در گفتگو با دبیر انجمن تاریخ شفاهی مطرح شد؛
تاریخ شفاهی در مسیر نهادینه شدن/ دانشگاههای تاریخ اصفهان و خوارزمی روی این رشته حساب ویژهای بازکردهاند
تاریخ شفاهی حوزهای پرطرفدار، آسیب دیده و پررونق در ایران است. به گفته کارشناسان و فعالان این حوزه، بیش از هر کشوری چاپ مصاحبهها و کتابهای مرتبط با تاریخ شفاهی داریم. در صورتی که میتوان از اطلاعات و مستندات در تولید مستند سینمایی، پادکست، محتوای ویدئویی برای شبکههای اجتماعی و مواردی از این قبیل نیز استفاده کرد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، تاریخ شفاهی حوزهای پرطرفدار، آسیب دیده و پررونق در ایران است. به گفته کارشناسان و فعالان این حوزه، بیش از هر کشوری چاپ مصاحبهها و کتابهای مرتبط با تاریخ شفاهی داریم. در صورتی که میتوان از اطلاعات و مستندات در تولید مستند سینمایی، پادکست، محتوای ویدئویی برای شبکههای اجتماعی و مواردی از این قبیل نیز استفاده کرد.
مهمترین تفاوت و امتیاز تاریخ شفاهی نسبت به خاطرهنگاری این است که تاریخ شفاهی مورد راستی آزمایی قرار میگیرد. نکتهای که باید به آن توجه شود این است که آثار این حوزه پس از تولید و انتشار نیز باید مورد راستی آزمایی قرار بگیرند اما هیچ نهاد و موسسهای در این زمینه پیش قدم نمیشود. تاریخ شفاهی نه فقط در ایران که در تمام دنیا طرفداران بسیاری دارد.
علی ططری، دبیر انجمن تاریخ شفاهی ایران به خبرنگار ایلنا گفت: تاریخ شفاهی شیوهای است برای تولید سند، اما متعاقب آن با خاطرهنگاری و خاطرات تمایزاتی دارد. نزدیکترین روش پژوهشی خاطره نگاری است. در تاریخ شفاهی، محقق موضوعی را انتخاب کرده و از افراد متبحر و دارای آگاهی در آن حوزه مصاحبه میگیرد.
او افزود: مثلا زمانی که تاریخ شفاهی یک واقعه تاریخی یا صنعتی مانند صنعت نفت ثبت و مورد بررسی قرار میگیرد؛ از مجموعه افراد آن حوزه مانند اعضای هیات مدیره، متخصص، دانشجو، استاد، تکنسین سوال پرسیده شده و اسناد و مدارک مرتبط با آن مورد بررسی و ثبت قرار میگیرند.
تفاوتهای تاریخ شفاهی با خاطرهنگاری
ططری گفت: زمانی که خاطرات یک فرد نگاشته میشود، تنها فردی که روایات را بازگو میکند خود فرد است، محور همه چیز فرد بوده و هیچ شخص دیگری درآنباره صحبت نمیکند. اما در تاریخ شفاهی موضوع یک رویداد است. البته ممکن است سوژه یک فرد نیز باشد اما افراد مختلف رخدادهایی که آن فرد در آنها نقش داشته را بازگو کرده و اطلاعات خود را در تحقیق منعکس میکنند.
او افزود: در خاطرهنگاری، روایت بر تجربه و یادآوریهای فردی استوار است، در حالی که در تاریخ شفاهی از روشهای مشخصی برای راستیآزمایی استفاده میشود. در روایتهای شفاهی میتوان به اسناد مراجعه کرد یا گفتهها را با شهادت افرادی که در رویداد حضور داشتهاند سنجید، اما در خاطرات شخصی چنین امکانی بهندرت وجود دارد.
ططری گفت: خاطرهنگاری ذاتا خودمحور است و اغلب مرجع بیرونی معتبری وجود ندارد که بتواند قرینهای برای گفتهها فراهم کند یا صحت روایت را تایید کند. به همین دلیل، ابزارها و امکانات ما برای راستیآزمایی خاطرات فردی محدود است و اتکا به این نوع روایتها همواره با دشواریها و ابهامهایی همراه میشود.
او افزود: یکی از افتهای جدی در خاطرهنگاری این است که روایت افراد مهم بهتدریج دستخوش تغییر میشود؛ خاطرات به سمت قهرمانسازی و داستانپردازی میروند و فاصلهشان با واقعیت بیشتر میشود. این روند باعث میشود روایت شخصی آرامآرام از گزارش یک تجربه زیسته خارج و به بازسازی ذهنی و اسطورهای نزدیک شود.
