ایلنا گزارش میدهد؛
سهم ناچیز کارگران محلی از معدن طلای تفتان/ مردم محروم بومی: درختها خشک شدند، بوی گوگرد نفس را تنگ کرده/ کارفرما: به مردم امکانات دادیم
طلای تفتان، داستان دو روی یک سکه است؛ در دامنههای این کوه اسطورهای، جایی که صدای انفجارِ معادنِ طلا با سکوتِ قناتهای خشکیده گره خورده، تقابلی عمیق میان معیشتِ بومیان و سودِ کلانِ معدن طلا جریان دارد. در حالی که ساکنان منطقه از نابودی باغهای کهنسال و کوچِ زندگی میگویند، مدیران این مجموعه صنعتی، توسعه را مدیونِ این جراحی بزرگ در قلبِ تفتان میدانند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، تفتان، بام همیشه بیدار سیستان و بلوچستان، این روزها زیر سایه سنگین غبار و صدای مهیب ماشینآلات صنعتی نفس میکشد. منطقهای که روزگاری با چشمههای جوشان، قناتهای پرآب و باغهای پربارِ زردآلو و آلویش، تابلویی بینظیر از حیات در حاشیهی کویر بود، اکنون به صحنه تقابل نابرابر تیغ لودرها و ریشههای کهنسال بدل شده است. ماجرا از روزی آغاز شد که متههای اکتشافی برای استخراج طلا به جان دامنههای این کوه افتادند. سرمایههای کلان پا به منطقه گذاشتند تا ثروت خفته در دل سنگها را بیدار کنند، اما آنچه در عمل رخ داد، آرامش را از بومیان ربود.
توسعهای که در بخشنامهها و آمارهای رسمی با کلیدواژههایی چون «اشتغالزایی» و «محرومیتزدایی» گره خورده، در میدان واقعیت چهرهای دیگر به خود گرفته است. غرش شبانهروزی ماشینآلات سنگین، سکوت تاریخی روستاها را بلعیده، انفجارهای پیدرپی مسیر آبهای زیرزمینی را دستخوش تغییر کرده و غبار برخاسته از معدن، بر برگهای بازمانده از درختان نشسته است. این گزارش تلاشی است برای شنیدن صدای کسانی که تفتان، تمام داراییشان است و نگاهی به منطقی که صنعتگران برای بقای خود در این سرزمین برگزیدهاند.
مرثیهای برای قناتهای خاموش و باغهای مسموم
برای واکاوی آنچه در متن روستاهای حاشیه کوه میگذرد، پای صحبت یکی از ساکنان آگاه و ریشسفیدان منطقه مینشینیم؛ چهرهای که سالهاست شاهد دگرگونی اقلیم و اجتماع منطقه بوده و معتقد است حضور معدن تنها برای کسانی نان و آب داشته که سرمایه، نفوذ و ماشینآلات سنگین دارند؛ همانهایی که ماهانه درآمدهای کلانی به جیب میزنند و در ازای آن، سهم مردم عادی بسیار ناچیز است.
توسعه به نفع سرمایهداران و شائبه فرار مالیاتی
ریشه شکلگیری این بحران در نگاه بومیان به سالهای گذشته برمیگردد: «این معدن متعلق به شرکت شستا است. در دوره نماینده پیشین، آمدند اینجا آزمایش گرفتند و کار کردند. وقتی با پیمانکاران چینی نتیجه گرفتند و دیدند طلا عیار خوبی میدهد، تازه با ریشسفیدان و سرمایهداران جلسه گذاشتند.» وسعت این تخریب خیرهکننده است؛ گسترهای که از ۲۵ کیلومتری جاده خاش آغاز میشود و از سوی دیگر تا صد کیلومتری جاده زاهدان-میرجاوه امتداد دارد.
آبهای آلوده و بهانهای به نام اشتغال
بحران محیطزیست، شاهبیت درددلهای اهالی حاشیه تفتان است؛ جایی که حسرتِ باغهای زردآلو و بادام بر دلها مانده و حالا چنان خشکیدهاند که گویی مواد شیمیایی به خوردشان رفته است. این راوی بومی با تردید در ادعای بیضرر بودن معدن ادامه میدهد: «اگر کارشناس محیط زیست آمده و گفته مشکلی نیست، مدارکش را ارائه کنند تا ما هم ببینیم. واقعیت این است که برخی درختان خشک شدهاند، قناتها و چاههای آبی که مردم با آن کار میکردند از بین رفتهاند. حتی خود معدنیها هم جرات نمیکنند نزدیک برخی مناطق بشوند. مدام بوی گوگرد میآید و مردم نگرانند که مبادا آتشفشان تفتان فعال شود.»
در برابر این حجم از تخریب، سهم جامعه محلی از اشتغال به کارگری ساده یا نگهبانی محدود شده است. این ریشسفید بومی با گلایه از ادعاهای توسعهمحور میافزاید: «میگویند جاده ساختهایم! این جادهها را برای تریلیها و ماشینآلات سنگین خودشان احداث کردهاند تا راحت تردد کنند. اگر واقعاً به فکر روستا بودند، چرا پیش از آمدن معدن این کار را نکردند؟ میگویند به آموزش و پرورش یا بهزیستی کمک کردهایم؛ نماینده شهرستان در فرمانداری شخصاً اعلام کرد که من اینها را مجبور کردم کمک کنند. شاید پولی هم داده باشند، اما در کل کفه ترازو کاملاً به ضرر مردم منطقه است.»
تشنگی، زخم عمیق دیگری بر پیکر تفتان است. آبی برای کشاورزی و حتی شرب نمانده و مردمانی که روزگاری چشمه و قنات داشتند، حالا مجبورند برای هر تانکر آب بین یک تا دو میلیون تومان هزینه کنند. از سوی دیگر، آلودگی هوا و گردوغبار ناشی از تردد مداوم ماشینآلات، برخی بیماریهای تنفسی و ریوی را به جان اهالی انداخته است؛ سرنوشتی تلخ، شبیه به فاجعهای که پیشتر بر سر ساکنان اطراف کارخانه سیمان خاش آمد.
طلا از زیر زمینها بیرون زد!
چرا صدای این دادخواهی به جایی نمیرسد؟ پاسخ این پرسشِ تلخ به فضای سنگین منطقه برمیگردد: «همه پشت کارفرما هستند. هر کشاورزی بخواهد اعتراضی بکند، فوراً جلویش را میگیرند. از طرفی، برخی چهرههای بانفوذ را هم ساکت کردهاند. کسی که ماهانه پول کلانی برای اجاره لودرش میگیرد، دیگر اعتراضی به ضرر مردم نمیکند. این وسط فقط مردم عادی ماندهاند که زورشان به هیچکجا نمیرسد.»
وی در پایان این گفتگو، اینچنین نتیجهگیری میکند: «مردم ما اصیلاند، ریشهدارند. اما حالا میبینند که خانهشان در حال نابودی است. معدنیها میگویند ما مجوز داریم و همه چیز قانونی است، اما قانونِ آنها در دفترهایشان است، نه در باغهای خشکیدهی ما. آنها با وعده وام و کمکهای کوچک، سعی میکنند دهانها را ببندند. این مردم حقشان نیست که در خانه خودشان غریبه باشند و خاموشی زندگیشان را تماشا بکنند.»
روایت مدیر بخش HSE معدن شرکت پارس تامین
ایاز کُرد، مدیر بخش ایمنی، بهداشت و محیط زیست (HSE) معدن شرکت پارستامین، در تشریح وضعیت حضور این صنعت در منطقه گفت: «عمر صنعت در استان سیستان و بلوچستان، خصوصاً در منطقه حاشیه تفتان بسیار کوتاه است. در واقع با احداث همین کارخانه طلای تفتان، عمر صنعتی منطقه آغاز شده است. به همین واسطه، تطبیق جامعه محلی با الزامات و شرایط یک مرکز صنعتی، مسئلهای بغرنج و زمانبر بوده است. ما از ابتدای امسال به طور مستمر در تلاش بودهایم تا مرزهای حمایت صنعت از مردم و همچنین انتظارات منطقی جامعه محلی را طی آموزشهایی شفافسازی کنیم.»
۹۶درصد اشتغال بومی و ۴۰ میلیارد تومان مسئولیت اجتماعی
وی با رد ادعای عدم بهکارگیری بومیان در سطوح مناسب، افزود: «در حال حاضر قریب به ۹۶ درصد از پرسنل معدن و کارخانه، بومیِ مطلق منطقه هستند؛ یعنی نه تنها اهل استاناند، بلکه دقیقاً از اهالی خود روستاهای حاشیه تفتان جذب شدهاند. خود من بومی همین منطقه هستم که با وجود داشتن مدرک کارشناسی ارشد، پیش از این مجبور بودم در پتروشیمی چابهار کار کنم. با راهاندازی این معدن آزمون دادم و به زادگاهم بازگشتم. شرکت پیش از آغاز به کار، نیروهای بومی را به مدت شش ماه برای آموزش به استان یزد اعزام کرد و در تمام این مدت، علاوه بر تقبل تمامی هزینهها، به آنها حقوق کامل نیز پرداخت میکرد. هماکنون بیش از ۶۰۰ نفر در معدن و حدود ۱۷۰ نفر در کارخانه مشغول به کار هستند.»
