خبرگزاری کار ایران

رئال مادرید و ژوزه مورینیو: آیا این تصمیم منطقی است؟

رئال مادرید و ژوزه مورینیو: آیا این تصمیم منطقی است؟

بازگشت ژوزه مورینیو به رئال مادرید برای دومین دوره حضورش روی نیمکت این تیم، یک سناریوی جذاب به نظر می‌رسد.

به گزارش ایلنا، این مربی ۶۳ ساله و سابق چلسی و منچستریونایتد هنوز با باشگاه بنفیکا قرارداد دارد، اما رئال مادرید با او برای جانشینی آلوارو آربلوا وارد مذاکره شده است. قرارداد مورینیو با باشگاه پرتغالی تا ژوئن ۲۰۲۷ اعتبار دارد، اما بندی در آن وجود دارد که اجازه می‌دهد او در صورت پرداخت بند فسخ ۳ میلیون یورویی (۲.۶ میلیون پوند / ۳.۵ میلیون دلار) تا ۱۰ روز پس از پایان فصل تیم را ترک کند.

با توجه به اینکه رئال مادرید در آستانه پایان دومین فصل پیاپی بدون کسب جام مهم قرار دارد و همچنین هفته‌ای پرتنش خارج از زمین را پشت سر گذاشته -که در آن اورلین شوامنی و فدریکو والورده به دلیل درگیری در محل تمرین جریمه شدند- مورینیو با چالش‌های جدی روبه‌رو خواهد شد.

پس آیا این بازگشت منطقی است؟ در ادامه، دیدگاه‌های درموت کورریگان و گیلرمو رای از نشریه اتلتیک  بررسی می‌شود.

 چرا رئال مادرید به مورینیو فکر می‌کند؟

فلورنتینو پرز، رئیس باشگاه رئال مادرید، سابقه بازگرداندن مربیانی را دارد که با فضای خاص این باشگاه آشنا هستند. کارلو آنچلوتی و زین‌الدین زیدان نیز در دهه گذشته دوباره به این سمت بازگشتند و شناخت داخلی آن‌ها از باشگاه، نقش مهمی در موفقیتشان داشت.

در حال حاضر، رئال در فضایی از بحران جدی داخل و خارج زمین قرار دارد. نشانه‌های ناآرامی و بی‌انضباطی در تیم باعث شده این تصور شکل بگیرد که باشگاه به یک رهبر قدرتمند نیاز دارد تا نظم را در هرج‌ومرج فعلی برقرار کند.

همچنین در مدیریت باشگاه این احساس وجود دارد که رئال از همه طرف تحت فشار است، بنابراین به فردی نیاز دارند که بتواند از ایده «مدریسمو» با تمام قدرت دفاع کند.

مورینیو در دوره قبلی حضورش بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۳، فضایی بسیار پرتنش ایجاد کرده بود؛ او وارد درگیری با بازیکنان خودش، مدیران باشگاه، داوران، مربیان رقیب و به‌ویژه رسانه‌های محلی می‌شد.

برخی در باشگاه معتقدند همین تنش و درگیری‌ها در نهایت به نفع رئال تمام شد و مسیر موفقیت‌های بعدی در لیگ قهرمانان تحت هدایت آنچلوتی و زیدان را هموار کرد.

در دو سال اخیر، نه آنچلوتی، نه ژابی آلونسو و نه آربلوا نتوانسته‌اند نظم کاملی در رختکنی پر از ستاره و شخصیت‌های بزرگ ایجاد کنند؛ مسئله‌ای که با حمایت گاهی مستقیم مدیریت از بازیکنان «کهکشانی» پیچیده‌تر هم شده است.

رئال ممکن است فصل را برای دومین سال پیاپی بدون جام مهم تمام کند؛ آخرین باری که چنین اتفاقی افتاد، در پایان فصل ۲۰۱۰-۲۰۰۹ بود؛ همان زمانی که مورینیو به باشگاه آمد.

در دوره اول حضورش، یکی از دلایل اصلی انتخاب او، بازگرداندن اقتدار به جایگاه سرمربی بود؛ جایگاهی که در سال‌های قبل به‌تدریج در رختکن تضعیف شده بود.

فلورنتینو پرز همچنین به مورینیو اختیاراتی فراتر از معمول یک مربی در رئال داد و او را در تصمیم‌گیری‌های مهم نقل‌وانتقالاتی و ورزشی دخیل کرد؛ امتیازی که به‌ندرت به مربیان دیگر داده شده است.

 آیا هواداران از این تصمیم حمایت می‌کنند؟

در طول تمام تنش‌ها و درگیری‌های اولین دوره حضور مورینیو در رئال مادرید، او همچنان حمایت بخش قابل توجهی از هواداران این تیم را حفظ کرده بود.

حتی زمانی که در جریان درگیری کنار خط، در شکست مقابل بارسلونا در نوکمپ در آگوست ۲۰۱۱، چشم تیتو ویلانوا (دستیار وقت بارسا) را فشار داد، بنری با این مضمون در سکوهای برنابئو برای ماه‌ها دیده می‌شد:«موی - انگشتت راه را به ما نشان می‌دهد».

با این حال، بخش قابل توجهی از هواداران رئال در نهایت از رفتارهای مورینیو خسته شدند؛ رفتارهایی که چهره‌های سنتی باشگاه مثل خورخه والدانو معتقد بودند با ارزش‌های تاریخی رئال مادرید همخوانی ندارد.

در حال حاضر نیز نارضایتی زیادی میان هواداران وجود دارد و بخش عمده‌ای از انتقادات به جای مدیران باشگاه، متوجه بازیکنان شده است.

کارشناسان تأثیرگذار محلی نیز این تصور را در میان هواداران تقویت کرده‌اند که کمبود تعهد در میان ستارگان اصلی، از جمله کیلیان امباپه، بزرگ‌ترین مشکل تیم است.

افت نتایج و فضای متشنج اطراف تیم به جایی رسیده که حتی برخی از منتقدان سنتی مورینیو نیز دیگر او را گزینه‌ای غیرقابل قبول نمی‌دانند.

به‌طور تاریخی، مربیانی که در رئال مادرید موفق بوده‌اند معمولاً چهره‌هایی دیپلماتیک و اجماع‌ساز بوده‌اند؛ مانند ویسنته دل بوسکه، کارلو آنچلوتی و زین‌الدین زیدان.

اما با توجه به اینکه زیدان به‌طور گسترده در انتظار هدایت تیم ملی فرانسه پس از جام جهانی تلقی می‌شود و گزینه‌های موجود نیز پروفایلی مشابه و متعادل ندارند، دایره انتخاب‌های باشگاه محدودتر شده است. در نتیجه، مقاومت در برابر ایده بازگشت مورینیو نیز تا حدی کاهش یافته است.

ماجرای وینیسیوس جونیور چه می‌شود؟

رئال مادرید در این فصل سه بار در لیگ قهرمانان با بنفیکا روبه‌رو شد. در دیدار رفت مرحله پلی‌آف در لیسبون در ۱۷ فوریه، وینیسیوس جونیور ادعا کرد که وینگر ۲۰ ساله بنفیکا، جانلوکا پرستیانی، او را مورد توهین نژادپرستانه قرار داده است. پرستیانی این ادعا را رد کرد. او در نهایت پس از تحقیقات یوفا، به دلیل توهین‌های همجنس‌گراستیزانه شش جلسه محروم شد.

پس از آن بازی، مورینیو گفت:«مشکلی وجود دارد چون این اتفاق در هر ورزشگاهی رخ می‌دهد. هر ورزشگاهی که وینیسیوس جونیور در آن بازی می‌کند، همیشه اتفاقی می‌افتد.»

این اظهارات با محکومیت گسترده روبه‌رو شد، اما واکنش مدیریت رئال مادرید نسبتاً محتاطانه بود؛ در حالی که چند تن از هم‌تیمی‌های وینیسیوس، از جمله امباپه و اورلین شوامنی، علناً از او حمایت کردند.

خود وینیسیوس جونیور تاکنون درباره صحبت‌های مورینیو یا تصمیم یوفا به‌صورت عمومی اظهار نظر نکرده است. با این حال، منابع نزدیک به این بازیکن در گفت‌وگوهای اخیر اعلام کرده‌اند که او مشکلی با حضور احتمالی مربی پرتغالی ندارد.

در همین حال، مذاکرات برای تمدید قرارداد این مهاجم که تنها ۱۳ ماه از آن باقی مانده، به بن‌بست خورده است.

وضعیت سایر بازیکنان رئال مادرید چگونه است؟

برخی بازیکنان از قبل مطلع هستند که ژوزه مورینیو به‌عنوان یک گزینه جدی در حال مطرح شدن است و در بخش‌هایی از رختکن، این ایده با نگاه مثبتی مواجه شده است. بخشی از رختکن با تغییرات احتمالی موافق است، به‌ویژه با توجه به اینکه آربلوا در پایان فصل احتمالاً جدا خواهد شد. در چنین شرایطی، هرگونه تغییر روی نیمکت با نوعی خوش‌بینی همراه شده است.