راستیآزمایی در تاریخ شفاهی
دبیر انجمن تاریخ شفاهی ایران گفت: در تاریخ شفاهی تلاش شده تا تا حدی با این مشکل مقابله شود، هرچند مرجع واحد و قطعی هم در این حوزه وجود ندارد. انجمن تاریخ شفاهی با برگزاری نشستهای تخصصی، همایشها و کارگاههای آموزشی سعی کرده چارچوبهایی برای این کار ایجاد کند؛ برخی از این همایشها به موضوعات مشخصی مانند آموزش در تاریخ شفاهی اختصاص داشتهاند. برای نمونه، هفتمین همایش به مساله «تدوین در تاریخ شفاهی» پرداخت و این پرسش را مطرح کرد که اساسا تدوین از چه مرحلهای آغاز میشود.
او افزود: راستیازمایی در تاریخ شفاهی عمدتا بر اسناد متکی است؛ از مکاتبات اداری و اسناد روزمره گرفته تا عکسها و نشریات. پژوهشگر برای بررسی یک واقعه یا حادثه ناگزیر است به آرشیو روزنامهها مراجعه کند؛ آرشیو روزنامه اطلاعات در کتابخانه ملی و برخی کتابخانههای مرکزی در دسترس است، اما دسترسی به آرشیو بسیاری از روزنامههای دیگر دشوار یا ناممکن است. در حالی که در یک بازه تاریخی ممکن است دهها روزنامه منتشر شده باشد، امکان مراجعه به همه آنها وجود ندارد.
ططری گفت: در کنار اسناد مکتوب، گفتوگو با افراد دیگری که در رویداد حضور داشتهاند اهمیت زیادی دارد. با این حال، حدود یکسوم اعتبار نهایی روایت به مهارت، دانش و توانایی مصاحبهکننده بستگی دارد؛ عاملی تعیینکننده که میتواند کیفیت و دقت تاریخ شفاهی را ارتقا دهد یا تضعیف کند.
او افزود: یکی از معیارهای تعیینکننده در تاریخ شفاهی، میزان پژوهشی است که پیش از ورود به پروژه انجام میشود؛ اینکه پژوهشگر تا چه حد تحقیق کرده، چه میزان سواد، آگاهی و تسلط بر موضوع دارد و چقدر با زمینه تاریخی و مفهومی آن آشناست. هرچه این تسلط علمی، همراه با استعداد و علاقه واقعی به موضوع بیشتر باشد، خروجی کار به یک اثر علمی معتبر نزدیکتر میشود.
ضرورت اعتبارسنجی آثار تولیدشده در حوزه تاریخ شفاهی
ططری گفت: اگر قرار باشد کتابی در حوزه تاریخ شفاهی داوری و اعتبارسنجی شود، در گام نخست نام نویسنده و اعتبار انتشارات اهمیت دارد. در مرحله بعد باید دید مصاحبهشونده تا چه اندازه فردی تاثیرگذار بوده و چه میزان از اطلاعات کلیدی در اختیار داشته است.
این پژوهشگر تاریخ شفاهی در ادامه بیان کرد: در تاریخ شفاهی سازمانی، اهمیت الزاما به جایگاه رسمی افراد محدود نمیشود؛ اینکه فرد وزیر بوده یا در مقام مدیریتی بالایی قرار داشته، به خودی خود تعیینکننده نیست. آنچه اهمیت دارد میزان دسترسی او به اطلاعات، نزدیکیاش به رخدادها و سطح آگاهیاش از فرآیندهای درونی و تصمیمگیریهاست.
او افزود: در نهایت، یکی از ویژگیهای اساسی تاریخ شفاهی تمرکز بر اطلاعاتی است که در منابع دیگر ثبت نشده یا کمتر به آنها پرداخته شده است؛ دادههایی که میتوانند لایههای پنهان وقایع را روشن کنند و ارزش افزوده واقعی این حوزه را شکل دهند.
ططری گفت: در مراحل بعدی، همهچیز به میزان تسلط پژوهشگر بر موضوع بستگی دارد. هرچه تخصص، مطالعه و آگاهی او بیشتر باشد، امکان تحلیل دقیقتر و معتبرتر فراهم میشود. با این حال، در عمل بسیاری از آثاری که با عنوان تاریخ شفاهی تولید میشوند، فاقد ویژگیهای اصلی این حوزهاند و صرفا برچسب تاریخ شفاهی را یدک میکشند.
