خبرگزاری کار ایران

رمضانی بونش در گفت‌وگو با ایلنا تشریح کرد:

جایگاه سیاسی و نظامی پاکستان در پرونده باب‌المندب/امکان سنجی حمایت نظامی اسلام‌آباد از عربستان علیه یمن

جایگاه سیاسی و نظامی پاکستان در پرونده باب‌المندب/امکان سنجی حمایت نظامی اسلام‌آباد از عربستان علیه یمن

پژوهشگر مسائل بین‌الملل گفت: اگر پاکستانی‌ها بخواهند حتی نقش گسترده‌تری در تحولات منطقه ایفا کنند، این نقش بیشتر ماهیتی دفاعی خواهد داشت تا تهاجمی.

فرزاد رمضانی بونش، پژوهشگر مسائل بین‌الملل با اشاره به حمایت علنی پاکستان از عربستان در قبال پرونده باب المندب در گفت‌وگو با ایلنا اظهار کرد: قبل از هر چیز باید پیشینه رویکرد پاکستان در حوزه بحران یمن را نیز به یاد داشته باشیم. از آغاز بحران یمن و همچنین تشکیل ائتلاف عربی علیه انصارالله و حوثی‌ها و در جریان تقابل‌ها و جنگ داخلی در این کشور، رویکرد پاکستان تا حدی در کنار ائتلاف عربی و ریاض در مقابل انصارالله و دولت مستقر در صنعا قرار گرفت. البته انتظاراتی که عربستان سعودی در ابتدای بحران از پاکستان، به‌ویژه در زمینه حضور مستقیم‌تر، حملات گسترده‌تر نظامی یا مشارکت عملیاتی و گسترده‌تر علیه صنعا داشت، عملاً محقق نشد. حضور پاکستان عمدتاً به حمایت‌های محدود، از جمله استفاده از برخی بازنشستگان نظامی و همچنین ارائه برخی کمک‌ها یا حمایت‌های حداقلی دفاعی و نظامی، محدود بود. با این حال، این رویکرد طی یک دهه گذشته همچنان ادامه داشته است. به عبارتی، اگر بخواهیم دقیق‌تر نگاه کنیم، پاکستانی‌ها همواره در نوع نگاه و سیاست خود در قبال بحران یمن، متغیر ایران و متغیر عربستان را هم‌زمان در نظر داشته‌اند. از سوی دیگر، پاکستان فارغ از روابط خود با ایران و همچنین با توجه به مباحث و مخالفت‌های داخلی که در آغاز حملات علیه انصارالله مطرح شد، عملاً با مخالفت پارلمان این کشور برای حضور گسترده نظامی پاکستان در جنگ یمن و علیه انصارالله و حوثی‌ها مواجه شد.

وی ادامه داد: این رویکرد طی یک دهه گذشته ادامه داشته است. با وجود اینکه در یک سال گذشته پیمان و توافق گسترده نظامی میان اسلام‌آباد و ریاض منعقد شده، اما این همکاری همچنان تحت تأثیر متغیرهای متعددی قرار دارد؛ از جمله نوع نگاه ایران به این مسئله، نوع و میزان کمک‌های نظامی، مالی و اقتصادی که ریاض می‌تواند به پاکستان ارائه دهد و همچنین سرمایه‌گذاری‌هایی که عربستان وعده داده است در پاکستان انجام دهد. همچنین، با آغاز حملات در ۲۸ فوریه و حمله آمریکا و اسرائیل علیه ایران، این انتظار در میان برخی کشورهای عربی، به‌ویژه عربستان سعودی، وجود داشت که پاکستان نقش بیشتری در دفاع از عربستان ایفا کند. با این حال، پاکستانی‌ها بر اساس منافع اقتصادی، نظامی، امنیتی و سیاسی خود و همچنین با توجه به شکاف‌های داخلی، اختلافات حزبی و تفاوت دیدگاه میان جریان‌های سیاسی شیعه و سنی و دیگر جریان‌های سیاسی داخل کشور، عملاً تلاش کردند از قرار گرفتن در یک طرف کامل ماجرا پرهیز کنند. پاکستان به‌خوبی می‌داند که شکل‌گیری یک جبهه‌بندی منطقه‌ای و ورود مستقیم این کشور به یکی از طرف‌های درگیری می‌تواند پیامدهای منفی داخلی برای دولت و ساختار سیاسی آن داشته باشد.

