طاهری در گفتوگو با ایلنا:
تحولات ایران و آ.سه.آن میتواند منشأ شکلگیری یک قدرتنمایی جدید باشد/جایگاه هند در معادلات آینده جهان
کارشناس مسائل شبه قاره گفت: اگر آسهآن بتواند با شبهقاره هند ارتباطات خود را تقویت کند و از توانمندیهای هند نیز بهره بگیرد، قطعاً میتواند به یک قدرت نوظهور اقتصادی تبدیل شود.
عبدالمحمد طاهری، کارشناس مسائل شبه قاره با اشاره به برگزاری نشست کشورهای عضو آ.سه.آن در گفتوگو با ایلنا اظهار کرد: شبهقاره هند در چند سال اخیر با یک رویکرد جدید در جهان در حال ایفای نقش است. پیش از این، آ.سه.آن در واقع مهره تأثیرگذاری نبود، اما اکنون هند در حال ایفای نقش جدیدی است. برداشت اولیه من این بود که هندیها از حیث نظری و راهبردی میخواهند در شرایطی که امروز در جهان اتفاق افتاده، با توجه به اقداماتی که آمریکاییها انجام میدهند و از سوی دیگر، انفعال روسها و همچنین چین، در این معادله نقش پررنگتری ایفا کنند. هند میخواهد به قدرتهایی که همچنان خود را قدرتهای بزرگ میدانند، بفهماند که اگر دهلی را مورد غفلت قرار دهند، جهان تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. این تأثیرات، اگر به درستی مدیریت شوند، میتواند برای شبهقاره هند مثبت باشد و اگر نادیده گرفته شوند، قطعاً آثار منفی خواهد داشت. از سوی دیگر، آسیای جنوب شرقی که آسهآن هسته مرکزی آن را تشکیل میدهد، نیز به نظر من در حال ایفای نقش با یک ساختار جدید و فرهنگ سازمانی جدید است. بنابراین، نتیجهای که میتوان گرفت این است که تحولات ایران در این شرایط، قطعاً تأثیرگذار بوده است؛ نهتنها بهصورت غیرمستقیم، بلکه بهصورت مستقیم.
وی ادامه داد: از سوی دیگر، با توجه به خطراتی که آمریکا امروز برای بشریت ایجاد کرده، به نظر میرسد قدرتهای نوظهور بهتدریج و نه صرفاً بهصورت تئوریک، بلکه به شکل عینی، به این جمعبندی میرسند که اگر آمریکا در این معادله، اشتباهات خود در افغانستان را تکرار کند و در ایران نیز همان مسیر را ادامه دهد، قطعاً شکست خواهد خورد. در آن صورت، آمریکاییها دیگر حرف چندانی برای گفتن نخواهند داشت. واقعیت این است که مشکل آمریکاییها، نبرد فرهنگی است و شکستهای آنها نیز همواره بیشتر در عرصه فرهنگی بوده تا نظامی. همان اتفاقی که در ویتنام افتاد، در عراق و افغانستان نیز تکرار شد و به اعتقاد من، اگر آمریکا اشتباهات گذشته خود را در ایران تکرار کند، همین اتفاق در ایران نیز رخ خواهد داد. بنابراین، تشکیلات و قدرتهای نوظهور نیز دپارتمانهای فعالی برای رصد تحولات جهان، بهویژه در خاورمیانه، آسیای مرکزی و آسیای غربی دارند. آنها میخواهند جایگزین و بدیلی برای شرایطی باشند که به اعتقاد من، در آینده در نظام جهانی شکل خواهد گرفت.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: سوال اینجاست که که چرا هند در ماههای اخیر اینچنین آشکارا بهعنوان یک قدرت در حال ظهور خودنمایی میکند؟ اگر بخواهیم این وضعیت را به شکل یک مثلث تعریف کنیم، میبینیم که هندیها در چند ماه اخیر هم روابط عمیقی با امارات برقرار کردهاند، هم با اسرائیل روابط خود را گسترش دادهاند و هم در آسهآن حضور فعالتری پیدا کردهاند. در کنار این موارد، آنها با آمریکاییها نیز گاهی رفتارهای عینی و غیرعینی خاص خود را خواهند داشت. لذاباید بگویم که بخش مهمی از این تحولات، متأثر از اتفاقاتی است که امروز در آسیای غربی و خاورمیانه رخ داده است. کشورهای این منطقه در برابر نظمی که تحت عنوان «نظم نوین خاورمیانه» مطرح شده، قطعاً ایستادگی خواهند کرد. هرچند از چین و روسیه انتظارات بیشتری وجود داشت، اما من فکر میکنم همین میزان نقشآفرینی آنها نیز، هرچند در حاشیه باشد، در نهایت میتواند به نفع ملتهای شرقی و به نفع جهان باشد. باید پذیرفت که آسیای جنوب شرقی به صورت بالقوه و حتی بالفعل، یک قدرت بسیار بزرگ اقتصادی است. وقتی از قدرتهای برتر اقتصادی صحبت میکنیم، دو کشور از این منطقه، یعنی مالزی و سنگاپور، در کنار کشورهایی مانند ژاپن که بحث جداگانهای دارد، مورد توجه قرار میگیرند.
وی افزود: بنابراین، آسیای جنوب شرقی هم از ظرفیت بالقوه و هم از توان بالفعل برای ورود و حضور مؤثر در بازارهای جهانی برخوردار است. از سوی دیگر، همانطور که عرض کردم، اگر آسیای جنوب شرقی و شبهقاره هند در تعامل نزدیکتری با یکدیگر قرار بگیرند، قطعاً میتوانند بهعنوان یک قدرت نوظهور ایفای نقش کنند. به همین دلیل، کاری که چین در جهان انجام میدهد، آسهآن نیز میتواند در سطحی دیگر انجام دهد و به یک جایگزین و قدرت اقتصادی بسیار قوی تبدیل شود. کشورهای این منطقه میتوانند از ظرفیتهای اقتصادی خود استفاده کنند و بخشی از فعالیتهایی را که چین در مناطق مختلف جهان انجام میدهد، بر عهده بگیرند. یکی از نقاط قوت چین در مقایسه با آمریکا این است که چینیها ابتدا مطالعات فرهنگی انجام میدهند و سپس نفوذ اقتصادی خود را آغاز میکنند. برخلاف آمریکاییها که متأسفانه با اهرم قدرت وارد میشوند و بدون شناخت کافی از فرهنگ جامعه هدف اقدام میکنند و در نتیجه، در ادامه با مشکلات مختلف مواجه میشوند. بنابراین، اگر آسهآن بتواند با شبهقاره هند ارتباطات خود را تقویت کند و از توانمندیهای هند نیز بهره بگیرد، قطعاً میتواند به یک قدرت نوظهور اقتصادی تبدیل شود. البته در شرایط فعلی، من فکر میکنم این مجموعه با تکیه بر ظرفیتهای اقتصادی خود میتواند نقش مهمی ایفا کند که به هر حال، مسئله بسیار مهمی است. اما درباره اینکه آمریکاییها تا چه اندازه میتوانند در این منطقه نفوذ پیدا کنند، باید گفت برخی از کشورهای عضو آسهآن با آمریکا روابط نزدیکی دارند. با این حال، اگر شبهقاره هند نیز بتواند در این منطقه نفوذ بیشتری پیدا کند، آنگاه با قدرتی روبهرو خواهیم بود که شاید آمریکاییها بهسختی بتوانند با این قدرت نوظهور مقابله یا رقابت کنند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: درباره چشمانداز آینده این معادلات باید بگویم که شرایط آنقدر پیچیده شده است که من پیشتر خیلی سریع و روشن نظر خودم را اعلام میکردم، اما اکنون، بهویژه در یکی دو هفته اخیر و با توجه به نقشی که ایران در این منطقه از جهان ایفا کرده، معادلات آنقدر پیچیده شده که به این راحتی نمیتوان داوری کرد که آیا جریان و روندی که آمریکاییها آغاز کردهاند، در نهایت به نفع آنها تمام خواهد شد یا خیر. یکی از بزرگترین درسهایی که تحولات جدید به ما میدهد، همین مسئله آسهآن است اما مهمتر از آن، تحولاتی است که ایران در حال رقم زدن آنهاست. اگر این تحولات به سرانجام مطلوبی ختم شود ــ که من مطمئن هستم این اتفاق خواهد افتاد ــ بسیاری از معادلات تغییر خواهد کرد و در آن زمان، تئوریسینها باید مفاهیم جدیدی را در حوزه سیاستگذاری تعریف کنند؛ هم در حوزه سیاست، هم در حوزه امنیت و هم در حوزه جنگ. در نهایت، قدرتهای نوظهور باید در کنار کشورهایی قرار بگیرند که هم توان اقتصادی دارند و هم به شکلهای مختلف، مانند ما، از سوی نظامهای امپریالیستی آسیب دیدهاند. بنابراین، تحولات ایران و تحولات آسهآن میتواند منشأ شکلگیری یک قدرتنمایی جدید در برابر سه قدرت بزرگ جهانی (آمریکا، چین و روسیه) باشد.