او افزود: در این میان، به علاقهمندان توصیه میشود با دقت بیشتری به سراغ منابع بروند و هر کتابی را مستند و قابل اتکا ندانند. بخش قابل توجهی از آثار منتشرشده سفارشی هستند و متاسفانه از معیارهای لازم برخوردار نیستند؛ در بسیاری از این پروژهها مصاحبهکنندگان حرفهای نیستند و همین مساله به تضعیف اعتبار کار منجر میشود.
ططری گفت: تاریخ شفاهی محدود به گروه یا افراد خاصی نیست، اما نیازمند آموزش تخصصی است. انجمن تاریخ شفاهی و اعضای آن بر آموزش تاکید دارند و تلاش میکنند با انتقال تجربه و دانش، از بروز مشکلات در مراحل بعدی جلوگیری کنند.
او افزود: یکی از افتهای جدی این حوزه ورود افراد غیرمتخصص در سازمانهایی است که اساسا رسالت تاریخ شفاهی ندارند. در نتیجه، آثاری تولید و منتشر میشود که ویژگیهای اولیه تاریخ شفاهی را ندارد، اما در قالب و بستهبندی تاریخ شفاهی عرضه میشود.
روشی علمی برای تولید اسناد تاریخی
ططری تاکید کرد: پذیرفتن تاریخ شفاهی بهعنوان یک روش علمی برای تولید سند، مستلزم بهکارگیری افراد متخصص در این حوزه است. زمانی که این اصل پذیرفته شود و افراد آگاه و آموزشدیده مسئولیت کار را برعهده بگیرند، بخش زیادی از مشکلات موجود برطرف خواهد شد.
او افزود: سوژهیابی در تاریخ شفاهی از مهمترین مراحل کار است؛ از انتخاب سوژه و افراد گرفته تا شیوه پیادهسازی و روش مصاحبه. با این حال، بسیاری از مراکز تولیدکننده همچنان چاپ را اصل میدانند، در حالی که تاریخ شفاهی الزاما متعهد به انتشار مکتوب نیست و لزوما نباید به شکل کتاب منتشر شود.
روایتها صرفا به نوشتن محدود نمیشوند
ططری با اشاره به اینکه در تاریخ شفاهی، مشاهده زبان بدن، دیدن نسخه تصویری مصاحبه یا دستکم شنیدن فایل صوتی اهمیت بالایی دارد، بیان کرد: ثبت روایتها الزاما به نوشتن محدود نمیشود و اولویت با ضبط صوتی و تصویری است. در ایران، در مقایسه با بسیاری از کشورها، حجم بالایی از مصاحبههای تاریخ شفاهی به شکل مکتوب منتشر شده، در حالی که منطق این حوزه بر ثبت اولیه صوت و تصویر استوار است. اگر این فرآیند توسط متخصص انجام شود، ویژگیهای لازم رعایت میشود و میتوان از بسیاری از افتها و ضعفها پیشگیری کرد.
او افزود: مشکل زمانی جدیتر میشود که سازمانهایی که توان یا تخصص انجام پروژه تاریخ شفاهی را ندارند، صرفا برای رفع تکلیف وارد این حوزه میشوند. در چنین شرایطی، یک سوژه به شکلی نادرست مصرف میشود و عملا از بین میرود؛ چرا که بعدها دیگران سراغ آن نمیروند، چون تصور میشود کار انجام شده است. این تنها یکی از آفتهای متعدد تاریخ شفاهی است.
مشکلات مالی فعالان این حوزه
ططری با اشاره به مشکلات مالی پژوهشگران این حوزه بیان کرد: در حوزه فرهنگی، طی چند دهه گذشته و بهویژه در دو دهه اخیر، تحریمها، مسائل سیاسی، جنگها و بحرانهای پیدرپی، کشور را در تنگنا قرار داده و فرهنگ یکی از بخشهایی بوده که بیشترین آسیب را دیده است. مراکز فرهنگی بهشدت تضعیف شدهاند و قشر فرهنگی مستقلی که متکی به توان خود بودند، بیش از دیگران آسیب دیدهاند. وابستگی به نهادهای دولتی و نیمهدولتی افزایش یافته، درآمدها کاهش پیدا کرده و تاریخ شفاهی نیز از این روند ضربه جدی خورده است.
