خبرگزاری کار ایران

دانش اقباشاوی در گفت‌وگو با ایلنا مطرح کرد:

برای ساخت «بی‌چهرگان» بارها تهدید به مرگ شدم/ ممیزی بدون نظر فیلمساز بدعت ناپسند صداوسیما در پخش این اپیزود بود/ برای تولید آثار باکیفیت از جنگ، باید به فیلمسازان اعتماد شود

برای ساخت «بی‌چهرگان» بارها تهدید به مرگ شدم/ ممیزی بدون نظر فیلمساز بدعت ناپسند صداوسیما در پخش این اپیزود بود/ برای تولید آثار باکیفیت از جنگ، باید به فیلمسازان اعتماد شود

دانش اقباشاوی با انتقاد از ممیزی‌های صورت گرفته بر اپیزود «بی‌چهرگان» از مجموعه «سرو، سپید، سرخ» گفت: در همان روزهای جنگ تعداد زیادی از فیلمسازان تلفن‌های خود را خاموش کرده بودند یا اصلاً جواب نمی‌دادند و این درست نیست که چند کارگردان مثل من، هادی مقدم‌دوست، بابک خواجه‌پاشا، لیلی عاج و… که پای کار آمدیم را در تولید اذیت کنند.

دانش اقباشاوی کارگردان سینما و تلویزیون که اپیزود «بی‌چهرگان» به کارگردانی او از مجموعه «سرو، سپید، سرخ» به تازگی از تلویزیون به پخش رسیده، در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، درباره تأثیرگذاری آثار سینمایی و تلویزیونی درباره جنگ اظهار کرد: برای قضاوت درباره هر اثری باید آن را در ظرف زمان و مکان خود بسنجیم و اگر معتقدیم که آثار امروزی نتوانسته‌اند با مخاطبان ارتباط خوبی برقرار کنند باید برای ادعایمان سند و مدرک داشته باشیم؛ اینکه ما بگوییم این آثار مخاطب ندارند یا ارتباط خوبی با مخاطب برقرار نکرده‌اند برداشت خودمان است وگرنه آمارها چیز دیگری را نشان می‌دهند.

اقباشاوی خاطرنشان کرد: اپیزود «بی‌چهرگان» در ۲۴ ساعت چند هزار بازدید در تلوبیون داشت، میزان بازدیدها، دانلودها و کامنت‌ها اصلاً اندک نیست، وقتی عده زیادی فیلم را دانلود می‌کنند به این معناست که خیلی‌ها می‌خواهند این اپیزود را بعدها دوباره ببینند. بنابراین نمی‌توان یک نتیجه‌گیری درباره همه آثار داشت و به راحتی آن را تعمیم داد.

وی افزود: زمانیکه فیلمسازانی چون ابراهیم حاتمی‌کیا، احمدرضا درویش، رسول ملاقلی‌پور یا حتی محسن مخملباف درباره جنگ فیلم می‌ساختند و آثار با استقبال خیلی خوبی روبرو می‌شدند، تنها رسانه سالن سینما بود و نهایتاً تلویزیون هم چند شبکه داشت و مردم انتخابی جز این گزینه‌ها نداشتند اما امروز شبکه‌های تلویزیون چند برابر شده‌اند، شبکه‌های خارجی در دسترس قرار گرفته‌اند، شبکه‌های فارسی‌زبان خارجی فعالیت بیشتری دارند و تعدادشان بیشتر شده، دسترسی مردم به فیلم‌های سینمایی خارجی راحت‌تر شده و پلتفرم‌های نمایش خانگی پدید آمده‌اند. در این وضعیت طبیعی است که میزان مخاطبان هر اثر کمتر باشد یا میزان تأثیرگذاری‌اش آنقدر چشم‌گیر نباشد. در سال‌های جنگ هشت‌ساله نهایتاً یک شبکه رادیویی وجود داشت که متعلق به منافقین بود اما الان صدها کانال ضد انقلاب فعال هستند و ما با رقبای جدی‌تری روبرو هستیم.

