چرا ترامپ پس از پاسخ موشکی ایران دوباره تهدید به حمله کرد؟
عبدالباری عطوان، تحلیلگر عرب، بازگشت ترامپ به تهدیدهای نظامی علیه ایران پس از حملات موشکی تهران به پایگاههای آمریکا را قابل تأمل دانست و این پرسش را مطرح کرد که آیا خسارتهای واردشده به این پایگاهها، پشت تهدیدهای تازه رئیسجمهور آمریکا قرار دارد.
به گزارش ایلنا، عبدالباری عطوان، تحلیلگر برجسته جهان عرب در سرمقاله روزنامه فرامنطقهای «رای الیوم» نوشت: دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بار دیگر ایران را به حمله نظامی تهدید کرده است؛ این بار پس از آنکه موشکهای ایران سه پایگاه نظامی آمریکا در اردن و امارات را هدف قرار دادند. ترامپ اعلام کرده است واشنگتن در پاسخ به این حملات «بهشدت» اقدام خواهد کرد و حتی از احتمال حمله به اهدافی در ایران و تنگه هرمز سخن گفته است.
ایران با هشت موشک، سه پایگاه هوایی آمریکا را هدف قرار داد؛ دو پایگاه در اردن شامل «ملک حسین» و «موفق السلطی» در منطقه الازرق و پایگاه سوم در امارات متحده عربی قرار داشت.
آنچه در این حمله قابل توجه بود، سرعت واکنش ایران بود. حملات موشکی و پهپادی ایران تنها چند ساعت پس از حمله آمریکا به جزیره لارک در نزدیکی تنگه هرمز انجام شد و به گفته منابع ایرانی، با استفاده از تسلیحات دقیق صورت گرفت.
این واکنش سریع با الگوی رایج در منطقه که معمولا وعده «پاسخ در زمان و مکان مناسب» داده میشود، تفاوت داشت؛ این بار پاسخ ایران نه در آیندهای نامعلوم، بلکه تنها چند ساعت بعد داده شد.
ایران واقعا «شکستخورده» است؟
ترامپ طی ماههای گذشته بارها مدعی شده است که آمریکا کنترل کامل تنگه هرمز را در اختیار دارد و حتی این آبراه راهبردی را بخشی از قلمرو آمریکا خوانده است. او همچنین ایران را به نابودی تهدید کرده و اکنون در تازهترین اظهارات خود، این کشور را «شکستخورده و مرده» توصیف کرده است.
ترامپ همچنین مدعی شده ایران نیروی دریایی و نیروی هوایی ندارد و حتی پول کافی برای پرداخت حقوق نظامیان خود در اختیارش نیست.
اما پرسش اینجاست: اگر ایران واقعا کشوری «شکستخورده و مرده» است، چگونه توانسته است بیش از هفت ماه در برابر حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی مقاومت کند، بدون آنکه واشنگتن و تلآویو به اهداف اعلامشده خود دست پیدا کنند؟
چگونه کشوری که ترامپ آن را فاقد توان نظامی و اقتصادی توصیف میکند، توانسته است تنها چند ساعت پس از حمله آمریکا به اراک، پایگاههای نظامی این کشور را در اردن و امارات با موشک و پهپاد هدف قرار دهد؟
سپاه پاسداران نیز در واکنش به تهدیدهای ترامپ اعلام کرده است هرگونه حمله جدید آمریکا با پاسخی بسیار شدیدتر مواجه خواهد شد و شدت این پاسخ میتواند تا ۱۰ برابر حمله طرف مقابل باشد.
عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی ایران، نیز ادعاهای مربوط به ناتوانی اقتصادی ایران را رد کرده و گفته است کشور ذخایر ارزی کافی در اختیار دارد و جریان درآمدهای ارزی آن ادامه دارد.
او همچنین اعلام کرده است بانک مرکزی آمادگی دارد دو میلیارد دلار از ذخایر ارزی را برای تزریق فوری به بازار اختصاص دهد.
آیا پایگاههای آمریکا تلفات سنگینی دادهاند؟
بازگشت سریع ترامپ به تهدیدهای نظامی میتواند نشانهای از وارد شدن خسارتهای قابل توجه به پایگاههای آمریکایی در اردن باشد.
این احتمال نیز مطرح شده است که در حملات اخیر شماری از نظامیان آمریکایی کشته یا بهشدت زخمی شده باشند. در حمله قبلی به این پایگاهها، ارتش آمریکا کشته شدن سه نظامی و زخمی شدن دهها نفر را تأیید کرده بود.
عطوان معتقد است آمریکا و رژیم صهیونیستی معمولا جزئیات دقیقی از میزان خسارتهای انسانی و مادی خود منتشر نمیکنند.
او با اشاره به جنگ ۱۲ روزه مینویسد موشکهای ایران مناطقی در تلآویو، حیفا، بئرالسبع و دیمونا را هدف قرار دادند، اما مقامهای اسرائیلی مانع انتشار تصاویر مربوط به خسارتهای این حملات شدند.
به نوشته عطوان، آمریکا نیز در مورد حملات ایران به پایگاههایش در کویت، امارات، پایگاه العدید در قطر، پایگاه ناوگان پنجم در بحرین و پایگاههایش در اردن، اطلاعات و تصاویر محدودی منتشر کرده است.
بحران در ساختار نظامی آمریکا
عطوان در بخش دیگری از مقاله، عملکرد ترامپ را عامل تضعیف جایگاه و اعتبار آمریکا بهعنوان یک قدرت جهانی میداند.
او مدعی است ترامپ علاوه بر مواجهه با نارضایتی داخلی و کاهش محبوبیتش به کمتر از ۲۸ درصد، اکنون با نارضایتی در ساختار نظامی آمریکا نیز روبهرو شده است.
عطوان با استناد به گزارشی از بلومبرگ مینویسد شمار قابل توجهی از فرماندهان ارشد ارتش آمریکا، از جمله یکی از مقامهای ارشد دولت، در حال بررسی استعفا هستند؛ موضوعی که به گفته او، به آشفتگی و بحران در ساختار نظامی آمریکا مربوط میشود.
او همچنین نوشته شکست آمریکا در جنگ با ایران بر این بحران افزوده است و بلومبرگ در گزارشی مفصل، جزئیات، آمار و نامهای مرتبط با این موضوع را منتشر کرده است.
هرمز؛ میدان سرنوشتساز
عطوان در پایان مقاله، تنگه هرمز را نقطهای سرنوشتساز در تقابل ایران و آمریکا میداند و هشدار میدهد ادامه درگیری در این منطقه میتواند هزینه سنگینی برای واشنگتن داشته باشد.
او تنگه هرمز را با کانال سوئز مقایسه میکند و معتقد است همانطور که کانال سوئز پس از تجاوز سهجانبه سال ۱۹۵۶ به مصر به نمادی از افول قدرت بریتانیا و فرانسه تبدیل شد، تنگه هرمز نیز میتواند به نقطهای تعیینکننده در افول جایگاه آمریکا بهعنوان یک قدرت بزرگ تبدیل شود.
عطوان مقاله خود را با این جمله به پایان میرساند: «روزهای آینده نشان خواهد داد.»