یکی از موارد مشخص، دین هویسن است؛ بازیکنی که مورینیو او را در ژانویه ۲۰۲۴ در رم از یوونتوس به‌صورت قرضی جذب کرد. هویسن در آن مقطع تنها سه بازی انجام داد، اما مورینیو کمی بعد از سمتش برکنار شد. با این حال، رابطه و نگاه مثبتی میان این دو باقی مانده و هر دو از یکدیگر تمجید کرده‌اند.

با این وجود، پیش‌بینی واکنش کلی رختکن رئال به حضور مورینیو دشوار است. به‌جز هویسن، تجربه مستقیم از روش‌های او در تیم فعلی بسیار محدود است. دنی کارواخال، کاپیتان تیم که آینده‌اش نیز به‌دلیل پایان قرارداد نامشخص است، در دوره قبلی مورینیو از آکادمی به تیم اصلی راه یافته بود اما در سال ۲۰۱۲ بدون انجام بازی برای تیم اول به بایر لورکوزن فروخته شد.

آلوارو آربلوا در سال ۲۰۱۴ درباره نخستین فصل حضور مورینیو در رئال (۲۰۰۹-۲۰۱۰) گفته بود:«خیلی سریع فهمیدیم که مورینیو چه کسی است، همان در پیش‌فصل. او با همه با صدای بلند برخورد می‌کرد، حتی با کریستیانو! می‌گفت: “نمی‌خواهی بدوی؟ برای من مشکلی نیست؛  روی نیمکت.” فرقی نداشت بازیکن قهرمان جهان باشد، کاکا باشد یا یک بازیکن جوان. آن صحبت‌ها را هیچ‌وقت فراموش نکردیم.»

مدیریت باشگاه و هواداران ممکن است از تکرار چنین رویکردی استقبال کنند. واکنش ستارگانی مثل امباپه و جود بلینگام -که هر دو در این فصل از سوی هواداران خودی هم هو شده‌اند- بسیار جالب خواهد بود.

امباپه در دوران اولین حضور مورینیو در رئال، هوادار این تیم بود و پوسترهای کریستیانو رونالدو را روی دیوار اتاقش داشت. این مهاجم ۲۷ ساله همچنین ماه گذشته یک پست در شبکه‌های اجتماعی مرتبط با بازگشت احتمالی مورینیو را لایک کرده بود.

 درباره تاکتیک و سبک بازی؛ آیا این انتخاب مناسبی است؟

مورینیو در طول ۲۶ سال دوران مربیگری‌اش بارها به کسانی که خود را «متخصصان تاکتیکی» می‌دانند طعنه زده است. فلسفه او بر سازمان‌دهی دفاعی قوی و حملات مستقیم استوار است. تمرکز ویژه‌ای بر مالکیت توپ یا پیچیدگی‌های تاکتیکی ندارد.

در سال‌های اخیر، بخش زیادی از موفقیت رئال مادرید -به‌ویژه در لیگ قهرمانان تحت هدایت آنچلوتی- با سبک ساده‌تری به‌دست آمده است؛ دفاع عمیق و ضدحملات سریع.

بهترین لحظات آربلوا نیز زمانی رقم خورد که تیم با انگیزه بالا و کار تیمی منسجم بازی می‌کرد؛ مانند دیدار مرحله یک‌هشتم نهایی لیگ قهرمانان مقابل منچسترسیتی در همین فصل، زمانی که امباپه و بلینگام در شرایط بدنی ایده‌آل نبودند.

بازگشت به اصول پایه‌ای می‌تواند برای برخی از بازیکنان فعلی خوشایند باشد، به‌ویژه آن‌هایی که با تلاش‌های ژابی آلونسو برای کنترل جزئیات حرکات تاکتیکی‌شان در زمین راحت نبودند.

با این حال، سؤال اصلی این است که آیا روش‌های مورینیو هنوز در بالاترین سطح فوتبال امروز کارآمد هستند یا نه؛ با توجه به اینکه آخرین قهرمانی لیگ او به فصل ۲۰۱۵-۲۰۱۶ با چلسی برمی‌گردد و آخرین بردش در مراحل حذفی لیگ قهرمانان نیز به آوریل ۲۰۱۴ و دوران حضورش در همان چلسی.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز