خبرگزاری کار ایران

"آمده‌ام تا یاد بگیرم"

از مربیگری تا مک‌دونالدز: روایت متفاوت الکساندر نوری از ترک موقت فوتبال

از مربیگری تا مک‌دونالدز: روایت متفاوت الکساندر نوری از ترک موقت فوتبال

الکساندر نوری، مربی سابق بوندس‌لیگا که زمانی وردربرمن را تا آستانه سهمیه لیگ اروپا پیش برد، حالا تصمیم گرفته مسیر تازه‌ای را در زندگی حرفه‌ای خود تجربه کند. او از ژانویه ۲۰۲۶ مدیریت دو شعبه مک‌دونالدز را بر عهده گرفته و می‌گوید آمده تا یاد بگیرد، نه اینکه ادعا کند همه‌چیز را می‌داند.

 

به گزارش ایلنا، الکساندر نوری پیش از آنکه مقابل افرادی بایستد که قرار است آن‌ها را «تیم» خود بنامد، کمی مضطرب است. واکنش‌شان چه خواهد بود؟ نفس عمیقی می‌کشد. حدود ۲۰ نگاه منتظر به مردی دوخته شده که وسط اتاق ایستاده؛ با شلوار جین، پیراهن و کت. نوری شروع می‌کند: «از طرف من یک سلام گرم داشته باشید»، و خوشحال است که همه حاضر شده‌اند. سپس خودش را معرفی می‌کند: ۴۶ ساله، متأهل، دارای دو فرزند و با سابقه‌ای قابل توجه در فوتبال حرفه‌ای. می‌گوید شاید بعضی‌ها هنوز او را از بوندس‌لیگا به یاد بیاورند؛ زمانی که سرمربی وردربرمن و هرتابرلین بود. صدایش جان می‌گیرد. هدفش همیشه این بوده که با هم موفق شوند، با هم چیزی بسازند. نگاهش را در اتاق می‌چرخاند و می‌پرسد: «خب، چه کسی آماده است؟»

واکنش‌ها در تیم، محتاط و آرام است.

یک روز زمستانی در شهر کوچک هرتسوگنرات، واقع در ایالت نوردراین-وستفالن؛ جایی که زمانی معدن‌کاری رونق داشت و قطار محلی‌اش گاهی به برنامه زمانی پایبند نیست. اینجاست که نوری می‌خواهد فصل تازه‌ای را آغاز کند. از ژانویه ۲۰۲۶، او مدیریت یک کسب‌وکار فست‌فود را بر عهده خواهد داشت و دو شعبه مک‌دونالدز را اداره می‌کند؛ یکی در هرتسوگنرات و دیگری در شهر همسایه، کولشاید.

نوری می‌گوید: «من وارد این کار نمی‌شوم که بگویم همه‌چیز را بلدم. آمده‌ام یاد بگیرم.» و البته آمده تا چیزی را پشت سر بگذارد که تا امروز زندگی‌اش را تعریف می‌کرد: بردن، باختن و ادامه دادن به هر قیمتی. فوتبال همیشه ادامه دارد؛ تا زمانی که ناگهان، دست‌کم آن‌طور که نوریِ مربی تصور می‌کرد، دیگر ادامه پیدا نمی‌کند. و درست همان‌جا بود که او از خودش پرسید: وقتی فوتبال دیگر واقعاً تو را نمی‌خواهد، چه باید کرد؟

 فوتبال به‌شدت بر عزت‌نفس بازیکنان اثر می‌گذارد و برای مربیان، این موضوع اغلب به نوعی وابستگی مادام‌العمر تبدیل می‌شود. مربی دستور تمرین می‌دهد، اما این بازیکنان هستند که باید بدوند. بسیاری از مربیان حتی فراتر از سن بازنشستگی در این شغل می‌مانند؛ نه کم‌وبیش به این دلیل که بازار کار مربیگری دائماً در حال تغییر است. هر هفته جایی یک نیمکت خالی می‌شود؛ چون مربی‌ای در بوندس‌لیگا، ایتالیا، جمهوری چک یا مصر اخراج شده است. این چرخ‌وفلک مدام می‌چرخد و می‌چرخد. آن‌هایی که در زمان درست دوباره سوار می‌شوند، شانس خوبی دارند که دور بعد هم حضور داشته باشند.

از مربیگری تا مک‌دونالدز: روایت متفاوت الکساندر نوری از ترک موقت فوتبال

نوری هم یکی از همین مسیرهای برق‌آسا را پشت سر گذاشته است؛ مسیری که در فوتبال کم نیست. او در سال ۲۰۱۶ مدرک مربیگری‌اش را گرفت؛ سالی که شاگرد اول کلاس، کسی نبود جز یولیان ناگلزمان، سرمربی فعلی تیم ملی آلمان. جمله محبوب نوری از آن دوره این بود: «وقتی قراردادت را امضا می‌کنی، در واقع حکم اخراجت را هم امضا کرده‌ای.»

پیش از آن، نوری با ثبات قابل توجهی تیم اف‌بی اولدنبورگ را در لیگ منطقه‌ای (سطح چهارم) هدایت کرده و به‌عنوان دستیار در وردربرمن فعالیت داشت. اندکی پس از دریافت مدرک مربیگری، به‌عنوان سرمربی انتخاب شد؛ مأموریتش نجات باشگاه دوران کودکی‌اش، وردربرمن، از سقوط بود. در پایان فصل، آن‌ها تنها با اختلافی اندک از سهمیه لیگ اروپا بازماندند. حتی امروز هم نوری می‌تواند آمار نیم‌فصل دوم فصل ۲۰۱۷-۲۰۱۶ را از حفظ بازگو کند: ۱۱ بازی بدون شکست، ۹ برد و ۲ تساوی.

همکاران سابق، نوری را مربی‌ای توصیف می‌کنند که زبان بازیکنان را خوب می‌فهمد؛ شفاف، صریح و ساده.

اما ارزش سهام مربیگری او دیگر هرگز به آن ارتفاع نرسید. یک سال بعد، وقتی نتایج در برمن مطابق انتظار پیش نرفت، نوری برکنار شد. فرانک باومن، مدیرعامل وقت وردربرمن، در بیانیه رسمی باشگاه گفت: «او همه ویژگی‌های لازم برای موفقیت به‌عنوان یک مربی را دارد و مطمئنم مسیر حرفه‌ای موفقی را در جای دیگری ادامه خواهد داد.»

«جای دیگر» اما این‌گونه پیش رفت: هشت بازی در اینگولشتات، چهار مسابقه در هرتابرلین و ۱۵ بازی در تیم یونانی  کاوالا در دسته دوم. از مارس ۲۰۲۲ به بعد، دیگر نامی از نوری در پایگاه‌های داده مربیگری دیده نمی‌شود.

الکساندر نوری شخصیتی صادق و سرزنده دارد؛ کسی که به آنچه می‌گوید، باور دارد. چند ماه پیش از آنکه خودش را به کارکنان آینده‌اش در مک‌دونالدز هرتسوگنرات معرفی کند، برنامه‌هایش شکل متفاوتی داشت. در ماه آگوست، او در اولدنبورگ، محل زندگی‌اش با خانواده، دیده می‌شود. فکر می‌کند شاید جالب باشد مدتی همراه یک مربی باشد که به دنبال شغل می‌گردد؛ شاید حتی دوباره روی نیمکت بنشیند و مسیرش را از سر بگیرد. نوری بلافاصله موافقت می‌کند و از آن پس همیشه در دسترس است. با این حال، در همان زمان هم مردد به نظر می‌رسد؛ نه چندان مجذوب آنچه صنعت فوتبال فوراً پیش پایش می‌گذارد. لیگ دسته سوم، لیگ‌های منطقه‌ای؛ بالاخره چیزی پیدا می‌شود، این باور اوست. اگر باشگاهی جاه‌طلب سراغش بیاید، تردید نمی‌کند، اما حاضر نیست هر پیشنهادی را بپذیرد. نوری که زمانی با فوتبال «ازدواج» کرده بود، حالا دست‌کم در ذهنش می‌تواند ترک کامل این دنیا را تصور کند.

از مربیگری تا مک‌دونالدز: روایت متفاوت الکساندر نوری از ترک موقت فوتبال

او راهی متفاوت از بسیاری از همکارانش در پیش می‌گیرد؛ مربیان و مربیان سابقی که هر فرصتی را غنیمت می‌شمارند تا از طریق ایجنت‌ها یا رسانه‌ها دوباره خودشان را به فوتبال تحمیل کنند. کم نیستند کارشناسان تلویزیونی که امروز کار مربی X را نقد می‌کنند و فردا جای او را می‌گیرند. تعجبی هم ندارد؛ حرفه مربیگری به‌شدت آمیخته با خودمحوری است، به‌ویژه حالا که فوتبال بیش از پیش به «ورزش مربیان» تبدیل شده. جام‌ها به نام استراتژیست‌های درخشان ثبت می‌شود و ناکامی‌ها به کمبود ایده روی نیمکت نسبت داده می‌شود. نتیجه مهم است؛ و هرکس ببرد، دست‌کم برای مدتی، محبوب و ستایش‌شده خواهد بود.

نوری در سال ۲۰۱۹ به روزنامه «تاگس‌اشپیگل» گفته بود نمی‌تواند زندگی بدون فوتبال حرفه‌ای را تصور کند: «چنین پیوند عاطفی‌ای را در هیچ شغل اداری‌ای پیدا نمی‌کنید.» و اضافه کرده بود که راه‌اندازی یک کافه اصلاً گزینه او نیست.

همکاران سابق دوباره تأکید می‌کنند که نوری مربی‌ای است که زبان بازیکنان را می‌فهمد؛ شفاف، صریح و بی‌واسطه. بیشتر شبیه یک رفیق است؛ دستش را دور شانه بازیکنان می‌اندازد و می‌خواهد بگوید: به من اعتماد کنید، به خودتان اعتماد کنید، با هم از این مرحله عبور می‌کنیم. شاید او به‌عنوان یک نابغه تاکتیکی شناخته نشود، اما این الزاماً معنای خاصی ندارد؛ همه که نمی‌توانند خلاقیت پپ گواردیولا را داشته باشند. حتی ژوزه مورینیو، رقیب افسانه‌ای گواردیولا، این روزها کمی از جریان روز فوتبال عقب افتاده به نظر می‌رسد. آیا فوتبال مدرن، با روش‌ها و روندهای متغیرش، از نوری عبور کرده است؟

نوری چنین نظری ندارد. به‌گفته او، آنچه اهمیت دارد مهارت‌های رهبری است؛ از نظر فنی، اغلب مربیان حرفه‌ای در سطحی نزدیک به هم کار می‌کنند. علاوه بر این، عوامل غیرقابل کنترل هم وجود دارد: بهترین بازیکن مصدوم می‌شود، بهترین بازیکن فروخته می‌شود، هماهنگی با مدیر ورزشی جدید شکل نمی‌گیرد. فوتبال، به‌گفته خودش، می‌تواند بسیار بی‌رحم باشد.

چند هفته بعد، هتلی ارگانیک در هورنبوستل، میان جنگل و خانه‌های آجری قرمز. آخرهفته‌ای با عنوان «رهبری تغییر» در حال برگزاری است. مشاوران املاک، عینک‌فروشان و کارآفرینان آمده‌اند تا «ورودی‌های تازه» بگیرند. از جمله، درباره راهبردهای تاب‌آوری یک خلبان ایرباس می‌شنوند و سخنرانی کلیدی مارکو بوده، مهاجم سابق تیم ملی آلمان و رئیس هیئت‌نظارت وردربرمن، را گوش می‌دهند؛ کسی که از «آنچه کسب‌وکار می‌تواند از فوتبال یاد بگیرد» صحبت می‌کند.

نوری یکی از برگزارکنندگان این سمینار است و در همه بازی‌های جمعی شرکت می‌کند؛ از جمله بازی «دو حقیقت و یک دروغ». خودش را به‌عنوان مربی سابق بوندس‌لیگا معرفی می‌کند و داستان‌ها این‌ها هستند: آیا تا به حال با دوچرخه به کوستا بلانکا رفته؟ یا آیا در مک‌دونالدز همبرگر پخته است؟ دروغ، سفر دوچرخه‌ای بود.

ایده این مسیر جدید مدتی قبل و از طریق یکی از آشنایان شکل گرفت. نوری بارها آن را سبک‌سنگین کرد و در نهایت تصمیم گرفت انجامش دهد: درخواست نمایندگی، گفت‌وگوهای اولیه، دوره‌های آموزشی، برگرداندن همبرگر روی گریل؛ همه‌چیز. مدام از خودش می‌پرسید: «می‌خواهم چند سال آینده‌ام را چطور بگذرانم؟» نوری به دنبال ثبات بود؛ چیزی که احساس می‌کرد در فوتبال حرفه‌ای به‌سختی به دست می‌آید.

او می‌گوید: «در نهایت، هر دو دنیا درباره همراه کردن آدم‌هاست. در فوتبال بازیکنان‌اند، اینجا کارکنان. اصل ماجرا یکی است: باید بفهمی چه کسی روبه‌رویت نشسته، چه چیزی به او انگیزه می‌دهد و برای عملکرد خوب به چه نیاز دارد.»