این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: در شرایط کنونی، با گسترده‌تر شدن بحران در مرزهای یمن و عربستان، این انتظار وجود دارد که پاکستانی‌ها حضور نظامی بیشتری در این حوزه داشته باشند و در چارچوب پیمان ریاض و اسلام‌آباد، از حاکمیت، منافع و تمامیت ارضی عربستان دفاع کنند. با این حال، موانعی همچون خطر گسترش پیامدهای منفی این رویکرد در داخل پاکستان، احتمال تخریب و تضعیف روابط ایران و پاکستان و همچنین سایر مؤلفه‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی، باعث شده است که پاکستانی‌ها در این زمینه با احتیاط و دست‌به‌عصا حرکت کنند. در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد اگر پاکستانی‌ها بخواهند حتی نقش گسترده‌تری در تحولات منطقه ایفا کنند، این نقش بیشتر ماهیتی دفاعی خواهد داشت تا تهاجمی. احتمالاً آنها در داخل عربستان و در برابر حملات انصارالله یا در صورت وقوع هرگونه درگیری میان عربستان و یمن، ممکن است نقش دفاعی بر عهده بگیرند، اما با توجه به نوع نگاه و منافع خود، به احتمال زیاد از یک‌جانبه‌گرایی یا حمایت کامل و همه‌جانبه از عربستان در صورت گسترده‌تر شدن جنگ میان یمن و عربستان پرهیز خواهند کرد.

وی افزود: اگر باز هم به گذشته برگردیم، یکی از انگیزه‌های اصلی پاکستان برای حضور و ایفای نقش میانجیگرانه در کاهش تنش‌های خلیج فارس و همچنین میان ایران و آمریکا و ایران و سایر کشورهای عربی این است که هرچه دایره انتخاب یکی از بازیگران، یعنی ایران یا عربستان، برای پاکستانی‌ها محدودتر شود و آنها مجبور شوند یکی از این دو طرف را انتخاب کنند، این مسئله می‌تواند پیامدهای منفی امنیتی، اقتصادی، سیاسی و دفاعی بیشتری برای منافع پاکستان داشته باشد. برای مثال، یکی از حوزه‌هایی که در این زمینه اهمیت زیادی دارد، حجم ارسال پول توسط مهاجران و کارگران پاکستانی شاغل در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و سایر کشورهای خاورمیانه به داخل پاکستان است. افزایش ناامنی و گسترش جنگ می‌تواند این منابع مالی را تحت تأثیر قرار دهد؛ منابعی که نقش مهمی در اقتصاد نابسامان پاکستان دارند.

رمضانی بونش در پایان خاطرنشان کرد:بحث انرژی و وابستگی پاکستان به عربستان و سایر کشورهای منطقه برای تأمین منابع انرژی، گاز مایع و همچنین نفت نیز از دیگر مسائل مهم است. بنابراین، به نظر می‌رسد در نگاه نخست، اولویت پاکستانی‌ها کاهش سریع‌تر تنش‌ها و همچنین تثبیت شرایط اقتصادی و امنیتی منطقه باشد. با این حال، اگر پاکستان در شرایطی قرار بگیرد که مجبور به انتخاب یک طرف معادله شود، هرچند توافق و همکاری دفاعی ـ امنیتی میان اسلام‌آباد و ریاض وجود دارد، اما به نظر می‌رسد پاکستانی‌ها همچنان با احتیاط بسیار زیادی در این زمینه برخورد خواهند کرد. آنها احتمالاً دامنه رایزنی‌های گسترده خود با ایران را افزایش خواهند داد و تلاش می‌کنند به یک فرمول برد ـ برد و راهکاری برای کاهش تنش میان یمن و عربستان دست پیدا کنند؛ راهکاری که مانع از آن شود که پاکستان ناگزیر به افزایش حضور و حمایت نظامی از عربستان شود.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز