یک کارگردان تئاتر در گفتگو با ایلنا مطرح کرد؛
هنر برای تکریمِ یک جناح نیست، بلکه برای بیدار نگهداشتنِ وجدانِ یک ملت است / آمار اختصاص اعتبارات را شفاف کنید
کارگردانِ نمایشهای «قتلِ کلاغها» و «زیر گنبد کبود» که هر دو به واسطه شرایط خاص کشور لغو شد ضمن بیان اینکه؛ بودجهها و حمایتها تنها در انحصارِ گروههای خاص است، از آنچه به زعم او نظامِ دوگانه در توزیعِ بودجه و فرصتهای هنری است، انتقاد کرد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، مهدی امیری، کارگردان و نویسنده تئاتر، که در فصلِ جاری اجرای دو نمایشِ او یکی به دلیلِ همزمانی با حملهی آمریکایی-صهیونیستی و دیگری به مناسبتِ مراسم تشییعِ رهبر شهید و فقید انقلاب، لغو شد، از آنچه به زعم او نظامِ دوگانه در توزیعِ بودجه و فرصتهای هنری است، انتقاد کرد.
وی در ابتدای صحبتهایش، با تأکید بر اینکه حمایتهای وزارت ارشاد بیش از آنکه مبتنی بر کیفیت باشد، «رابطهای» و جناحی است، گفت که گروههای مستقل و منتقد، ماهها برای یک سالنِ ساده معطل میمانند و بودجههای دریافتیشان حتی حقوق بازیگران را هم پوشش نمیدهد.
امیری با انتقاد از واژهی تکراریِ «مصلحت» در نامههای اداری، خواستارِ شفافیتِ کامل در آمارِ تخصیصِ اعتبارات شد و تأکید کرد که لغوِ نمایشهایش، هرچند تلخ است اما او را از پا درنمیآورد و او نمایشِ «زیر گنبد کبود» را میانِ مردم به صحنه خواهد برد.
وی با اشاره به بیش از یک دهه فعالیت بیوقفهاش در این عرصه گفت که این اتفاقها را نه به پایِ بدشانسی، بلکه نشانهای از یک بیبرنامگیِ سیستمی و ساختاری در میان مدیران فرهنگی میداند.
وی افزود: نخستین تجربهی تلخِ امسال او، لغوِ نمایشنامهخوانی «قتلِی از کلاغها» بود که مقارن با حملهی آمریکایی-صهیونیستی به کشور رخ داد.
امیری در اینباره گفت: کاملاً به ضرورتِ همدلیِ ملی در شرایط جنگی و احترام به آرامشِ جامعه واقف است، اما از این موضوع به شدت گلایه دارد که چرا همیشه کارهای او و چند هنرمندِ مستقلِ دیگر، اولین گزینهی حذف از جدولِ اجراها هستند.
وی افزود: در آن روزها، نه تنها هیچ برنامهی جایگزینی برای او در نظر گرفته نشد، بلکه حتی مدیرانِ سالن، بدون ارائهی یک راهکارِ حداقلی، به سادگی کل پروژه را تعطیل کردند و او را با یک گروهِ ۱۷ نفره و هزینههای انباشتهشده تنها گذاشتند.
امیری در ادامه با اشاره به دومین لغوِ ناگهانی، یعنی نمایشِ «زیر گنبد کبود»، گفت: این اثر که ماهها برای آن زحمت کشیده بودم، این بار به دلیل همزمانی با مراسم تشییع باشکوه رهبر شهید انقلاب، از سوی مدیران فرهنگی لغو اعلام شد.
وی تأکید کرد: ارادتم به ساحتِ شهیدان و رهبرانِ انقلاب بر کسی پوشیده نیست و من خود را عزادارِ واقعی این سوگِ ملی میدانم، اما چرا مدیران، هیچگاه برای حفظِ سرمایهی هنریِ گروههای مستقل، چارهای نمیاندیشند؟
وی گفت: این نوعِ برخورد، عملاً هنرمندِ متعهد و دغدغهمند را به حاشیه میراند و او را در تنگنای اقتصادی و روحی قرار میدهد.
مهدی امیری در بخش دیگری از گفتگو از سیاستهای توزیعِ بودجه و فرصتها در وزارت ارشاد انتقاد کرد و گفت: متأسفانه این سیاستها نه تنها عادلانه نیست، بلکه بر پایهی یک نظامِ طبقاتیِ پنهان اداره میشود.
وی در این باره افزود: ما با دو دستهبندیِ آشکار مواجهایم؛ در یک سو، گروههای نمایشیِ خاصی قرار دارند که به واسطهی روابطِ نزدیک با مدیران، هر سالنی را که طلب کنند، با نازلترین قیمت یا حتی به صورت رایگان در اختیار میگیرند و بودجههای کلانِ جشنوارهای را بدون کوچکترین دشواری تصاحب میکنند.
امیری تأکید کرد: متأسفانه حمایتهای ارشاد، بیش از آنکه مبتنی بر کیفیتِ هنری یا ژرفایِ محتوایی باشد، «رابطهای» و مبتنی بر سلیقهی مدیرانِ میانی است.
وی در مقابل، به تشریحِ وضعیتِ گروههای مستقل و منتقدی مثل خودش پرداخت و افزود: این دسته از هنرمندان، باید ماهها پشتِ درِ بستهی سالنهای دولتی منتظر بمانند و وقتی هم که بودجهی ناچیزی به آنها تعلق میگیرد، آنقدر اندک است که حتی هزینهی اجارهی سالن و حقوق حداقلیِ بازیگران را هم پوشش نمیدهد.
وی ضمن بیان اینکه او بارها در جلساتِ بودجهبندی و جشنوارهها شاهد بوده که چگونه یک نمایشِ ضعیف با پشتوانهی رانت و پارتیبازی، میلیونها تومان بودجهی کلان دریافت میکند، در حالی که یک نمایشِ فاخر و پژوهشی با محتوای انسانی، برای چاپِ یک پوسترِ ساده هم درمانده میماند و از سوی مدیران، تنها با پاسخهای کلی و طفرهآمیز مواجه میشود. او این وضعیت را «توزیعِ فسادآمیزِ فرصتها» نامید و گفت: این رویه، به مرور زمان، خلاقیت را از تئاتر میستاند و هنرمندِ نقاد را یا وادار به سکوت میکند یا او را از چرخهی حرفهای بیرون میراند.
امیری با اشاره به واکنشِ رسمیِ وزارت ارشاد در قبال لغوِ این دو نمایش، گفت که برای او و گروهش حتی یک نامهی دوخطی هم ارسال نکردهاند که در آن بر «حمایت نه مادی بلکه معنوی صرفا» اشاره شده باشد.
وی افزود که کلمهی «حمایت» همیشه به کامِ هنرمندِ معترض، تلخ و گزنده بوده است؛ اما جالب اینجاست که وقتی پایِ اختصاصِ بودجهی نجومی به یک گروهِ خاص در میان است، عدالت رنگ میبازد و هیچکس به دنبالِ شفافیت و نظارتِ دقیق نیست.
وی گفت که شخصاً چندین مرتبه برای دریافتِ آمارِ دقیقِ توزیعِ بودجه و نحوهی واگذاریِ سالنها و حمایت از آثار آسیب دیده به واسطه جنگ تحمیلی به ادارهی کل هنرهای نمایشی ارشاد مراجعه کرده، اما در کمالِ ناباوری، هیچگاه پاسخی جز سکوتِ مطلق یا ارجاع به بخشهای دیگر دریافت نکرده است.
امیری گفت: این سکوت، گویای همهچیز است و نشان میدهد که مدیران، تمایلی به پاسخگویی در برابر هنرمندانِ درجهدوِ جامعه ندارند.
وی تأکید کرد که تئاتر برای او چیزی فراتر از یک شغل است و او به خاطرِ برخوردهای ناعادلانه هرگز این هنرِ اصیل را رها نخواهد کرد.
امیری در پایان افزود: امیدوارم مدیرانِ ارشاد، به جای «مدیریتِ لغوها» و اتلافِ سرمایههای هنری، سرانجام «مدیریتِ تولید» و حمایتِ واقعی را بیاموزند و بدانند که هنر برای تکریمِ یک جناح نیست، بلکه برای بیدار نگهداشتنِ وجدانِ یک ملت است.