از مربیگری تا مک‌دونالدز: روایت متفاوت الکساندر نوری از ترک موقت فوتبال

نوری همه‌چیز را جدی دنبال می‌کند؛ دوره‌های آموزشی تکمیلی می‌گذراند، درباره شرایط انتقال دو رستورانی که قرار است تحویل بگیرد مذاکره می‌کند، برنامه‌ریزی شیفت‌ها و سازوکار لجستیک انبار را یاد می‌گیرد. و وقتی در زمستان خودش را به کارکنان شعبه هرتسوگنرات معرفی می‌کند، می‌گوید: «تا جایی که یادم می‌آید، همیشه در یک تیم کار کرده‌ام؛ همیشه در یک تیم.»

آیا نوری می‌خواهد به همه ثابت کند که بدون فوتبال هم می‌تواند زندگی کند؟ خودش چنین چیزی نمی‌گوید؛ او مردی مغرور است. اما گاهی چنین به نظر می‌رسد. و در حالیکه تلاش می‌کند چنین کند، این خود فوتبال است که قرار است راهنمای زندگی آینده‌اش باشد؛ چراکه نوری شباهت‌های زیادی میان رختکن بازیکنان و صنعت فست‌فود می‌بیند.

تقریباً همه مربیان حرفه‌ای در تمام طول عمرشان در فوتبال می‌مانند؛ به‌عنوان کارشناس، مشاور، سخنران یا نیروی آماده‌به‌کار. شاید شناخته‌شده‌ترین استثنا، هولگر اشتانیسلافسکی، مربی سابق هوفنهایم و سن‌پائولی باشد که حالا یک سوپرمارکت رِوه را در هامبورگ-وینترهوده اداره می‌کند و کاملاً راضی است؛ آن هم بدون نشانه‌ای از تمایل به بازگشت.

نوری می‌گوید: «فکر می‌کنم افراد زیادی در این صنعت دوست دارند مسیر جدیدی را شروع کنند، اما جرأتش را ندارند.» برای او، درک این نکته «کاملاً حیاتی» بود که بداند: «اینجا واقعاً از صفر شروع می‌کنی.»

ماه‌ها، شاید سال‌هاست که الکساندر نوری در جست‌وجو بوده و دل کندن از هدف زندگی قبلی‌اش برایش آسان نبوده است. او که اصالت ایرانی-آلمانی دارد، احترامش را با فوتبال به دست آورد. بعد به مدرسه شبانه‌روزی وردربرمن رفت. فوتبالیست حرفه‌ای شد. مربی حرفه‌ای شد. طلب بالاترین عملکرد و ارائه بالاترین عملکرد؛ حرکت دائمی میان دو قطب. پس از آنکه وردربرمن در آستانه سهمیه اروپایی قرار گرفت، روزنامه «وزر-کوریه» ۲۶ دلیل با هشتگ #NouriLoveCounts منتشر کرد که چرا «او مرد مناسب وردربرمن است». بعدها همان روزنامه او را «خودتبلیغ‌گر زیرک» نامید!

آخرین تماس تصویری، درست پیش از کریسمس انجام می‌شود. فرایند واگذاری رستوران‌های نوری در مراحل پایانی است و او قرار است در ژانویه به منطقه نقل مکان کند تا کاملاً روی کسب‌وکار جدیدش تمرکز کند. هرچه از فوتبال فاصله می‌گیرد، نگاهش به آن شفاف‌تر می‌شود. «همیشه می‌دانستم نقشی که داری، یک جایگاه و پرستیژ خاص به همراه می‌آورد»، نوری می‌گوید. اما برای یک مربی بوندس‌لیگا، این فقط «یک نقش» است؛ چیزی که ربطی به خودِ شخص ندارد.

یک روز قبل، دربی شمال آلمان میان هامبورگ و وردربرمن برگزار شده بود؛ دیداری تماشایی. نوری آن را از تلویزیون دید و در جریان بازی، خاطره‌ای در ذهنش زنده شد: سال ۲۰۱۷، پیروزی ۲ بر ۱ وردربرمن در ورزشگاه وزر، ورزشگاهی مملو از تماشاگر، یک برد پرطنین دربی مقابل هامبورگ. مربی آن روزها: الکساندر نوری.

آیا هرگز لحظه‌ای تصور کرده که هنوز هم می‌توانست کنار زمین چنین بازی‌هایی بایستد؟ می‌گوید نه اما با علاقه به آن روزها نگاه می‌کند.

منبع: زوددویچه تسایتونگ

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز