خبرگزاری کار ایران

در گفتگو با کاوه میرعباسی تاکید شد:

از هر ۱۰۰ نویسنده، یک نفر آثار پرمخاطبی دارد

از هر ۱۰۰ نویسنده، یک نفر آثار پرمخاطبی دارد

کاوه میرعباسی سال‌هاست که در زمینه تالیف نیز فعالیت دارد. او می‌گوید: اگرچه نشر یک فعالیت اقتصادی است و ناشر به دنبال سودآوری است، اما من همواره تلاش کرده‌ام آثاری را انتخاب کنم که علاوه بر ارزش ادبی و تاریخی، برای مخاطب نیز جذاب باشند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، در حوزه ترجمه؛ از کاوه میرعباسی آثار متعددی منتشر شده که کمدی الهی و آثاری از آلبرکامو، گابریل گارسیا مارکز و بسیاری از نویسندگان اسپانیایی و فرانسوی از آن جمله‌اند. اگر او ادبیات اسپانیا را به مردم کشورمان معرفی نکرده باشد، آن‌ها را به این ادبیات علاقمند کرده است. اما مدتی است که میرعباسی خود را وقف تالیف کرده است. به ویژه پس از موفقیت آثار تالیفی پیشین. 

میرعباسی به ایلنا گفت: اولین رمانم به نام «سین مثل سودابه» را سال‌ها قبل نوشتم اما به دلیل مشکلات مجوز با تاخیر منتشر شد. کتابم را سال ۸۵ نوشتم اما سال ۹۳ چاپ شد و تا این سال موفق به دریافت مجوز نشد. من حدود ۶۵ کتاب ترجمه و ۶ کتاب تالیف کرده‌ام. 

او با اشاره به این‌که چندسالی است خود را از حوزه ترجمه بازنشسته کرده است، بیان کرد: طی چندسال اخیر بر تالیف کتاب روی آوردم. 

میرعباسی درباره تاثیر ترجمه آثار بر تالیف و نگارش داستان، بیان کرد: قطعا ترجمه آثارم بر داستان‌نویسی و شیوه نگارش تاثیرگذار بوده است. به ویژه در سبک آثار تالیفی من بسیار تاثیرگذار بوده است. در ترجمه همواره یکی از ضرورت‌های ترجمه‌ام به این است که علاوه بر مفهوم که باید در ان امانت دار باشیم باید در سبک نویسنده هم امانت‌دار باشیم. 

او افزود: به دلیل همین امانت‌داری نثری که در ترجمه‌های مختلف به کار بردم بسیار متفاوت است و نوع نثر را براساس سبک نویسنده انتخاب کرده‌ام. به همین روی رعایت سبک نگارش نویسنده‌های مختلف در ارتقای نثر من نیز تاثیرگذار بوده است. این حداقل دستاوردی است که ترجمه آثار برای من به همراه داشته است. 

میرعباسی گفت: به جز کمدی الهی و بر استخوان‌های مردگان، تمامی کتاب‌هایی که ترجمه کرده‌ام از زبان مبدا و زبان اصلی نویسنده ترجمه شده‌اند. معمولا کتاب‌ها را از زبان واسطه ترجمه نمی‌کنم و به همین دلیل هم مطمینم که می‌توانم سبک نویسنده را در ترجمه رعایت و به آن وفادار باشم. اما وقتی مترجم کتابی را از زبان واسطه ترجمه می‌کند، نمی‌تواند مطمئن باشد که سبکه نویسنده در ترجمه‌اش رعایت شده است چراکه ممکن است مترجم زبان واسطه به سبک نویسنده وفادار نبوده باشد. 

او افزود: البته در مورد کمدی الهی به دلیل اندک آشنایی که با زبان ایتالیایی دارم، همچنین نزدیکی زبان‌های لاتین، رومانیایی و فرانسوی به این زبان می‌توانستم بررسی کنم که معنا درست ترجمه شده یا خیر و مطمئنم که سبک نویسنده رعایت شده است. در مورد کتاب‌هایی که از زبان لاتین، فرانسه، رومانیایی و اسپانیایی ترجمه کرده‌ام نیز قطعا سبک نویسنده رعایت شده است.

الهام از شاعران کلاسیک

میرعباسی درباره دشواری‌های ترجمه آثاری مانند کمدی الهی و راهکارهای ترجمه این آثار گفت: یکی از عادت‌های من این بود که هرکتابی که ترجمه می‌کردم متون مرتبط به آن‌را مطالعه می‌کردم. مثلا حین در دوسالی که کمدی الهی را ترجمه می‌کردم، شعر کلاسیک فارسی می‌خواندم و شاعری که برایم بسیار الهام بخش بود در ترجمه این اثر، عطار بود.

او افزود: برخی از عبارت‌های ترجمه را از آثار عطار نیشابوری الهام می‌گرفتم. بسیاری از عبارتها و تشبیه‌های شاعرانه را از اشعار کلاسیک فارسی و حتی شاعران معاصر به عاریه گرفتم.

معیار انتخاب آثار

میرعباسی معیار خود در انتخاب آثاری که ترجمه کرده است را اهمیت آثار نامید و گفت: از آغاز حرفه ترجمه، برای خودم یک اصل قرار دادم و آن‌هم این بود که آثار مهم را ترجمه کنم. من دو گروه از آثار ادبی را ارزشمند و مهم می‌دانم؛ یک گروه آثاری هستند که به دلیل ارزش ادبی‌شان و اهمیتی که در ادبیات جهان دارند، مهمند، گروه دیگر به دلیل تاثیرگذاری‌شان حائز اهمیت هستند.

او افزود: چند اثر را به دلیل تاثیرگذار بودن انتخاب کردم، یکی از این آثار «نادیا» آندره برتون است.

میرعباسی در خصوص جایگاه حرفه‌ای نویسندگی بیان کرد: در حال حاضر، نویسندگی در ایران هنوز به عنوان یک شغل شناخته نمی‌شود. او گفت که ما با پدیده «نویسندگان یکشنبه‌ای» (به تعبیر سارتر) روبرو هستیم؛ به این معنا که افراد تنها در زمان‌های بیکاری و فراغت به نوشتن می‌پردازند. تعداد نویسندگانی که صرفاً از راه خلق آثار ادبی امرار معاش می‌کنند و شغل جانبی دیگری ندارند، شاید به ۱۰ نفر هم نرسد. تا زمانی که امکان عرضه آثار ارزنده فارسی در بازار جهانی فراهم نگردد، نویسندگی نمی‌تواند به یک حرفه درآمدزا تبدیل شود.

او در مورد دشواری‌های حرفه ترجمه گفت: این مسیر نیازمند ویژگی‌هایی چون «صبر ایوب، عمر نوح و گنج قارون» است. میرعباسی افزود که برای سال‌ها زندگی‌اش را از طریق کار در دارالترجمه تأمین می‌کرده و زمانی که قصد داشته صرفاً به ترجمه کتاب بپردازد، با استاد عبدالله کوثری مشورت کرده است.

وی اظهار داشت که کوثری در پاسخ به او، این مصرع حافظ را خوانده که: «شود آری آری شود، اما به خون جگر شود»؛ این نشان‌دهنده آن است که تأمین معاش از این راه به استقامت و عشق فراوان نیاز دارد. او همچنین تأکید کرد که مترجم علاوه بر صلاحیت، باید تسلطی کامل بر زبان مبدأ و به‌ویژه زبان فارسی داشته باشد.

هیات علمی جایزه جلال

میرعباسی با اشاره به این امر که جزو هیات علمی انتخاب آثار در جایزه ادبی جلال بوده است، بیان کرد: ما آثار را انتخاب نکردیم، تنها در یک جلسه، هیات داوران را انتخاب کردیم. هرکداممان برای هریک از حوزه‌های این جایزه، افرادی را که به نظر خودمان صلاحیت داشتند معرفی کرده و سپس رای گیری کردیم.

او افزود: افرادی که بیشترین رای را آوردند به عنوان نامزد اصلی انتخاب کرده و چندنفر را نیز به عنوان کاندیدای جایگزینی انتخاب کردیم تا در صورتی که داور اصلی به هردلیلی امکان فعالیت در جایزه جلال را نداشتند، با فرد مذکور جایگزین شوند. اما آثار را ما انتخاب نکردیم.

میرعباسی درباره آثاری که در جایزه ادبی جلال شرکت کردند، بیان کرد: برخی از آثار را من نخواندم. البته من پیشتر داور جایزه یلدا، روزی روزگاری و حتی جایزه صادق هدایت بودم و آثار را به طور کامل می‌خواندم اما به عنوان هیات علمی ما آثار را نخواندیم.

او درباره آثار تالیفی که در بازار کتاب درحال حاضر موجود است، بیان کرد: در مورد آثار ترجمه شده نظری نمی‌توانم بدهم چراکه تعداد آثار ترجمه شده‌ای که مطالعه کرده‌ام بسیار محدودند. به دلیل اینکه به 4 زبان زنده دنیا تسلط کامل دارم، ترجیح می‌دهم کتاب‌ها را به زبان اصلی بخوانم. البته به جز جند مترجم که نثر زیبایی دارند مانند نجف دریابندری  و شاملو و ترجمه‌هایشان را خوانده‌ام. برای اینکه زبان فارسی‌ام را ارتقا دهم آثار دریابندری را می‌خواندم اما شاملو مترجم امینی نبود و سبک نویسنده را رعایت نمی‌کرد.

میرعباسی گفت: شاملو معمولا آثار را به سبک خودش ترجمه می‌کرد و نه به سبک نویسنده اصلی. به جز این افراد ترجمه‌های ارسلان فصیحی را می‌خوانم به دلیل این‌که من زبان ترکی استانبولی بلد نیستم و او هم مترجم بسیار خوبی است.

او افزود: در زمینه تالیف به قول دوست ما آقای شهسواری، از هر 100 نویسنده، 90 نفر هیچ مخاطبی ندارند، 9 نفرشان مخاطب دارند و تنها یک نفر پرمخاطب است. در میان نویسندگان جوان یکی نسیم مرعشی را می‌پسندم که به نظرم نویسنده بسیار خوبی است و دیگری عطیه عطارزاده.

میرعباسی گفت: مجمع‌الوحوش و گوگرد را بسیار دوست داشتم. شیوه کشتن با گیاهان دارویی نیز از آثار خوبش است. دنیای ذهنی خاص خود را دارد و به نظر من نویسنده ارزنده‌ای است.

او با اشاره به اهمیت آموزش تکنیک در داستان‌نویسی اظهار کرد:  هر نوع نویسندگی علاوه بر استعداد، به تکنیک نیاز دارد و این دانش کاملاً یادگرفتنی و قابل‌ انتقال است. او افزود که به دلیل تحصیل در رشته کارگردانی سینما، از قواعد «دراماتورژی» و فیلم‌نامه‌نویسی در نگارش رمان و داستان‌هایش بهره می‌برد.

میرعباسی گفت: این قواعد و ابزارهای تکنیکی در زمان بن‌بست‌های داستانی بسیار سودمند و راهگشا هستند. او همچنین تصریح کرد که مدرسان این حوزه باید بتوانند بدون اعمال سلیقه شخصی، تنها ابزارهای حرفه‌ای را به هنرجویان آموزش دهند.

او در بخش دیگری از سخنانش به موضوع ضرورت بازترجمه پرداخت و گفت: بسیاری از آثار کلاسیک، مانند آثار گارسیا مارکز، پیش از این از زبان‌های واسطه ترجمه شده بودند و دارای اشتباهات فاحشی بودند که بازترجمه آن‌ها را الزامی می‌کرد.

این نویسنده گفت: به عنوان نمونه، رمان «۱۹۸۴» با وجود داشتن ۲۲ ترجمه مختلف در بازار، در نسخه جدید خود با استقبال بی‌نظیری روبرو شد که نشان‌دهنده تشخیص و نیاز مخاطب به کیفیت برتر است.

میرعباسی خاطرنشان کرد: اگرچه نشر یک فعالیت اقتصادی است و ناشر به دنبال سودآوری است، اما من همواره تلاش کرده‌ام آثاری را انتخاب کنم که علاوه بر ارزش ادبی و تاریخی، برای مخاطب نیز جذاب باشند.

او درباره معرفی چهره‌های جدید به ادبیات ایران گفت: هدفم معرفی نویسندگان تأثیرگذاری بوده که با وجود جایگاه جهانی، در ایران ناشناخته مانده‌اند؛ نویسندگانی مانند بنیتو پرس گالدوس که جایگاهی هم‌پایه دیکنز و بالزاک دارد. ترجمه آثاری چون «بی‌راه» یا «قلمرو این عالم» به دلیل نقش کلیدی آن‌ها در شکل‌گیری جریان‌هایی مثل رئالیسم جادویی و تأثیرگذاری بر بزرگان ادبیات جهان بوده است.

میرعباسی در پایان با نگاهی به کارنامه کاری خود گفت: از میان ۶۵ کتابی که ترجمه کرده‌ام، حدود ۴۰ مورد هرگز به چاپ دوم نرسیده‌اند که این نشان‌دهنده واقعیت‌های سخت بازار کتاب است. در کنار ترجمه، به تألیف نیز دلبستگی دارد و رمان کوتاه «سینه‌ریز» که توسط نشر چشمه منتشر شده، اخیراً به چاپ سوم رسیده است.

درک اهمیت تکنیک در کنار استعداد برای یک نویسنده، مانند تفاوت میان داشتن قطعات پیشرفته یک ساعت و دانستن علم ساعت‌سازی است؛ استعداد قطعات گران‌بها را فراهم می‌کند، اما تنها تکنیک است که می‌تواند آن‌ها را به گونه‌ای کنار هم بچیند که زمان را به درستی نشان دهند.

انتهای پیام/
خبرنگار : صبا رضایی
ارسال نظر
پیشنهاد امروز