در گفتگو با ایمان افسریان مطرح شد؛
ماجرای کتاب معماری کشف شده در یک زیرزمین چیست؟
موزههای دولتی از دیجیتالی کردن آثار امتناع میکنند/ معمارباشی کمالالملک حوزه نقاشی است
دفترچهی میرزا جعفرخان معمارباشی نشان دهنده تلاش یک معمار است برای انتقال دانش قدیم به دوره جدید و نسل جدید، و از طرفی علم جدید را در هندسه قدیم به کار بردن. اهمیت دیگر کتاب در این است که درست در آستانه ورود ایران به دوره جدید و در مقطع گذار از معماری قدیم نگاشته شده است.
به گزارش خبرنگار ایلنا، یکی از مهمترین هنرهای ایرانی که شناسنامه و هویت کشورمان محسوب میشود، معماری بدیع و خلاقانه ایرانی است. با اینکه دههها است بافت شهری مناطق مختلف کشور در نوع بنا و نما و شیوه ساخت، دستخوش تغییرات عمده شده؛ با این حال معماری ایرانی هنوز که هنوز، بدیع و نوآورانه است.
متاسفانه امروزه از خانههای قدیمی، گنبدها، نماها و ارسیها و پنجرههای هنرمندانه گذشته، خبری نیست. به همین واسطه است که کارشناسان و اهالی فن معماری اصیل ایرانی را در خطر فراموشی میبینند. با این تفاسیر آنچه امروز اهمیت دارد پرداختن بیشتر به مقوله معماری و شیوههای بدیعی است که دیگر مورد اقبال مهندسان و معماران امروزی نیست. در نهایت این دستگاههای دولتی، موسسات فرهنگی خصوصی و اهالی رسانه هستند که باید معماری را بیش از پیش مورد توجه قرار دهند و از اهمیت آن داد سخن سر دهند.
در همین راستا، به تازگی خبری در رسانهها منتشر شده که از یک کشف تاریخی در حوزه معماری خبر میدهد. ماجرا از این قرار است که یک دفترچه ۱۱۱ ساله متعلق به میرزار جعفرخان معمارباشی (معمار مشهور و مطرح عصر قاجار)، پس از سالها در زیر زمین خانهای کشف شده است! این کشف یه دهه قبل توسط شخصی به اسم صفا نیازمند (نوه میرزا صانعی) که خود دانش آموخته معماری بوده در خانه مادریاش رخ داده.
حال مدتی است این اثر به سیمرغ نامه (موزه و گنجینه آنلاین آثار تاریخی فرهنگی هنری) سپرده شده است. گفتنی است این موزه تلاش دارد آثار ایرانی پراکنده در سراسر جهان را گردآواری و طبقهبندی کرده و آنها را در دسترس عموم ایرانیان قرار دهد. بنا به گفته مسئولان مربوطه در سیمرغ نامه، این موزه تا به امروز بیش از سی هزار اثر تاریخ هنر ایران را از دوازده موزه و کتابخانه مهم جهان را جمع آوری کرده است.
سوالی که با شنیدن کشف دفترچهی میرزا جعفرخان معمارباشی مطرح میشود این است که آیا میتوان با این اثر بخشی از تاریخ ناشناخته نظریه معماری ایرانی را بازسازی کرد یا خیر؟ و اینکه کتاب مذکور به لحاظ فنی و از نظر قدمت مورد تایید اهالی فن قرار گرفته است یا خیر؟
ایمان افسریان، یکی از بنیانگذاران موزه سیمرغنامه که خود نیز نقاش و پژوهشگر است درباره این کشف تازه، با ایلنا گفتگو کرد. او همچنین سردبیر نشریه حرفه هنرمند نیز، هست.
![]()
صفحهای از کتاب هندسه میرزا جعفرخان معمارباشی
کمی درباره اهمیت کشف دست نوشتهای از معمارباشی قاجار توضیح دهید، که «هندسه میرزا جعفرخان معمارباشی» نام دارد.
به طور کلی دست نوشتههای کمی از معماران سنتی و قدیمی ایرانی باقی مانده است. مطالبی که درباره معماری نوشته شده و طومارهای موجود که نشان میدهند نقشهها و هندسه آنها به چه شکل بوده است. اما اینکه یک معمار به طور مشخص و به قصد آموزش دانش خودش، رسالهای را تدوین کند و چنین عنوانی را برای آن انتخاب کند (شبیه به آن در معماری ایرانی)، معدود بوده است. البته کتابهای مهمی در مورد هندسه ایران نوشته شده است. از کتابهای خیلی قدیمی مانند اثر کوبنانی و بعد از او بوزجانی را داریم که کتابهایی خیلی مهمیک محسوب میشوند و درباره هندسه هستند. در همین کتابها تفاوت بین معمار و هندسه دان، ذکر شده است، که انگار معمارها با برخی مسائل درگیر بودهاند و برخی از قضایا را هندسهدانها میتوانستهاند حل کنند. در این میان تناقضی میان این دو کار عملی و نظری در حوزه هندسه، وجود داشته که بر جذابیت کتاب فعلی میافزاید.
آن تناقضات چه مواردی هستند؟
اینگونه که این بار صرفا یک هندسهدان نیست که این رساله را مینویسد؛ بلکه به طور مشخص یک معمار است که آن را تالیف کرده. اثر کشف شده از این حیث کتاب مهمی است و بسیار اهمیت دارد. اهمیت دیگر کتاب در این است که درست در آستانه ورود ایران به دوره جدید و در مقطع گذار از معماری قدیم به معماری جدید نوشته شده است.
میرزا جعفرخان معمارباشیِ دوره قاجار را میتوان با کدام هنرمندان شاخص هم دورهاش مقایسه کرد؟
میتوان این فرد را کمالالملک در حوزه نقاشی مقایسه کرد. یا بسیاری از افراد دیگری که در آستانه این دوران، قصد داشتهاند دستاوردی از قدیم را به دوران جدید منتقل کنند و دستاوردهای جدید علم غرب را نیز بیاموزند و در تلاقی این دو طرز فکر قرار دارند. این کتاب نشان دهنده تلاش یک معمار است برای انتقال دانش قدیم به دوره جدید و نسل جدید، و از طرفی علم جدید را در هندسه قدیم به کار بردن.

این کشف یک دهه قبل اتفاق افتاده است. چرا خبرش اینقدر دیر در رسانهها منعکس شده است؟
قضیه این است که آقای نیازمند این کتاب را یک دهه پیش در زیر زمین خانه مادرش پیدا میکند. اول که نگاه میکند، متوجه میشود که عنوان این کتاب رساله هندسه است. زمانی که تورق میکند، متوجه میشود که درباره قضایای هندسی است و یک معمار نویسنده آن است. همچنین در می یابد که بخشهایی از آن نیز در مورد معماری است. اما خب ایشان شناخت دقیقی از هندسه ایرانی و رسالات معماری ایرانی نداشته است. در ادامه آقای نیازمند کتاب را به چند نفر نشان میدهد و کارشناسانی آن را میبینند. اما به نظر میرسد که آنها به اهمیت کتاب پی نمیبرند یا موضوع پژوهشی آنها قرار نمیگیرد. اما بعدا مجموعه آقای نیازمندی در کلاسهای هندسه ایرانی آقای باوند بهپور حضور مییابد. آنجاست که متوجه میشود موضوع کتاب از مقولات مورد علاقه آقای بهپور است. اینجاست که نسخه یا بهتر بگویم؛ پرینتی از رساله را به آقای بهپور میدهد. ایشان نیز از این نسخه در کلاسهایش استفاده میکند. آن را تدریس میکند و روی آن پژوهشهایی را انجام میدهد. آقای بهپور طی مدت زمانی طولانی اصطلاحا با کتاب سر و کله میزند و در نهایت بیش از قبل به اهمیت آن پی میبرد. در همین مقطع بود که آقای بهپور رساله را به ما یا مجموعه سیمرغنامه پیشنهاد دادند.
و در ادامه سیمرغ نامه برای این رساله تازه کشف شده چه کرد؟
سیمرغ نامه توانست شرایطی را مهیا کند که از این کتاب عکاسی دقیق علمی صورت گیرد. تاکید بر این بود که عکاسی به درستی انجام شود. میخواستیم عکسها با کیفیت خیلی بالا در اختیار همگان قرار گیرد. میتوان گفت؛ هر چند پیدا کردن این کتاب یا رساله ده سال پیش در یک زیر زمین اتفاق افتاده؛ اما در این ده سال هنوز در عرصه عمومی شناخته شده نبود و در یک کلکسیون خصوصی قرار داشت و جمعی محدود مخاطبش بودند. امروز با کمک سیمرغ نامه و همیاری بقیه در دسترس همه قرار دارد و میتوان گفت عمومی شده است.
این کشف چگونه و بر چه اساس تایید شده و رسمیت یافته است؟
در جلسه رونمایی از این کتاب آقای بهپور مفصل درمورد اصالتسنجی آن صحبت کردهاند و میتوان به آنها استفاده کرد. غیر از تاییدات تاریخی که میشود در مورد این کتاب به کار برد، میتوان به واسطه دفترچهای که میرزا جعفرخان در آن نوشتهاند و آن کارخانه کاغذسازی که آنها را تولید میکرده، همچنین تاریخ کاغذها، اصالتشان را تایید کرد. و اینکه خود آن دفترچه و انتشارات منتشر کننده و قدمت آن، قابل استناد است. در کل دلایل کافی برای تایید اصالت کتاب وجود دارد و جعلی نیست!

حال این اثر به موزه سیمرغ نامه سپرده شده است؟ کلا موزه سیمرغ نامه بر چه اساس کار میکند و محوریت و ویژوگی های آن چیست؟
بله کتاب تاریخی «هندسه میرزا جعغرخان معمارباشی» به موزه سیمرغ نامه سپرده شده است. درباره بخش دوم سوالتان هم باید بگویم؛ ماموریت اصلی سیمرغ نامه اینگونه تعریف شده که اسناد، مدارک، اطلاعات و تصاویر مربوط به فرهنگ و هنر ایران را جمع آوری کند و برای حفظ آنها تلاش نماید. همچنین تلاشمان این است اسناد و مدارک و داشتهها به آسانترین شکل ممکن ابتدا در دسترس عموم ایرانیان قرار گیرد و در ادامه پژوهشگران فرهنگ و هنر کشورمان نیز بتوانند از وجود آنها بهره ببرند. این ماموریت ایجاب میکرد که ما با انواع و اقسام کلکسیونهای خصوصی مذاکره نماییم و از آنها بخواهیم که مجموعهشان دیجیتال کنند یا امکان دیجیتال نمودن آنها را فراهم نمایند تا به صورت آزاد و رایگان در اختیار عموم مردم قرار گیرند.
در رابطه با کتاب معمارباشی هم این رویه وجود داشته؟
بله. آقای بهپور با این ماموریت آشنا بود و در ادامه مسئله را با آقای نیازمند مطرح کرد. ایشان هم قبول کردند که کتاب توسط سیمرغ نامه به شکل عمومی و رایگان برای همه انتشار پیدا کند. در ادامه سیمرغ نامه توانست نظر حامیان و نظر گروهی شامل معماران را جلب نماید تا حمایتها صورت گیرد و عکاسی دقیق و تمیز باشد.
آیا بهتر نبود که این کتاب مهم به نهادهای دولتی سپرده شود تا در موزهای شناخته شدهتر در معرض دید عموم قرار گیرد؟
اگر این کتاب در موزههای دولتی قرار داشت یا در دفتر مرکز اسناد ملی قرار داشت، ممکن بود در دسترس عموم قرار نگیرد. بسیاری از رسالات و کتابها و میراث مکتوب ایران در کتابخانه ملی و دیگر کتابخانهها و موزههای دولتی نگهداری میشوند و در قبال دیجیتالی کردن و عمومی کردن آنها، امتناع و مقاومت وجود دارد.
بر چه اساس گفته شده که کشف این دست نوشته میتواند بخشی از تاریخ ناشناختهی نظریه معماری ایرانی باشد؟
در زمینه معماری ایرانی مکتوبات محدودی وجود دارد و همیشه این شک و شبه وجود داشته که آیا معماری ایرانی تماما شفاهی و سینه به سینه منتقل شده یا ایرانیها نقشه هم میکشیدهاند و مکتوب هم میکردهاند؟! سوال دیگر این است که آیا آنها در طول چند هزار سال گذشته این هنر را به صورت خودآگاه و تدوین شده، ثبت و ضبط شده تداوم دادهاند؟ آنچه گفتم یکی از مناقشاتی بوده که در مورد معماری ایران، وجود داشته است. تحقیقات و مطالعات و مطالبی که در مورد طومارهای ایرانی در سالهای اخیر منتشر شده تاکید بر این دارد که اگر چه بخش بزرگی از این هنر (هرچند که سینه به سینه و شفاهی منتقل میشده)، اما ایرانیها هر گاه لازم دانستهاند، آنها را مکتوب و ثبت و ضبط هم میکردهاند. اما به این صورت که یک معمار شخصا دست به نوشتن یک رساله بزند، در تاریخ ایران خیلی خیلی معدود بوده است. اینگونه بوده که معماران بیشتر در امور عملی دانش و توانایی خودشان را ظاهر میکردهاند و به کار میگرفتهاند. اینکه میبینیم یک معمار (به قصد انتقال دانشش به نسلهای بعدی)، شروع به نوشتن رسالهای کرده، گویای این است که در پژوهشها یک حلقه مفقوده یا بهتر بگویم، حفرهای وجود داشته است. با این حساب دست نوشته معمار باشی میتواند در پژوهشها حفرهای خالی را پر نماید. این رویه اثبات میکند میرزا جعفرخان معمار باشی دست به قلم بوده و توانسته دانشش را مکتوب هم بکند.
آیا موضوع یا مطلبی باقی مانده که لازم بدانید دربارهاش توضیح دهید؟
الان مسئله این نیست که کتاب مذکور نظریه معماری است یا خیر و یا چه خلایی را پر میکند. این کتاب تازه منتشر شده و حال این امکان فراهم شده تا به راحتی در دسترس همه قرار گیرد و آنها بتوانند اثر را جستجو کنند و بیابند و صفحات مختلف آن را با دقت بررسی نمایند. اینکه کتاب به لحاظ علمی چه اهمیتی دارد و نقشش در تاریخ معماری ایران چه خواهد بود، میدانی است که با سیمرغ نامه گشایش یافته و با پژوهشگران، تاریخدانها و نظریه پردازان باید امتداد پیدا کند. بنابراین نتیجه نهایی در حوزه علمی، در جای دیگری تبین میشود. آنچه که وظیفه ما بوده مستندنگاری است و اینکه اثر را در اختیار همه قرار دهیم.