این کارگردان تأکید کرد: اگر قرار است ما در این رقابت سخت پیروز میدان باشیم باید به قواعد مشخصی پایبند باشیم، باید سینما بلد باشیم و صرفاً با این ایده که می‌خواهیم فیلمی درباره جنگ بسازیم نمی‌توان به موفقیت رسید. وقتی ایده ساخت مجموعه «سرو، سپید، سرخ» مطرح شد، تهران درگیر بمباران شدید بود، آن زمان دوستان در صداوسیما انتظارات و خواسته‌هایشان را به حداقل رسانده بودند و می‌خواستند فیلم‌هایی در کوتاه‌ترین زمان و با کم‌ترین بودجه ساخته شوند، همکاران و دوستان در واحدهای هنر به هزار دلیل موجه و غیرموجه تأکید داشتند که هم پول کم است و هم وقت چندانی نداریم و باید در سه روز فیلمنامه نوشته می‌شد، سه روز پیش‌تولید و بعد ۶ یا ۷ روز هم فیلمبرداری می‌کردیم.

وی افزود: همان زمان آقای جبلی رئیس صداوسیما با ما جلسه‌ای برگزار کردند؛ در شرایطی که تهران زیر بمباران بود و حتی محافظان ایشان هم نگران بودند اما این جلسه برگزار شد. من در آن جلسه انتظاراتم را برای ساخت اثر به آقای جبلی گفتم و ایشان تأکید کردند که هیچ مشکلی برای بودجه نداریم و در صحبت‌هایشان هم به ما انگیزه بسیاری دادند و گفتند که کار شما کمتر از بچه‌های پای لانچر نیست، واقعاً آن جلسه انگیزه ما را بالا برد ولی وقتی جلسه به پایان رسید همه چیز به تنظیمات کارخانه برگشت. من به آقای شفاه هم گفتم که برای ساخت اثر استانداردهای خودم را دارم و ایشان از من خواستند که شرایطم را بگویم و من دو شرط مطرح کردم؛ اینکه فیلمبرداری «بی‌چهرگان» را به دلایل مختلف اعم از تعدد لوکیشن، صحنه‌های تعقیب و گریز و اتفاقات مختلف در قصه نمی‌توانم زودتر از ۹ روز به پایان برسانم و شرط دومم این بود که آقای مهاجر توحیدپرست هم در تولید این اثر کنار من باشد که آقای شفاه به عنوان تهیه‌کننده ارشد این مجموعه شروط من را پذیرفت و قرار شد همه به حرف‌ها و قراردادهایمان متعهد باشیم.

اقباشاوی در ادامه گفت: همچنان بازخوردهای خیلی خوبی از این اپیزود دریافت می‌کنم، مردم به شکل‌های مختلف حتی در صفحه اینستاگرامم به من پیام می‌دهند از «بی‌چهرگان» می‌گویند، چند روز پیش هم هادی مقدم‌دوست به من پیام داد و از کیفیت خوب «بی‌چهرگان» گفت اما دوستان تولیدکننده از ما ناراضی هستند و می‌گویند چرا همه در ۶ یا ۷ روز فیلمبرداری کردند و دانش اقباشاوی در ۱۰ روز این فیلم را ساخته است، حتی به فیلمنامه اصلاحات دادند و ما اصلاحات را اعمال کردیم اما الآن به ما می‌گویند شما اصلاحات را نادیده گرفتید و در مونتاژ بدعت ناپسندی اجرا کردند و بدون اینکه به ما بگویند از نسخه ۴۵ دقیقه‌ای ۵ دقیقه حذف کردند. این اقدام ناپسندی است، زمانیکه با من تماسی گرفته شد و دوستی به من گفت مسائلی درباره این اپیزود وجود دارد، من اعلام کردم که تعامل خواهیم کرد اما بدون هیچ تعاملی پنج دقیقه را حذف کردند.

کارگردان فیلم سینمایی «اسفند» تصریح کرد: اینکه کارمندان واحدهای هنری صداوسیما درک هنری فیلمسازان را نادیده می‌گیرند و بدون اینکه تجربه‌ای در سینما و فیلمسازی داشته باشند و از ستون‌نویسی نشریات در این جایگاه قرار گرفته‌اند و درباره آثار تولید شده ما نظر می‌دهند و نظراتشان را اعمال می‌کنند واقعاً اقدام ناپسندی است. یک کارمند باید در امور اداری کارش را انجام دهد نه اینکه در امور هنری دخالت کند و هر تغییری که می‌خواهد بر فیلم اعمال کند، در حالیکه نهایتاً این فیلمساز و خالق اثر است که باید درباره آن پاسخگو باشد چون مطمئناً مردم نمی‌گویند این فیلم با حذفیات به این وضعیت دچار شده و ضعف را در کار کارگردان و نویسنده می‌بینند. البته باید تأکید کنم که من از «بی‌چهرگان» دفاع می‌کنم، آنچه که امروز به عنوان محصول نهایی دیده می‌شود را دوست دارم و کار خودم می‌دانم و اتفاقاً از اینکه دیدنش را به دوستانم پیشنهاد کنم خجالت نمی‌کشم اما رفتاری که با فیلم شد اصلاً حرفه‌ای و قابل قبول نبود.

وی افزود: اگر دوستان کار ما را قبول ندارند بهتر است خودشان دست به کار شوند و فیلم بسازند یا به همان کارگردان‌هایی رجوع کنند و زنگ بزنند که نه آن‌ها را قبول دارند و نه به جمهوری اسلامی علاقه‌ای دارند و جوابشان را هم نمی‌دهند. من دبیر کانون کارگردان سینمای ایران هستم و می‌دانم در همان روزهای جنگ تعداد زیادی از فیلمسازان تلفن‌های خود را خاموش کرده بودند یا اصلاً جواب نمی‌دادند و این اصلاً درست نیست که چند کارگردان مثل من، هادی مقدم‌دوست، بابک خواجه‌پاشا، لیلی عاج و… که پای کار آمدیم چنین بلایی سرمان بیاورند و هم در تولید اذیتمان کنند و هم در پخش ما را تحقیر کنند.

اقباشاوی تأکید کرد: در ساخت مجموعه «سرو، سپید، سرخ» سه سازمان بزرگ اوج، سیما فیلم و موسسه شهید آوینی پای کار بودند و بودجه در نظر گرفته شده برای هر اپیزود فقط سه میلیارد بود. اگر قرار است ما در برابر تولیدات هالیوودی درباره این جنگ بایستیم با این وضعیت کارمان خیلی سخت است. زمانیکه فیلمسازانی چون ابراهیم حاتمی‌کیا، احمدرضا درویش و… فیلم‌های ماندگاری درباره جنگ ساختند افرادی چون آقای بهشتی و محمد هاشمی در فارابی و صداوسیما مسئول بودند و به نگاه و تخصص فیلمساز احترام می‌گذاشتند. به نظر من آقای جبلی مدیر خوبی است اما متأسفانه مدیران و کارمندانی که در صداوسیما هستند عملکرد مطلوبی در جایگاه خود ندارند. اگر در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ مدیران تلویزیون بر این عقیده بودند که کارگردان مسئول اثرش است و همه باید در خدمت او باشند امروز کارمندان رده پایین برای ما که سال‌ها در سینما کار کرده‌ایم و به فیلمسازی تسلط پیدا کردیم و کارنامه مشخص هنری داریم تصمیم می‌گیرند و اعصاب و روان فیلمساز را با نظراتشان بهم می‌زنند و این سیاست در برابر سیاست مدیران دهه ۶۰ که به فیلمساز اختیار کامل می‌دادند در تضاد است.

اقباشاوی در پاسخ به این پرسش که سرعت عمل در ساخت اثر هنری برای در دست گرفتن روایت اول چقدر اهمیت دارد، گفت: قطعاً در دست گرفتن روایت اول اهمیت دارد اما ما باید ساز و کار مناسبی داشته باشیم تا به روایتی با کیفیت و مطلوب برسیم. اگر وقتمان کم است باید پول بیشتری در نظر بگیریم تا تیم فیلمبرداری با تجهیزات بهتر و دوربین‌های بیشتر سر صحنه حاضر شوند و نیروهای متخصص بیشتری هم با خود سر صحنه ببرند نه اینکه ما به دلیل کمبود بودجه مجبور به استفاده از چند جوان کم‌تجربه باشیم. در واقع اگر زمان کم است باید بودجه بیشتر شود و اگر بودجه اندک است باید زمان بیشتری به فیلمساز داده شود اما ما هم زمان اندکی داشتیم و هم بودجه اندک. دومین نکته در موفقیت تولید اثر برای در دست گرفتن روایت اول این است که به تخصص و نگاه فیلمساز و تولیدکننده اثر هنری احترام بگذاریم و هوای نفس دخالت در آثار را کنترل کنیم و در نهایت رفتارمان قدرنشناسانه نباشد که فیلمساز دچار سرخوردگی شود.