مدیر HSE معدن در ادامه به تشریح اقدامات رفاهی این شرکت دولتی پرداخت و اظهار داشت: «مجموعه پارستامین در حال حاضر حدود ۴۰ میلیارد تومان در حوزه مسئولیتهای اجتماعی هزینه کرده است. تمام دانشآموزان منطقه تفتان تحت پوشش ما هستند و لوازمالتحریر، لباس، کیف و کفش آنها تامین میشود. همین هفته گذشته برای حدود ۸۰۰ نفر از اهالی، خدمات تخصصی و رایگان دندانپزشکی تا سطح جراحی ارائه کردیم که اسناد آن موجود است. تاسیس خانه بهداشت، ساخت مدرسه، بورسیه کردن دانشجویان منطقه و تامین آب روستاهای اطراف از دیگر اقدامات مجموعه است. همچنین برای کاهش تصادفات که در این منطقه آمار بالایی داشت، ۷۰ کیلومتر جاده روستایی دوبانده احداث کردهایم.»
وی در خصوص بحران آب و خشک شدن قنوات تصریح کرد: «آغاز به کار ما متأسفانه با دورهای از خشکسالیهای شدید مصادف شد. ما با کاهش ۷۰ درصدی نزولات جوی مواجه بودیم و تنها ۳۰ درصد میانگین سالهای قبل بارندگی داشتیم، اما ذهنیت عمومی به اشتباه کاهش منابع آب زیرزمینی را مستقیماً به معدن ربط میدهد. امسال با بازگشت بارشها، تمام رودخانههایی که ادعا میشد معدن آنها را خشک کرده، دوباره جاری و پرآب شدهاند. ما پیش از آنکه کارگر این شرکت باشیم، بلوچ و بومی این سرزمین هستیم و قطعاً سرزمینمان را به خاطر دریافت حقوق تخریب نمیکنیم. مجموعه از همان ابتدا با نظارت گامبهگام مشاوران و تایید ناظرین اداره منابع طبیعی، محیط زیست و آب، مجوزهای لازم را اخذ کرده است.»
ماجرای یک اعتراض خانوادگی و پرونده هویت جعلی
ایاز کُرد در پایان با اشاره به حواشی اخیر و ویدیوهای منتشر شده از اعتراضات محلی ابراز داشت: «این اعتراضات تنها مختص به یک خانواده خاص است که از سال گذشته درگیر این ماجرا هستند و کارگران و سایر اهالی مشکلی با مجموعه ندارند. ماجرا از این قرار است که این خانواده غریبه، دقیقاً در محلی که مجموعه قصد احداث جاده روستایی برای استفاده عموم داشت، زمینی را غصب کردند. با این حال، همین خانواده حمایتهای زیادی از معدن دریافت کرده بودند؛ از جمله اهدای سه تانکر بزرگ آب (۵۰۰.۱۰۰۰ و ۳۰۰۰ لیتری)، دو پمپ کفکش، لایروبی چشمه نزدیک خانهشان با بیل مکانیکی شرکت و تسطیح زمین کشاورزیشان. همسر این خانم حدود یک سال و نیم در مجموعه کار میکرد، اما پس از ورود بازرسان اداره کار تامین اجتماعی، مشخص شد که مدارک هویتی وی جعلی بوده است و ما با حکم کتبی اداره کار مجبور به اخراج او شدیم، هرچند پس از آن، پسرش را به کار گرفتیم.»
وی افزود: «ما به تازگی متوجه شدهایم که این خانواده مبالغ هنگفتی دریافت کردهاند تا برای این شرکت حاشیهسازی کنند. درباره آن ویدیوی خاص هم باید بگویم رفتار و ادبیات نیروی انتظامی ارتباطی به مجموعه ما ندارد؛ صبح همان روز مدیرعامل شرکت شخصاً با آن خانم با احترام صحبت کرده بود که مستندات آن نیز موجود است.»