نتیجۀ پروژۀ سازمان جهانی کار در فیلیپین نشان داد:
آیا سفرهی خالی کارگران ساختمانی با «مهارتهای سبز» پُر میشود؟
دورۀ آزمایشی آموزش مهارتهای سبز در فیلیپین میکوشد دانش زیستمحیطی را به مهارتهای کاربردی تبدیل کند و فرصتهای شغلی و درآمدی بهتری برای کارگران ساختمانی فراهم آورد.
به گزارش ایلنا و به نقل از سازمان جهانی کار، دورۀ آزمایشی «مقدمات مهارتهای سبز در ساختوساز» (IGCS) در فیلیپین با هدف آمادهسازی نیروی کار برای تحولات زیستمحیطی و فناورانه در صنعت ساختمان اجرا میشود. با گسترش روشهای کمآلاینده و استفاده از مصالح سازگار با محیط زیست، مهارتهای مورد نیاز این صنعت نیز تغییر میکنند. در این میان، اگر کارگران به آموزشهای تخصصی و فرصت استفاده از مهارتهای جدید دسترسی نداشته باشند، ممکن است با وجود نقش مستقیمشان در این تحول، از فرصتهای شغلی و اقتصادی آن سهم کافی نبرند.
این برنامه در چارچوب همکاری سازمان جهانی کار و کرۀ جنوبی برای توسعۀ مهارتهای دیجیتال و سبز جوانان در کشورهای عضو اتحادیۀ کشورهای جنوب شرق آسیا (آسهآن) اجرا میشود. تقویت آموزشهای فنی، توسعۀ کارآموزی و همکاری میان مراکز آموزشی و صنعت از اهداف این طرح است.
با این حال، گذار به ساختوساز سبز تنها به کاهش آلایندگی و تغییر فناوری محدود نمیشود. برای کارگران، مسئلۀ اصلی این است که آیا این تغییرات به آموزش قابل دسترس، امنیت شغلی بیشتر و درآمد بهتر منجر میشوند یا نه.

مهارتهای سبز باید به بهبود معیشت کارگران کمک کنند
«میشل آندریا دیواتی منز» مسئول توسعۀ پایدار و مشارکتها در شرکت «کانتینر لیوینگ» (Container Living)، معتقد است آموزشهای زیستمحیطی زمانی ارزشمندند که کارگران بتوانند آنها را در محیط کار به کار بگیرند و از این طریق، فرصتهای شغلی و درآمدی بهتری به دست آورند.
او بیش از یک دهه در حوزۀ بازاستفاده از کانتینرهای مستعمل حملونقل و تبدیل آنها به خانه و فضاهای کاربردی فعالیت کرده است. این تجربه به او نشان داده که کارگران برای اجرای روشهای پایدارتر به آموزش منسجم و کاربردی نیاز دارند. به گفتۀ منز، در گذشته نیز در این شرکت روشهای سبز به کارگران آموزش داده میشد، اما این آموزشها از برنامۀ جامع و چارچوب مشخصی برخوردار نبودند.
منز با همکاری مرکز انرژیهای تجدیدپذیر و فناوری پایدار (CREST) در دورۀ آموزشی سازمان جهانی کار شرکت کرد تا تجربههای عملی خود را با دانش تخصصی و روشهای آموزشی منسجم پیوند دهد.
او دربارۀ فاصله میان مفاهیم زیستمحیطی و واقعیت زندگی کارگران میگوید: اگر مدام دربارۀ مهارتهای سبز و تغییرات اقلیمی صحبت کنیم، همۀ اینها در حد مفهوم باقی میمانند. آیا این مفاهیم شکم نیروی کار را سیر میکنند؟ نه. اما اگر به آنها آموزش دهیم که چگونه این دانش را در کارشان به کار بگیرند و آن را به ارزشی تبدیل کنند که برای خودشان کاربرد داشته باشد، آنوقت این آموزش میتواند معاش آنها را تأمین کند.
از این منظر، برگزاری دورههای آموزشی بهتنهایی کافی نیست. کارگران باید بتوانند از مهارتهای تازه در محیط کار استفاده کنند و به فرصتهای واقعی برای ارتقای شغلی و افزایش درآمد دسترسی داشته باشند. در غیر این صورت، ممکن است صنعت از نیروی کار ماهرتر بهرهمند شود، بیآنکه کارگران سهم متناسبی از منافع اقتصادی این تحول به دست آورند.

چهار محور اصلی آموزش مهارتهای سازگار با محیط زیست
دورۀ «مقدمات مهارتهای سبز در ساختوساز» چهار حوزۀ اصلی را پوشش میدهد:
- شناخت اصول ساختوساز سبز و توسعۀ پایدار
- کار با مصالح و فناوریهای سازگار با محیط زیست
- بهکارگیری روشهای ساختوساز متناسب با شرایط اقلیمی
- مدیریت منابع و پسماند در فرایند ساختوساز.
یکی از مفاهیم مهم در این آموزشها، «اقتصاد چرخشی» است؛ الگویی که بر استفادۀ دوباره از مواد، تعمیر، بازیافت و کاهش پسماند تأکید دارد. تبدیل کانتینرهای مستعمل به فضاهای قابل استفاده، نمونهای از این رویکرد است که میتواند عمر مفید مواد را افزایش دهد و نیاز به استخراج منابع جدید را کاهش دهد.
روشهای ساختوساز متناسب با اقلیم نیز اهمیت دارند. برای مثال، معماری غیرفعال با بهرهگیری از نور طبیعی، تهویۀ مناسب و ویژگیهای حرارتی ساختمان، به کاهش مصرف انرژی کمک میکند. اجرای چنین روشهایی، در کنار انتخاب مصالح مناسب، به نیروی کاری نیاز دارد که با اصول و شیوۀ کاربرد آنها آشنا باشد.

دانش تجربی کارگران نباید نادیده گرفته شود
منز معتقد است آموزش مهارتهای سبز نباید تنها به انتقال دانش از سوی کارشناسان به کارگران محدود شود. کارگران باتجربه و جوامع محلی نیز دانش عملی ارزشمندی دربارۀ ساختوساز، استفاده از مواد و مدیریت منابع دارند؛ دانشی که ممکن است بدون اصطلاحات تخصصی رایج در صنعت شکل گرفته باشد.
به باور او، آموزشهای مؤثر باید این تجربهها را در کنار دانش فنی قرار دهند و به نیازهای واقعی محیط کار پاسخ دهند. انتقال مفاهیم پیچیدهای مانند اقتصاد چرخشی و کاهش انتشار کربن نیز زمانی آسانتر میشود که با مثالهای ملموس و زبان قابل فهم برای کارگران همراه باشد.
منز قصد دارد آموختههای خود را مستقیماً در اختیار نیروی کار قرار دهد. او میگوید: برنامۀ من این است که آنچه را یاد گرفتهام، با زبانی که کارگران میفهمند، با خودشان در میان بگذارم. میخواهم خودم به سراغ آنها بروم، نه اینکه آنها مجبور شوند نزد من بیایند.

ساختوساز سبز بدون برخوردار کارگران از «حقوق منصفانه» کامل نیست
پایداری در صنعت ساختمان تنها به مصالح یا ویژگیهای نهایی یک بنا بستگی ندارد؛ بلکه به شیوۀ ساخت و مهارت افرادی نیز وابسته است که آن را اجرا میکنند. به گفتۀ منز، یک ساختمان زمانی واقعاً سبز است که فرایند ساخت آن با اصول پایداری سازگار باشد و نیروی کار نیز دانش لازم برای اجرای این اصول را داشته باشد.
تجربۀ فیلیپین در عین حال، پرسشی مهم دربارۀ رابطۀ توسعۀ پایدار و حقوق کارگران مطرح میکند: آیا نیروی کار از فرصتهای ایجادشده بهوسیلۀ فناوریهای جدید بهرهمند میشود یا صرفاً مسئول اجرای تغییراتی است که منافع اقتصادی آن بیشتر نصیب بنگاهها میشود؟
گذار به ساختوساز سبز زمانی میتواند به بهبود شرایط زندگی کارگران کمک کند که آموزشهای کاربردی با فرصت استفاده از مهارتهای جدید، امنیت شغلی و امکان افزایش درآمد همراه باشند. در غیر این صورت، ممکن است کارگران هزینۀ سازگاری با تغییرات صنعت را بپردازند، اما سهم اندکی از منافع آن داشته باشند.
از همین رو، توسعۀ مهارتهای سبز باید در کنار اهداف زیستمحیطی، با دسترسی برابر به آموزش، احترام به دانش تجربی کارگران و فراهم کردن فرصتهای واقعی برای ارتقای شغلی دنبال شود. ساختوساز سبز تنها زمانی به توسعهای پایدارتر منجر میشود که به بهبود وضعیت نیروی کاری نیز کمک کند که آن را به وجود میآورد.