئوپلیتیکی» برای آینده قدرت جهانی توصیف میکند. بر اساس این تحلیل، «صبر راهبردی» چین به سمت مداخله غیرمستقیم حرکت کرده و جنگ، ایران را به عرصهای برای فرسایش توان نظامی آمریکا تبدیل کرده است.
این مطالعه همچنین تنگه هرمز را عاملی مهم در تحولات ژئواکونومیک میداند و معتقد است بسته شدن آن میتواند روند فاصله گرفتن شرق و غرب و کاهش نقش دلار در تجارت انرژی را سرعت ببخشد.
در نهایت، نویسندگان بر این باورند که جنگ آمریکا ممکن است ناخواسته به تضعیف جایگاه دلار در بازار انرژی و تقویت نظمی اوراسیایی با نقش محوری چین منجر شود؛ روندی که میتواند محاصره دریایی را از ابزار فشار به فرصتی برای شکلگیری یک نظام بینالمللی چندقطبی تبدیل کند.