کابوس ترامپ: سلاحهای عملنکرده در دست ایران و جنگی بیپایان
برخی تحلیلها از نگرانی آمریکا درباره احتمال مهندسی معکوس ایران روی تسلیحات پیشرفته عملنکرده مانند موشکهای کروز، پهپادهای تهاجمی و بمبهای هدایتشونده خبر میدهند؛ موضوعی که میتواند موازنه قدرت در تقابل دو طرف را تغییر دهد.
به گزارش ایلنا، بر اساس گزارشها و تحلیلهای منتشرشده در رسانههای بریتانیایی و آمریکایی، ماهیت تقابل میان ایالات متحده و ایران در حال ورود به مرحلهای پیچیدهتر است؛ مرحلهای که دیگر صرفاً به درگیریهای مستقیم نظامی محدود نمیشود و به حوزههایی مانند جنگ فناوری، فرسایش تسلیحاتی و تغییر موازنه بازدارندگی در منطقه گسترش یافته است.
در این گزارشها که از جمله در پایگاه «آیپیپر» منتشر شده، به نقل از برخی تحلیلگران پیشین سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) مطرح شده است که نگرانیهایی درباره احتمال بهرهبرداری ایران از تسلیحات پیشرفته آمریکایی و اسرائیلی وجود دارد؛ تجهیزاتی که در برخی موارد عمل نکرده یا در میدانهای درگیری باقی ماندهاند.
بر اساس این تحلیلها، ایران در حال انجام فرآیند «مهندسی معکوس» بر روی برخی سامانههای تسلیحاتی از جمله موشکهای کروز «تاماهاوک»، پهپادهای «ریپر»، موشکهای JASSM و بمبهای سنگرشکن GBU-57 است؛ اقدامی که هدف آن، درک ساختار فنی این تسلیحات و توسعه نمونههای بومی عنوان شده است.
در همین گزارشها ادعا شده است که نگرانی اصلی صرفاً به توان داخلی ایران محدود نمیشود، بلکه احتمال همکاری فنی برخی کشورها مانند روسیه و چین نیز مطرح است؛ موضوعی که میتواند به انتقال دانش در حوزه سامانههای هدایت، جنگ الکترونیک و فناوریهای پنهانکاری منجر شود.
اگرچه کارشناسان غربی تأکید دارند بازتولید کامل این سامانهها دشوار است، اما هشدار دادهاند که توسعه «تدابیر مقابلهای» ممکن است در بازه زمانی کوتاه و پس از شناخت الگوهای عملکردی این تسلیحات انجام شود؛ امری که میتواند فاصله فناورانه با آمریکا را کاهش دهد.
در بخش دیگری از این تحلیلها، به گزارش روزنامه گاردین اشاره شده که در آن آمده است حملات نظامی آمریکا نتوانسته اهداف راهبردی مورد نظر را محقق کند و بخش قابل توجهی از توان موشکی و پهپادی ایران همچنان فعال باقی مانده است؛ ظرفیتی که به گفته این گزارش، امکان تهدید مسیرهای حیاتی مانند تنگه هرمز را حفظ کرده است.
در همین چارچوب، برخی تحلیلگران نظامی معتقدند گزینه حمله زمینی به ایران عملاً غیرواقعی است و از سوی دیگر، هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی نیز پیامدهای سیاسی و حقوقی گستردهای برای واشنگتن به همراه خواهد داشت. همزمان، آمریکا با فشار ناشی از کاهش ذخایر تسلیحات دقیق مواجه است.
در ادامه این گزارشها، برخی اساتید و تحلیلگران غربی از جمله فواز جرجس تأکید کردهاند که رویکرد تقابلی در برابر ایران نهتنها به مهار توانمندیهای این کشور منجر نشده، بلکه پیامدهای معکوس داشته و موجب تقویت موقعیت منطقهای تهران شده است.
در جمعبندی این تحلیلها، برخی کارشناسان غربی مانند رابرت فاکس نیز معتقدند ادامه وضعیت فعلی میتواند دو طرف را وارد یک فرسایش طولانیمدت کند؛ فرسایشی که نه آمریکا و نه ایران توان مدیریت کامل آن را ندارند.
در نهایت، بخشی از این تحلیلها بر این نکته تأکید دارند که راهحل پایدار، حرکت به سمت مسیرهای دیپلماتیک تدریجی و کاهش تنش در حوزههای دریایی و هستهای است؛ موضوعی که به اعتقاد برخی مقامات پیشین اطلاعاتی آمریکا، میتواند جایگزین راهبرد صرفاً نظامی شود و از تشدید بحران جلوگیری کند.