او افزود: همزمان، همهگیری کرونا اگرچه تهدیدهای زیادی داشت، اما در بخشی از تاریخ شفاهی میتوانست به فرصتی تبدیل شود؛ فرصتی که بهدرستی از آن استفاده نشد. تغییر رویکردها و دگرگونی ذائقه مخاطبان، بهویژه در حوزه کتابخوانی، پیش از آن آغاز شده بود؛ خواندن کتاب کاغذی کاهش یافت و شبکههای اجتماعی نقش پررنگتری پیدا کردند. در حالی که این فضا برای تاریخ شفاهی یک فرصت جدی به شمار میرفت، استفاده موثری از آن صورت نگرفت.
شبکههای اجتماعی فرصت است نه تهدید
ططری با اشاره به اینکه شبکههای اجتماعی برای تاریخ شفاهی یک فرصت بود و نه تهدید، بیان کرد: بستر موبایل، اپلیکیشنها و شبکههای اجتماعی، بهویژه با توجه به جامعه جوان، ظرفیت مناسبی برای انتشار محتوای صوتی و تصویری تاریخ شفاهی فراهم میکند. تاریخ شفاهی بهراحتی میتواند خوراک این فضاها را تولید کند، اما عملکرد موفقی در این زمینه نداشتهایم. یکی از دلایل اصلی این ناکامی، ضعف و کمبود منابع و زیرساختهاست؛ عاملی که مانع شکلگیری آثار جدی و ماندگار شده است.
او با اشاره به این امر که تاریخ شفاهی بهطور طبیعی خوراک مناسبی برای مستندسازی فراهم میکند و خود میتواند بهعنوان یک حوزه مستقل با شیوه تولید مشخص در قالب سند مطرح باشد، تاکید کرد: در عین حال، از دل این اسناد میتوان محصولات متنوع دیگری نیز تولید کرد؛ از ساخت فیلمهای کوتاه و محتوای ویژه برای شبکههای اجتماعی گرفته تا تولید مستند برای رادیو و تلویزیون. با این حال، این رویکرد بهعنوان یک سیاست منسجم و نهادینهشده شکل نگرفته و همچنان ناقص و پراکنده باقی مانده است، در حالی که این محصولات یکی از مهمترین ابزارهای اشاعه تاریخ شفاهی به شمار میروند.
ططری گفت: اگر یک مرکز پژوهشی تاریخ شفاهی بخواهد بهدرستی عمل کند، باید سازوکاری مشخص برای استفاده پژوهشگران از دادهها و ابزارها طراحی کند؛ سازوکاری که ماهیت آن با دیگر حوزههای سندی متفاوت است. تولید و نگهداری اسناد تاریخ شفاهی، بهویژه در قالبهای صوتی و تصویری، نیازمند زیرساختهای فنی، سیستمهای پیشرفته، نظم آرشیوی و خدمات تخصصی است. با این حال، خدمات آرشیوی مرتبط با تاریخ شفاهی در بسیاری از مراکز محدود است و برنامههای مستند در آرشیوها جایگاه پررنگی ندارند.
او افزود: در سالهای اخیر، بهویژه با ورود هوش مصنوعی، امکانات تازهای برای این حوزه فراهم شده است. پلتفرمهای جدید، اشاعه و دسترسی به محتوای تاریخ شفاهی را سادهتر کردهاند. هرچند در ابتدا نسبت به استفاده از هوش مصنوعی در پروژههای دانشجویی و پژوهشی تردیدهایی وجود داشت، اما امروز روشن شده که در بسیاری از حوزهها، بهویژه تاریخ شفاهی، این فناوری میتواند بسیار کارآمد باشد؛ از جمله در طراحی پرسشهای مصاحبه و ساماندهی پژوهشها. البته کارایی این ابزارها تا حد زیادی به نحوه هدایت و استفاده پژوهشگر بستگی دارد؛ هوش مصنوعی خطا دارد، اما مدیریت درست میتواند خطاها را کاهش دهد.
هوش مصنوعی، ابزاری برای محققان
ططری با اشاره به اینکه هوش مصنوعی و فناوریهای نوین باید بهعنوان ابزار در اختیار پژوهشگران قرار بگیرند، نه جایگزین آنها، تاکید کرد: تطبیق با این فناوریها نباید به تنبلی یا کاهش تلاش پژوهشگر منجر شود. نقش اصلی همچنان برعهده هوش انسانی است؛ هوشی که باید دادهها را بهروز کند، با آخرین دستاوردهای علمی و تحولات جهانی هماهنگ شود و استانداردهای بینالمللی را در نظر بگیرد. در آینده، حتی تولید روزمره و ساده محتوا مانند ساخت کلیپ نیز بیش از پیش متحول خواهد شد. اگر این ابزارها آگاهانه به کار گرفته شوند، میتوانند به گسترش عدالت فناوری کمک کنند؛ فناوریای که پیشتر در انحصار کشورهای خاص بود، اما امروز امکان دسترسی گستردهتری پیدا کرده است.
او تاکید کرد: امروز هوش مصنوعی میتواند به تحقق نوعی عدالت اطلاعاتی کمک کند و این امکان را فراهم آورد که کشورهای کمترتوسعهیافته نیز به دادهها و پیشرفتهای علمی دسترسی داشته باشند. با این حال، آنچه در عمل رخ داده بیشتر رشد کمی بوده تا کیفی؛ تولیدات فراواناند، اما آثار فاخر اندک. در برخی سالها از انتشار چند هزار عنوان کتاب سخن گفته میشود، اما شمار آثار شاخص و ماندگار، به تعداد انگشتان دست هم نمیرسد.
ططری با تاکید بر لزوم استانداردسازی تاریخ شفاهی، بیان کرد: در حوزه تاریخ شفاهی، تلاشهایی برای حرکت به سمت استانداردسازی و علمیکردن این بستر در جریان است. در برخی رشتهها، تاریخ شفاهی بهتدریج نهادینه میشود؛ برای مثال در دانشگاه تاریخ اصفهان یا دانشگاه خوارزمی تهران این حوزه جایگاه تازهای پیدا کرده است. از سوی دیگر، وضعیت مخاطبان نشان میدهد که علاقه به کتابهای تاریخ شفاهی نهتنها کمتر از گذشته نشده، بلکه افزایش یافته است. بسیاری از کتابهای تاریخ شفاهی منتشرشده پس از سال ۱۳۸۵، بارها تجدید چاپ شدهاند؛ گاه تا دهها نوبت. این نشان میدهد جامعه مخاطب ایرانی کار خوب را تشخیص میدهد و از آن استقبال میکند.
او افزود: با این حال، بخش قابل توجهی از آثار سفارشی که با استقبال مقطعی منتشر میشوند، از اعتبار علمی لازم برخوردار نیستند. برخی سازمانها در این حوزه رویکردی تبلیغاتی در پیش میگیرند و پروژههای تاریخ شفاهی را از یک مرحله به بعد به سمت تولید غیرعلمی سوق میدهند. مواردی وجود دارد که موسسهای چند پرسش مکتوب ارسال کرده، پاسخها را دریافت کرده و همان را با عنوان تاریخ شفاهی منتشر کرده است. بسیاری از کتابهایی که با برچسب تاریخ شفاهی عرضه میشوند، در واقع فاقد ویژگیهای این حوزهاند و تنها عنوان را یدک میکشند.
ططری گفت: از منظر علمی، کار فاخر در تاریخ شفاهی اندک است و آثار دستوری و سفارشی نهتنها پذیرفته نمیشوند، بلکه به اعتبار این حوزه لطمه میزنند. چنین تولیداتی به مخاطب آسیب میزنند و اعتماد عمومی را کاهش میدهند. کار فرهنگی، اثر فوری ندارد و گاه دههها طول میکشد تا پیامدهایش آشکار شود. ممکن است امروز تعداد زیادی کتاب چاپ شود، اما وقتی تولیدات غیرعلمی و سفارشی بر بازار غلبه کند، اثرگذاری بهتدریج کاهش مییابد و حتی ممکن است ناگهان متوقف شود.
او افزود: خاطرات و تاریخ شفاهی، در ایران و جهان، از پرمخاطبترین گونههای کتاب به شمار میروند. مردم به این آثار علاقه دارند چون بهروزند و تجربه زیسته افراد یا گروههای موفق را منتقل میکنند و میتوانند الهامبخش باشند. اما زمانی که روایتها به دروغ، اغراق و داستانپردازی تحکمی آلوده میشوند، جذابیت خود را از دست میدهند. مخاطب بهتدریج فاصله میگیرد، چون آنچه میخواند دیگر بازتابی از واقعیت نیست.
ططری تاکید کرد: کسی که برای خرید کتاب هزینه میکند، تنها به دنبال سرگرمی نیست؛ او میخواهد واقعیتهای جامعه، منطق شکستها و دلایل موفقیتها را بفهمد، از تجربه زیسته دیگران بیاموزد و به نوعی شادابی فکری برسد. مواجهه با روایتهای نادرست و غیرواقعی، این انتظار را برآورده نمیکند و نتیجه آن، دلزدگی و کاهش اعتماد است؛ آسیبی که جبران آن در حوزه فرهنگ، بهسادگی ممکن نیست.