زنگنه در گفتوگو با ایلنا بررسی کرد:
دلایل نگرانی عربستان از بسته شدن بابالمندب/چرایی لزوم تغییر پارادایم حاکم بر سیاست ریاض
کارشناس مسائل منطقه گفت: بسته شدن بابالمندب به معنای کامل شدن حلقه محاصره و اثرگذاری بر تجارت جهانی است و نه فقط جایگاه عربستان در منطقه، بلکه کل تجارت جهانی هم تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.
صباح زنگنه، کارشناس مسائل منطقه در تشریح دلایل نگرانی عربستان سعودی از بسته شدن تنگه بابالمندب در گفتوگو با ایلنا اظهار کرد: قبل از هر چیز باید توجه داشت که اساساً عربستان کشور مهم و بزرگی است و موقعیت بسیار ارزشمندی دارد، اما این موقعیت شکننده است. در طول تاریخ و در برهه زمانی مشخص، عثمانیها بر بخش عمدهای از خاک عربستان مسلط بودند و سالیان سال این سلطه ادامه داشت، اما به تدریج با جایگزین شدن انگلستان و سپس انتقال قدرت به آمریکا، وضعیت متفاوت شد و عملاً (به نام آمریکا و با اتکای به آمریکا) کشوری صاحب اختیار نقشه ژئوپلیتیک منطقه شد. گرچه استقلال سیاسی به معنای متحد کردن استانهای مختلف مطرح شده، اما عملاً اختیار جدی نسبت به سایر کشورهای منطقه و سایر قدرتهای منطقه نداشت. بنابراین ریاض تلاش میکرد از طریق ابزارهای قبایل در یمن، توازن قدرت را هم در یمن کنترل کند؛ تا آن زمانها که جریانهایی مانند ورود عبدالناصر هم آغاز شد و بعد انگلیس وارد شدند و این تلاشهای ممتد ادامه پیدا کرد، اما هیچکدام نتوانستند یمن را به طور کامل در اختیار داشته باشند.
وی ادامه داد: با اینکه اختلاف قبایل وجود داشت، هیچکدام سخن نهایی را نداشتند. از طرف دیگر، در مناطق دیگر شبهجزیره عرب نسبت به توازن قدرت با عراق همواره نگرانی وجود داشت و هنوز هم وجود دارد که این نگرانی از جنس توازن قدرت با ایران در برابر آمریکا و ایفای نقش درجه یک به عنوان پلیس خلیج فارس بود. عربستان در این میان تلاش میکرد با خرید اسلحه بیشتر این موازنه را در چشم آمریکا تثبیت کند، اما در طرف دیگرِ دریای سرخ همواره شاهد اختلافات جدی بودیم و از مصر گرفته تا سودان، اریتره و اتیوپی. این اختلافها تا جایی پیش رفت که به عربستان مربوط میشد و اختلافات هم به عربستان میرسید تا جیبوتی و سومالی و حتی آن قسمت معروف به سومالیلند هم مورد اختلاف نظر بود و درگیریها عملاً وجود داشته و دارد. در نتیجه، نقشه معادلات منطقهای نقشهای بسیار پیچیده است و ابعاد زیادی دارد، و هیچیک از این کشورها نتوانستند سخن آخر را به نفع خودشان نگه دارند.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: آمریکا سعی میکرد با برقراری روابط با برخی از کشورهای اطراف، یک آرامش نسبی ایجاد کند و گاهی هم با ایجاد اختلاف سعی میکرد موازنه قدرت را در دست خود بگیرد. حالا اتفاقی که در حال رخ دادن بوده، این است که یمن به عنوان یک بازیگر جدی و قوی و دارای تجربه مبارزاتی چندین دهه وارد صحنه شده و عملاً امکان کنترل بابالمندب را پیدا کرده است. البته برخی از جزایر یمنی توسط اسرائیل یا امارات اشغال شده و سعی کردهاند از آن جزایر علیه نیروهای یمنی مستقل اقداماتی انجام بدهند. با این وجود، معادلات ژئوپلیتیکی دریای سرخ و بابالمندب همچنان برای عربستان باعث نگرانی است و این نگرانی روز به روز بیشتر میشود که دلیل آن سیاستهای پر نوسان و غیرمنسجم سعودی است.
وی افزود: ورود صنعا به معادلات بابالمندب میتواند نقش بسیار مهمی ایفا کند، بهویژه با تقابلاتی که در مورد تنگه هرمز مطرح است. این موضوع به معنای کامل شدن حلقه محاصره و اثرگذاری بر تجارت جهانی است؛ نه فقط جایگاه عربستان در منطقه، بلکه کل تجارت جهانی هم تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. این یک موقعیت برتری از لحاظ ژئوپولیتیکی و اقتصادی برای یمن به وجود خواهد آورد اما حالا سؤال این است که اگر بابالمندب بسته شود واکنش عربستان چه خواهد بود؟ واقعیت این است که در آن منطقه آمریکا به تنگنای مضاعف خواهد افتاد. عربستان هم حداکثر کاری که میتواند بکند، تطمیع قبایل و عشایر است و به کار بردن احتمالی برخی از کشورهای کوچک منطقه مانند سومالی یا جیبوتی یا بخشی از نیروهای سودانی در این بین مطرح است اما واقعاً شرایط بسیار بغرنجتر از یک تحلیل روشن و ساده است.
زنگنه در پایان خاطرنشان کرد: وقتی که عربستان با امارات درگیر شود یا بالعکس (این دو کشور به یمن وارد شده بودند تا نفوذ خودشان را تقویت کنند و مسیرهای کریدورهای خاصی برای صادرات نفت آنها و تسلط بر منابع نفت و قدرت یمن داشته باشند) در مقایسه با سایر کشورها، معادلات با تنشهای بیشتری همراه است. بنابراین به یک قرائت دیگر از ماجرا نیاز است. واقعیت این است که پارادایم حاکم بر سیاست عربستان، چون این کشور مهم و بزرگی است، نیاز به بازنگری جدی دارد و شاید حتی تغییر کلی این پارادایم، به نحوی که حداقلهایی برای عربستان از نظر حقوقی و جایگاهی حفظ شود، لازم است.