وی افزود: مجموعه تولیدکننده «بی‌چهرگان» در ۱۶ خردادماه این اپیزود را به تلویزیون تحویل داد و تلویزیون به ما ۲۵ مرداد (تنها دو روز مانده به پخش) اصلاحیه‌ها را اعلام کرد، ما در آن زمان محدود و اندک امکان چه تعاملی داشتیم؟ دوستان در دو ماهی که فیلم در دستشان بود چرا یک بار هم فیلم را ندیدند که دو روز مانده به پخش تصمیم به ممیزی نگیرند؟

کارگردان فیلم سینمایی «تاج محل» در ادامه گفت: علاوه بر اینکه سینما قواعد خاص خود را دارد که باید در نظر داشته باشیم، این نکته هم مهم است که در شرایط حساسی مثل جنگ باید منعطف عمل کنیم. شهید آوینی به فیلمبردارهایش که در میدان جنگ فیلمبرداری می‌کردند تأکید داشت که شما هر چقدر که می‌توانید فیلم بگیرید و اصلاً کات ندهید؛ در نهایت من زمان مونتاژ به فرم و ساختار می‌رسم. من در ساخت «بی‌چهرگان» همین مسئله را در نظر داشتم، اصرار داشتم که زمان بیشتری برای فیلمبرداری داشته باشم تا بتوانم فضای شهر تهران زیر بمباران را ثبت کنم، امکان زمان بیشتر نبود پس باید تصمیم می‌گرفتم که با سه دوربین ارزان قیمت سریع صحنه‌های مدنظرم را بگیرم. اگر ما در این مواقع انعطاف داشته باشیم، واقعه خودش به ما محتوا می‌دهد و از محتوا می‌توانیم به فرم برسیم.

وی افزود: به نظر من وظیفه مدیر هیچ چیزی جز مدیریت کردن و نهایتاً انتخاب تهیه‌کننده و کارگردان مناسب نیست و پس از این انتخاب‌ها بهتر است همه چیز را به فیلمساز بسپارند، مثل مدیران دهه ۶۰ که وقتی آقای بهروز افخمی فیلمنامه‌ای با موضوع نیروهای اطلاعات می‌نویسد و می‌خواهد فیلمش را بسازد و تأکید دارد که نمی‌خواهد یک «واو» از فیلمنامه‌اش تغییر کند به او احترام می‌گذارند و نهایتاً او فیلمی می‌سازد که حتی وزارت اطلاعات هم از ساختش تشکر می‌کند. اگر ما را می‌شناسید، به دیدگاه و نگاه ما اعتماد دارید و می‌دانید از کار ما فیلم ضد نظام تولید نمی‌شود باید منعطف رفتار کنید و در عمل هم اعتمادتان را نشان دهید. یک مدیر می‌تواند به انتخاب‌هایش افتخار کند، اگر در زمان مدیریت آقای بهشتی در بنیاد سینمایی فارابی فیلمی چون «کیمیا» ساخته می‌شود این افتخار دوران مدیریت ایشان است که با باز گذاشتن دست فیلمساز و احترام به تخصص و نگاه او شرایطی ایجاد کرده که آقای درویش چنین اثر درخشانی ساخته است درحالیکه کارمندان و مدیران امروز تلویزیون اگر اعمال نظر نکنند و دست به حذف نزنند گویی حضورشان را بی‌مورد احساس می‌کنند و باید حتماً چنین کاری انجام دهند.

اقباشاوی در پایان گفت: اینکه آقای جبلی در میانه جنگ و بمباران و مشکلات و مسائل مختلفی که وجود داشت با ما فیلمسازان جلسه گذاشت و تأکید کرد که هر طور شده باید این آثار ساخته شوند واقعاً قابل ستایش است و حضور ایشان در آن جلسه به ما روحیه داد و من از رئیس صداوسیما تشکر می‌کنم اما مدیران میانی با ما رفتار خوبی نداشتند؛ در حالیکه ما فردای نمایش فیلم با تهدیدهای متعددی مواجه شدیم، با القابی چون «خونشور» به ما حمله شد، در صفحه مجازی‌ام به شکل‌های مختلف از سوی معاندین تهدید شده‌ام که تکه‌تکه‌ام خواهند کرد و حتی شماره موبایل مهاجر توحیدپرست هم در فضای مجازی منتشر شده و عکس او را به اشتراک گذاشته و تهدید کرده‌اند. ما برای ساخت این اثر حتی هزینه‌های امنیتی بسیاری دادیم و همچنان تهدید می‌شویم اما دوستان با ما رفتار تلخی داشتند.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز