نویسنده و کارگردان اپیزود «تهران ـ تورنتو» از مجموعه نمایشی «سرو، سپید، سرخ»:
«سرو، سپید، سرخ» حاصل همدلی فیلمسازان در روزهای جنگ است
نویسنده و کارگردان اپیزود «تهران ـ تورنتو» از فصل نخست مجموعه نمایشی «سرو، سپید، سرخ»، این مجموعه را حاصل دغدغه مشترک فیلمسازان برای روایت روزهای جنگ رمضان دانست و گفت: در روزهای آغازین جنگ، همه به دنبال راهی بودند تا با زبان سینمای داستانی، لحظههایی را که خود تجربه میکردند، به قصههایی برای تماشای مردم تبدیل کنند.
وی افزود: ما بیشتر در حوزه سینمای داستانی فعالیت میکردیم و طبیعتاً شیوه کارمان نمیتوانست صرفاً به تولید مستند محدود شود. به همین دلیل، به این فکر افتادیم که در شرایط جنگی چگونه میتوان داستانها و اپیزودهایی ساخت که روایتگر لحظههایی باشند که خودمان نیز در همان زمان در حال تجربه کردنشان هستیم. اینگونه بود که با همفکری و کار گروهی، فصل نخست «سرو سپید سرخ» شکل گرفت.
این نویسنده و کارگردان با یادآوری جلسات شکلگیری ایدهها و فیلمنامههای مجموعه گفت: جلساتی داشتیم که از افطار تا سحر ادامه پیدا میکرد و حالوهوایی شبیه نشستهای پیچینگ فیلمنامه داشت. دوستان دور هم جمع میشدند، هرکس ایدهاش را مطرح میکرد و دیگران برای شکلگیری بهتر آن کمک میکردند.
عاج ادامه داد: در فضای «سرو سپید سرخ»، هیچ کارگردانی رقیب دیگری نبود. هرکس هر کمکی از دستش برمیآمد، برای دیگران انجام میداد. به یاد دارم سومین اپیزودی بود که در روزهای آغاز جنگ رمضان جلوی دوربین بردم. درست پیش از ضبط نخستین پلان، دوستان تماس میگرفتند و میپرسیدند آیا کمکی لازم دارم تا به گروه ملحق شوند. حتی برخی از دوستان هنوز فیلمبرداری اپیزود خود را آغاز نکرده بودند، اما برای همراهی با دیگران اعلام آمادگی میکردند.
وی این تجربه را از شیرینترین خاطرات کاری خود دانست و گفت: این میزان از همدلی و همکاری خالصانه برای من بسیار ارزشمند بود. هنوز چنین تجربهای برایم تکرار نشده و خوشحالم که سهم کوچکی در خانواده سازندگان «سرو سپید سرخ» داشتهام.
تنوع روایتها؛ جذابیت یک مجموعه اپیزودیک
کارگردان اپیزود «تهران ـ تورنتو» درباره ویژگیهای ساختاری این مجموعه توضیح داد: یکی از جذابیتهای «سرو سپید سرخ» این است که با تنوعی از زیباییشناسیها، دیدگاهها و شیوههای روایت روبهرو هستیم. هر کارگردان، داستان را با نگاه و سلیقه خود روایت میکند؛ از نوع فیلمبرداری و حرکت دوربین گرفته تا انتخاب بازیگران و شیوه اجرا.
وی افزود: همین تفاوتها باعث میشود مخاطب با روایتهای متنوعی مواجه شود. این روزها نیز در فضای مجازی، اپیزودها با یکدیگر مقایسه میشوند و مخاطبان به آنها امتیاز میدهند؛ اتفاقی که نوعی رقابت دوستانه میان سازندگان ایجاد کرده و از این منظر، برای من جذاب است.
ثبت لحظههای جنگ؛ میان ضرورت روایت و شتابزدگی
عاج با اشاره به دشواری روایت وقایع همزمان با وقوع آنها گفت: ثبت لحظههای تاریخی و تبدیل تجربههای زنده به داستان، اتفاقی جذاب است، اما در عین حال خطرهایی هم دارد. وقتی احساسات در اوج است و میخواهید سریع پشت دوربین بروید یا قصهای بنویسید، این شتاب میتواند به نقطهضعف کار تبدیل شود.
وی با اشاره به تجربه فصل نخست ادامه داد: در آغاز کار، بیش از آنکه به واکنش مخاطبان فکر کنیم، دغدغهمان انجام وظیفه بود. واقعیت این است که در آن روزها کمتر درباره مسائل مالی بحث میشد و تمرکز اصلی همه این بود که چگونه میتوان در شرایط جنگی قصهای را تولید کرد؛ اینکه گروه چگونه در آن وضعیت حضور پیدا کند، فیلمبرداری شبانه یا روزانه چگونه انجام شود و چطور میتوان محدودیتهای ناشی از جنگ را پشت سر گذاشت.
این کارگردان افزود: بهویژه در سه یا چهار اپیزود نخست، نگاه غالب میان دوستان این بود که چگونه میتوان داستان را در همان شرایط روایت کرد. بعدها این تجربه بهتدریج شکل منسجمتری پیدا کرد و اگر بتوان از آن بهعنوان یک برند یاد کرد، میتوان گفت «سرو سپید سرخ» آرامآرام در حال تبدیل شدن به یک شیوه شناختهشده در تولید آثار نمایشی است؛ اتفاقی که به نظرم جذاب و ارزشمند است.