واکنشهای شخصیتهای فرهنگی-هنری به تجاوز دشمن صهیونی ـ آمریکایی به ایران؛
پایان رویای صهیونیسم! / موشکها در راهند؛ کشور را ترک کنید...
۱۲ روز پیش رژیم صهیونیستی با نادیده گرفتن شکستهای پیشین در برابر ایران، با همراهی تروریستهای آمریکایی وارد جنگ با کشورمان شد. حال پس از کمتر از دو هفته، نابرابری جنگی میان ایران و دو متجاوز، آنها را دچار سردرگمی و فروپاشی درونی کرده و توهم اسرائیل بزرگ را به نابودی کامل کشانده است.
به گزارش خبرنگار ایلنا، در بحبوحه تشدید تنشها در غرب آسیا، بررسی معادلات راهبردی و دادههای میدانی حاکی از آن است که رژیم صهیونیستی در هرگونه جنگ زیرساختی علیه ایران و جبهه مقاومت، حتی با فرض همراهی همهجانبه آمریکا، نه تنها به اهداف خود نخواهد رسید، بلکه اینبار تمامی موجودیت خود را با فاجعهای تمامعیار مواجه خواهد کرد.
پیش از این نیز نبردهای مختلف با حزبالله لبنان و حماس در غزه، هر یک به مثابه زنگخطری برای تلآویو بود؛ جنگهایی که باوجود برتری نظامی ادعایی، نه تنها به اهداف راهبردی صهیونیستها ختم نشد، بلکه هزینههای جبرانناپذیری بر پیکره این رژیم تحمیل کرد.
حال اما رژیم صهیونیستی با نادیده گرفتن این تجربیات و غرق در توهم «اسرائیل بزرگ»، گام به عرصه رویارویی با ایران میگذارد. نبردی که به اذعان بسیاری از تحلیلگران، نابرابرترین تقابل ممکن برای تلآویو خواهد بود. گرچه این رژیم با اتکا به پشتوانه نظامی-مالی آمریکا و همراهی کشورهای اروپایی و عربی پا به این میدان گذاشته، اما محاسبات راهبردی آن با چند واقعیت انکارناپذیر در تضاد است:
۱. تفاوت وسعت سرزمینی: ایران به عنوان کشوری پهناور با عمق راهبردی بالا، در برابر سرزمینی کوچک و فاقد عمق دفاعی.
۲. تمرکز در برابر پراکندگی: تمرکز زیرساختهای حیاتی و جمعیتی اسرائیل در برابر پراکندگی مراکز راهبردی ایران.
۳. آسیبپذیری ساختاری: وابستگی شدید شبکههای حیاتی اسرائیل به یکدیگر و امکان فلج شدن سریع آنها.
۴. محاسبات متفاوت آمریکا: احتیاط واشنگتن در همراهی با نتانیاهو برای حمله به تأسیسات انرژی ایران.
۵. شکاف در ائتلاف: اختلاف نظرهای فزاینده میان تلآویو و کاخ سفید در خصوص راهبردهای جنگی.
۶. توان تهاجمی ایران: بیتوجهی به بازدارندگی مؤثر و قدرت موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی ایران.
۷. هزینه سنگین جنگ برای آمریکا: واشنگتن اینک از تبعات اقتصادی و انسانی درگیر شدن در جنگی فراگیر با ایران آگاه شده است.
اما آنچه معادله را برای تلآویو خطرناکتر میکند، نه صرفاً خطاهای محاسباتی خود، بلکه غلط بودن فرضیات آمریکا به عنوان غول تجاوزگری در دنیا، در این معرکه است. به نظر میرسد هر دو طرف، بدون درک درستی از توان تهاجمی ایران و با اتکا به توان پوشالی خود و وعدههای بیضمانت بینالمللی، خود را در تلهای گرفتار کردهاند که هیچ راهبرد مشخصی برای خروج از آن ندارند.
در چنین شرایطی که ایران دست بالا را در این تقابل دارد، جنگ روانی میتواند ابزاری کارآمد برای بههم ریختن معادلات روحی و روانی طرف مقابل باشد. تصور کنید ساکن تلآویو هستید (البته این تصور به خودی خود انزجارآور است)؛ شهری که اینک صدای آژیرها و انفجارهای پیاپی، نه فقط امید که خواب و خوراک را از ساکنانش سلب کرده است، در اوج ناامیدی از آینده این جنگ، ناگهان پیامکی با این مضمون بر گوشی همراهتان ظاهر میشود:
«کشور را ترک کنید. موشکها در راهند. هیچ پناهگاهی نمیتواند امنیت ایجاد کند.»
برای شهروند صهیونیستی که سالها مغرورانه در باور «امنیت مطلق» و «گنبد آهنین» نفوذناپذیر زندگی کرده است، دریافت چنین هشداری در لحظه سقوط روانی، چیزی جز فروپاشی کامل نخواهد داشت. او که به پدافند افسانهای گنبد آهنین و رادارهای گرانقیمت اسرائیلی ـ آمریکایی دل بسته بود، ناگهان در برابر این حقیقت عریان قرار میگیرد: هیچ سپری در برابر وعده صادق ایران کارساز نیست. این پیام برای او نه یک تهدید ساده، که زنگار مرگ حتمی و پایان رویای صهیونیسم است.
در زیر برخی از تازهترین واکنشهای افراد و شخصیتهای مختلف را نسبت به تجاوز آشکار آمریکا و رژیم صهیونیستی را میخوانید:
یک فعال رسانهای انگلیسی با ضبط این ویدئو تحلیل متفاوتی از آنچه سران فاسد اسرائیل و آمریکا از اسلام ارایه دادهاند، بیان میکند: من از اسرائیل تشکر میکنم، چون چهره واقعی غرب امپریالیستی را آشکار کرد. حالا فهمیدهایم که اسلام دشمن ما نیست، مسلمانان از مهربانترین و شریفترین مردماند و اسلام قربانی تبلیغات و بدنام سازی شده است.
یک فعال سیاسی و رسانهای چینی با بررسی الگوی شلیک موشکها و پهپادهای ایران نکات جالبی را گفته است. او این الگو را برای دشمن ایران وحشتناک توصیف کرده و گفته است که هنوز بدترین روز دشمنان ایران در راه است!
اکونومیست مینویسد: ترامپ باید سریعاً دست از جنگ بردارد. جنگ نامعقول او با ایران میتواند به هرج و مرجی واقعی تبدیل شود.
یا کاکر کارلسون، مجری مطرح آمریکایی، در برنامه پربیننده تلویزیونیاش میگوید: شما نمیتوانید جنگی را راه بیندازید مگر اینکه در عمیقترین لایههای وجودیتان باور داشته باشید که از مردمی که با آنها میجنگید، برترید. اگر صبح از خواب بیدار شوید و در کشوری زندگی کنید که فکر میکند کشتن نه صرفاً افسران نظامی طرف مقابل، بلکه کشتن دخترانشان (اشاره به مدرسه میناب) کار درستی است، آن کشور ارزش ندارد برایش بجنگید.
ایرج طهماسب به یاد دختران میناب نوشت:
بچههای کوچک میناب
زنگ تفریح
در حیاط آسمان
بازی کردند