مقاله «ایران در آستانه نظم نوین جدید» منتشر شد
مقاله «ایران در آستانه نظم نوین جدید؛ از روایت ایستادگی تا بازنویسی معادلات قدرت در جنگی سرنوشتساز» به قلم مهدی زارع بیعیب، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در تایلند در فضای رسانهای این کشور منتشر شد.
به گزارش ایلنا به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در نقطه آغاز، مقاله با طرح «شهادت آیتالله العظمی سید علی خامنهای» بهعنوان یک رخداد سرنوشتساز، چارچوبی متفاوت از تحلیل بحران ارائه میدهد؛ چارچوبی که بهجای تمرکز بر فروپاشی یا بیثباتی، بر «تبدیل شوک به انسجام» تأکید و همین رویکرد، در بازتابهای رسانهای بهوضوح دیده که مقاله، از دل یک بحران عمیق، تصویری از بازآرایی قدرت و همگرایی اجتماعی ارائه کرده است.
در ادامه، مقاله با پرداختن به فرآیند انتخاب رهبری جدید و معرفی آیتالله سید مجتبی خامنهای، بر مفهوم «تداوم نهادی» تمرکز که بهطور ویژه در رسانههای تحلیلی و نخبگانی بازتاب و آنچه برای این رسانهها اهمیت داشت، نه صرفاً معرفی رهبر جدید، بلکه سرعت، انسجام و چارچوب قانونی این انتقال و در بازنشرها، این موضوع بهعنوان نشانهای از «بلوغ ساختاری نظام سیاسی ایران» و توانایی آن در مدیریت شرایط بحرانی مورد توجه قرار گرفت.
یکی از محورهای مقاله تبیین ماهیت جنگ بهعنوان یک «جنگ ترکیبی و چندلایه» که در رسانهها به این نکته اشاره و جنگ را صرفاً در سطح تقابل نظامی محدود نکرده و آن را شامل جنگ روانی، رسانهای، زیرساختی و حتی شناختی میداند واین نگاه، برای بسیاری از مخاطبان تایلندی روشنگرانه بود.
این مقاله با اشاره به واکنش سریع و هماهنگ نیروهای نظامی ایران، بر «بازپسگیری ابتکار عمل» تأکید و توان بازسازی و جایگزینی در ساختار نظامی و مدیریتی با استناد برجسته که حتی هدف قرار دادن فرماندهان و نخبگان، نتوانسته خللی پایدار در ساختار تصمیمگیری ایران ایجاد و این امر، نشاندهنده «عمق نهادی» و «تداوم کارکردی» این ساختار بود.
در میان تمام بخشهای مقاله، روایت حادثه حمله به مدرسه در میناب و شهادت ۱۶۸ کودک، بیشترین بازتاب را در سطح عمومی و شبکههای اجتماعی داشت واین بخش، بهدلیل بار عاطفی و انسانی بالا، بهسرعت به یکی از محوریترین عناصر بازنشر تبدیل و کانالها و صفحات، این روایت را بعنوان نمادی از «ابعاد انسانی و تراژیک جنگ» معرفی که موجب شد از سطح یک تحلیل سیاسی و به یک روایت انسانی تأثیرگذار نیز تبدیل گردد.
همچنین، بخش مربوط به ترور و هدف قرار دادن نخبگان و مقامات ارشد، در بازنشرها بهعنوان نشانهای از «تغییر راهبرد دشمن به سمت جنگ فرسایشی و اختلال در مدیریت» مورد توجه قرار گرفت و تأکید مقاله بر «ناکامی این راهبرد» بود که ساختار ایران، بهدلیل برخورداری از نیروهای جایگزین و نظام تربیت نیروی انسانی، توانسته این خلأها را بهسرعت جبران کند.
تحلیل مربوط به تنگه هرمز، بهعنوان یکی از مهمترین نقاط تمرکز رسانهها شناخته و مقاله با طرح این موضوع که ایران توانسته این گذرگاه حیاتی را به یک «اهرم راهبردی» تبدیل که این بخش اغلب با تأکید بر «پیامدهای جهانی ناامنی در این منطقه» همراه و بهعنوان یکی از نقاط کلیدی درک اهمیت ژئوپلیتیکی ایران مطرح شد.