جنگی که تمام نمیشود؛ آمریکا میزند، ایران هزینه میسازد
در دل آتشبسی ناپایدار، نه برتری نظامی آمریکا به سرانجامی تعیینکننده رسیده و نه فشارها توانسته اهرمهای بازدارندگی ایران را از کار بیندازد؛ نتیجه، کشیدهشدن تقابل به چرخهای فرسایشی است که زمان و هزینه، بازیگران اصلی آن شدهاند.
به گزارش ایلنا به نقل از الجزیره، در حالیکه رئیسجمهور آمریکا بارها از اعمال فشار برای بازگشایی تنگه هرمز سخن گفته و سپس از مواضع خود عقبنشینی کرده است، تحلیلها نشان میدهد چالش اصلی واشنگتن نه در توان نظامی، بلکه در ناتوانی از تبدیل این برتری به یک پیروزی قاطع است.
در شرایط آتشبس شکننده، ایران نیازی به دستیابی به یک پیروزی نظامی صریح ندارد؛ بلکه کافی است وضعیت تنگه هرمز را در حالت تعلیق نگه دارد و هزینه هرگونه اقدام برای بازگشایی آن را افزایش دهد.
هرمز؛ اهرم راهبردی ایران
بر اساس گزارش رسانههای غربی، تنگه هرمز که حدود یکپنجم تجارت جهانی انرژی از آن عبور میکند، اکنون به مهمترین ابزار بازدارندگی ایران تبدیل شده است. این گذرگاه حیاتی دیگر صرفا یک مسیر دریایی نیست، بلکه عاملی برای افزایش قیمت انرژی و ایجاد فشار بر اقتصاد جهانی به شمار میرود.
کارشناسان معتقدند حتی با وجود فشارهای نظامی، ایران همچنان توانایی ایجاد تهدید در این منطقه را حفظ کرده است؛ موضوعی که باعث میشود امنیت کشتیرانی در هرمز همواره در معرض خطر باقی بماند.
بازگشایی پرهزینه و زمانبر
گزارشهای منتشرشده حاکی است که پاکسازی تنگه هرمز از تهدیداتی مانند مینهای دریایی، فرآیندی پیچیده و زمانبر است که ممکن است هفتهها یا حتی ماهها طول بکشد. در صورت ازسرگیری درگیریها، این عملیات میتواند با خطرات و هزینههای بیشتری همراه شود.
از سوی دیگر، ایالات متحده در حوزه مینزدایی با محدودیتهایی مواجه است و برای انجام چنین عملیاتی به حمایت متحدان خود نیاز دارد؛ حمایتی که هنوز بهطور کامل تضمین نشده است.
خسارتهای پنهان به آمریکا
در کنار فشارهای اقتصادی، گزارشهایی نیز از وارد شدن خسارت به زیرساختهای نظامی آمریکا در منطقه منتشر شده است. این گزارشها از آسیب به پایگاهها، تجهیزات و افزایش شمار تلفات و مجروحان خبر میدهند؛ مسائلی که میتواند هزینههای جنگ را برای واشنگتن افزایش دهد.
بنبست در پرونده هستهای
تحلیلگران غربی همچنین تأکید دارند که اقدام نظامی بهتنهایی نمیتواند مسئله هستهای ایران را حل کند. به گفته آنان، دستیابی به یک راهحل پایدار نیازمند توافقات دیپلماتیک و سازوکارهای نظارتی است، نه صرفاً فشار نظامی.
در مجموع، آنچه از این تحولات برمیآید، شکلگیری نوعی «جنگ فرسایشی» است؛ وضعیتی که در آن هیچیک از طرفین به پیروزی قاطع دست نمییابد.
در این چارچوب، ایران با حفظ توان ایجاد اختلال در تنگه هرمز و افزایش هزینههای تقابل، توانسته معادلهای ایجاد کند که ادامه جنگ را برای آمریکا دشوار و پرهزینه میسازد؛ معادلهای که نشان میدهد برتری نظامی لزوماً به معنای پیروزی سیاسی نیست.