نورانینژاد در گفتوگو با ایلنا:
یکی از گرفتاریهای کشور، تریبونداران غیرمسئول و غیرپاسخگو هستند/ اصالت را به صلح و زندگی بدهیم، نه جنگ/ نباید به ترکیب برنده دست زد
یک فعال سیاسی اصلاحطلب با تأکید بر ضرورت اولویت دادن به دیپلماسی و منافع ملی در شرایط کنونی کشور، گفت: اگرچه دفاع از کشور در برابر جنگ تحمیلی یک وظیفه ملی است، اما نباید جنگ به هویت تبدیل شود و هزینههای آن بهعنوان فضیلت مورد استقبال قرار گیرد. به گفته وی، تفاوت شجاعت و تهور در این است که شجاعت با عقلانیت و محاسبه همراه است و باید اصالت را به زندگی، صلح و حفظ منافع ملی داد.
حسین نورانینژاد در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، در ارزیابی اظهارات اخیر رئیسجمهور درباره ضرورت خروج از وضعیت نه جنگ و نه صلح و ایجاد شرایطی شفاف و قابل پیشبینی برای برنامهریزی کشور، اظهار کرد: در تقابل جاری با آمریکا و اسرائیل، با سه سناریو مواجهیم که میتوان آنها را به ترتیب اولویت و مطلوبیت اینگونه دستهبندی کرد؛ نخست اینکه نجنگیم و صلح برقرار شود، دوم اینکه بجنگیم تا به صلح برسیم و سوم اینکه آنقدر به جنگ ادامه دهیم تا یک طرف مغلوب شود.
سه رویکرد سیاسی در داخل درباره جنگ؛ از حمایت از حمله خارجی تا تأکید بر دیپلماسی
وی با تاکید بر آغازگر نبودن ایران در جنگ اخیر، افزود: تقریباً توافق کلی وجود دارد که ایران آغازگر جنگ نبوده و در میانه مذاکرات با حمله آمریکا و اسرائیل مواجه شده و ایران در واقع از خودش دفاع کرده است. در این باره اختلاف چندانی در داخل وجود ندارد.
این فعال سیاسی با اشاره به اختلاف دیدگاهها در داخل کشور درباره نحوه مواجهه با جنگ و ضرورت پیشگیری از تکرار آن، تصریح کرد: در این زمینه سه رویکرد قابل شناسایی است. گروه نخست کسانی هستند صدای سیاسی قابل توجهی هم در داخل ندارند و اغلب آنها جمعیت نزدیک به سلطنتطلبان خارج از کشور هستند و اساساً ایران را به تمامی مقصر جنگ میدانند. این افراد اقلیتی هستند که بعضاً از حمله خارجی به ایران هم حمایت میکنند.
نورانینژاد ادامه داد: گروه دوم کسانی هستند که تقابل میان ایران و غرب، بهویژه آمریکا را ذاتی و جنگ اخیر را اجتنابناپذیر میدانند. این گروه در مواجهه با جنگ جاری هم تأکید بیشتری بر جنگدرمانی دارند و معتقدند آنقدر باید بجنگیم تا نه تنها طرف مقابل به توافق تن بدهد که تنبیه شود، دیگر تکبر نورزد، از منطقه خارج شود و درباره مسائلی مثل صنعت هستهای ما اظهارنظری نکند که به آنها ربطی ندارد. طبعا این گروه به تصعیدگرایی و استقبال از تداوم و گسترش جنگ گرایش دارند و تصور میکنند از این طریق میتوانند منافع ملی و بعضا ایدئولوژیک را تأمین کنند.
وی در تشریح رویکرد سوم گفت: گروه سوم هم آمریکا و اسرائیل را مسئول جنگ میدانند و معتقدند آنها آغازگر جنگ بودهاند، در مقام موضع و تحلیل، بر ظالمانه بودن جنگ تحمیلی از سوی آنها تردید ندارند؛ اما در مقام رفتار بر این باورند که اگر سیاست و دیپلماسی درستی، چه در عرصه سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی، به کار گرفته میشد، امکان مدیریت دشمنیها و رخ ندادن جنگ وجود داشت. این نگاه، تفاوت مبنایی در فهم وظایف و مسئولیتهای حکمرانی در قبال منافع ملی با هر دو گروه قبلی دارد که اگرچه آنها تفاوت مبنایی در تحلیل شرایط موجود و تحلیل روایی و اخلاقی از جنگ دارند، اما در مقام تجویز به هم میرسند.
این فعال سیاسی با تأکید بر اینکه رویکرد سوم، حق دفاع مشروع کشور را نادیده نمیگیرد، اظهار کرد: وقتی جنگ به ایران تحمیل میشود، وظیفه داریم از کشور دفاع کنیم؛ اما در مقایسه با گروه دوم، تأکید بیشتری بر ظرفیتهای دیپلماسی و ضرورت یافتن راهی برای پیشگیری از جنگ یا خاتمه آن دارد و تکالیفی بیش از آنچه مستقیما به منافع ملی و منافع حیاتی و ملموس ملت ایران ارتباط دارد را برای حکمرانی قائل نیست.
وی افزود: گروه سوم توجه بیشتری به هزینههایی دارد که جنگ به کشور تحمیل میکند و معتقد است جنگی که اتفاق افتاد، قابل پیشگیری بود. البته قابل پیشگیری دانستن جنگ به معنای مقصر دانستن ایران نیست، به معنای نقد بر مدیریت دشمنیهای دشمنان است.
نورانینژاد با بیان اینکه این رویکرد ناشی از خوشبینی به غرب نیست، تصریح کرد: اتفاقاً یکی از دلایل تأکید این گروه بر ضرورت پیشگیری از جنگ، شناخت درستی است که از خوی خشن و استعماری و امپریالیستی آمریکا و به خصوص نیات شوم اسرائیل در منطقه دارد؛ اما راه مقابله با آن را با آنچه طی شد و در تصعید جنگ و کوبیدن متقابل بر طبل جنگ نمیداند.
برای مدیریت جنگ به محاسبه نیاز داریم، نه تهور / اصالت را باید به صلح و زندگی بدهیم
این فعال سیاسی درباره اینکه از این طیف این سوال مطرح پرسیده میشود که چه رویکرد و راهکار مشخصی برای جلوگیری از جنگ پیشنهاد میکنند، گفت: اساساً چنین پرسشی نوعی مغالطه است؛ چراکه راهکارهای عملی از دل اطلاعات جزئی و دقیقی بیرون میآیند که معمولاً منتشر نمیشوند. صلح از دل مذاکرات و در جریان گفتوگو، شنیدن و تعامل شکل میگیرد. اینگونه نیست که یک نیروی مدنی مخالف جنگ و طرفدار دیپلماسی، بدون دسترسی به اطلاعات دقیق و جزئیات مذاکرات، بتواند راهکار با جزییات ارائه کند. قضاوتهایی هم که شکل میگیرد مبتنی بر رویکردهای اعلامی و اعمالی است.
وی ادامه داد: آنچه میدانیم این است که ما با مجموعهای از منافع حیاتی مواجه هستیم که گاهی لازم است برای حفظ آنها، منافع ملی را اولویتبندی کنیم و حتی در صورت ضرورت درباره برخی مصادیق آن با دیگران گفتوگو کنیم. این به معنای کنار گذاشتن منافع ملی نیست، بلکه به معنای نگاه جامعنگر به منافع ملی و اولویت دادن به حفظ منافع حیاتی کشور است.
نورانینژاد با تأکید بر ضرورت پرهیز از تبدیل جنگ به هویت، خاطرنشان کرد: باید اصالت را به صلح بدهیم، نه جنگ. این رویکرد به تابآوری جامعه هم کمک میکند؛ چراکه جنگ نهتنها مانع توسعه کشور شده، بلکه میتواند ما را به دههها قبل بازگرداند. باید جامعه این دریافت را از حکمرانی داشته باشد که اولویتش صلح و توسعه است، در این صورت برخی رنجها را هم بهتر تحمل میکند، تا زمانی که احساس کند به این رنجها به چشم فضیلتی که باید به استقبال آن رفت نگاه میشود یا هزینههایی است برای برخی باورها که نه تنها مورد اجماع جامعه نیست که اکثریت به آنها تعلق خاطر ندارد.
وی با تفکیک ضرورت روحیه حماسی در دفاع از کشور از نحوه مدیریت جنگ و مواجهه با دشمنان، گفت: برای جنگ به روحیه حماسی و سلحشورانه نیاز داریم، اما برای مدیریت جنگ و مدیریت دشمنان، به محاسبه نیازمندیم. این محاسبه میتواند خالی از شجاعت نباشد، اما نباید دچار تهور شد.
این فعال سیاسی تأکید کرد: میان شجاعت و تهور تفاوت وجود دارد؛ شجاعت عقلانی است و با محاسبه همراه است، اما تهور غیرعقلانی است و محاسبات را کنار میگذارد. در تهور، اصالت با مرگ است، اما در شجاعت، اصالت با زندگی است. بنابراین باید در مواجهه با شرایط فعلی، ضمن حفظ توان دفاعی کشور، اصالت را به زندگی، صلح و حفظ منافع ملی بدهیم.
طرح تغییر دکترین هستهای و خروج از NPT برای کشور هزینهساز است / تریبونداران غیرپاسخگو برای ایران هزینه ایجاد میکنند
نورانینژاد با بیان اینکه شنیده شدن دیدگاههای طرفدار صلح و دیپلماسی در کنار مواضع جنگطلبانه میتواند به جامعه اطمینان خاطر بدهد، اظهار کرد: در شرایطی که معمولاً از بسیاری از تریبونهای رسمی مانند صداوسیما صدای گروه دوم، یعنی صدای جنگطلبی شنیده میشود، شنیدن صدای سوم تا حدودی دلگرمکننده است.
وی افزود: وقتی دائماً صدای تهور شنیده میشود، طبیعتاً در ذهن افرادی که اهل محاسبه هستند و تا حدودی از شرایط اطلاع دارند، این نگرانی ایجاد میشود که تندروها و جنگطلبان تا کجا میخواهند پیش بروند و آیا اساساً محاسبهای در کار هست یا خیر. از این جهت، سخنان رئیسجمهور دلگرمکننده است که نشان میدهد بدون وادادگی، عنصر محاسبه هم در تصمیمگیریها وجود دارد و کشور اسیر تندروها و جنگطلبان نشده است.
این فعال سیاسی در ادامه با اشاره به طرح موضوع خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) از سوی برخی نمایندگان مجلس و همچنین درخواست تغییر دکترین هستهای از تریبونهای نماز جمعه، درباره تأثیر این اظهارات بر بازدارندگی کشور، گفت: افرادی که از تریبونهای رسمی موضوع تغییر دکترین هستهای را مطرح میکنند که تولید بمب هستهای از آن معنا میشود، باید به چند پرسش پاسخ دهند. نخست اینکه آیا حاضرید در همه سیاستها بر اساس نظرسنجیها عمل کنید؟ اگر معتقدید مردم خواهان تغییر دکترین هستهای هستند و این موضوع را به نظرسنجیها ربط میدهید آیا در همه سیاستها اجازه میدهید نظرسنجی صورت بگیرد و به آنها استناد کنید؟
وی ادامه داد: پرسش دوم این است که آیا اجازه میدهید کارشناسان با امنیت و آزادی کامل از طریق صداوسیما، دیدگاههای موافق و مخالف خود را مطرح کنند تا بعد جامعه نظرش را آگاهانه بیان کند؟
نورانینژاد با طرح پرسش دیگری درباره هزینههای طرح موضوع ساخت سلاح هستهای برای کشور، تصریح کرد: اگر آقایان میتوانند بمب بسازند، خب آن را بسازند. ما هزینه بمب اتم را پرداخت کردهایم، بدون اینکه از منافع آن برخوردار شویم. بخشی از این وضعیت ناشی از همین ادبیات تندروانه و هزینهساز و بیدستاورد است؛ گویی برخی که اقدام مؤثری از آنها برنمیآید تنها کاری که بلدند حرفهای تند زدن است. این افراد سیاست را نه بهمثابه تدبیری برای حل مسائل کشور که موضوعی شعاری و هویتی و پرستیژی میدانند و در نتیجه، هزینه بمب اتم را بر کشور تحمیل میکنند، بدون اینکه حتی بتوانند آن را بهعنوان یک دستاورد ارائه کنند.
وی با انتقاد از شعارزدگی در سیاستگذاریها، افزود: ما سالهاست که گرفتار شعارزدگی و تریبونهایی هستیم که منفک از واقعیتهای جهان و جامعه، مرتباً برای کشور هزینه ایجاد میکنند. کشورهایی که بمب اتم ساختهاند، اینقدر درباره آن هیاهو نکردهاند. کشورهایی هستند که شاید در حمایت از فلسطین اقدامات بیشتری از ما انجام میدهند، اما این همه سر و صدا نمیکنند.
این فعال سیاسی ادامه داد: بسیاری از اقدامات در جهان انجام میشود که ما کمتر انجام میدهیم، اما به دلیل هیاهو و جنجالی که پیرامون آنها ایجاد میکنیم، صرفاً هزینه آن برای کشور باقی میماند. یکی از گرفتاریهای کشور، تریبونداران غیرمسئول و غیرپاسخگو هستند.
سیاستمداران مستقل و باتجربه به محض اثرگذاری کنار گذاشته میشوند / نباید ترکیب موفق پزشکیان و قالیباف را کنار میگذاشتیم
نورانینژاد در ادامه، در پاسخ به پرسشی درباره تلاش برخی جریانهای تندرو برای کمرنگ کردن نقش چهرههای میانهرو پس از جنگ ۴۰ روزه، از جمله محمدباقر قالیباف و دولت و همچنین حملات به چهرههایی مانند حسن روحانی و محمدجواد ظریف در تجمعات شبانه، اظهار کرد: متأسفانه این سابقه به کرات هست که به محض اینکه نیرویی مستقل از شعارها، رفتاری عقلانی از خود نشان میدهد، با نوعی طردشدگی مواجه میشود.
وی افزود: مسئله دیگر، نوعی بدبینی نسبت به نیروهایی است که عقبه سیاسی و اجتماعی مستقل دارند. به نظر میرسد ترجیح برخی جریانها، بر کشیدن افراد منفردی است که از خود فکر و ایده یا حزب و جمعهایی برای مشورت ندارند و میپذیرند که صرفاً مجری سیاستهای اعلامی و ابلاغی باشند. همین رویکرد، حکمرانی را از سیاستمداران بزرگ خالی کرده است.
نورانینژاد با اشاره به ظرفیتهای سیاسی کشور خاطرنشان کرد: این وضعیت به این معنا نیست که کشور ما سیاستمداران بزرگی ندارد؛ اتفاقا ایران به دلیل سابقه سیاسی و جنبشها و انقلابها و تکثر و پویایی سیاسی که درد، سیاستورزان و سیاستمداران بزرگی پرورش داده که برخی از آنها همین حالا هم هستند اما در وسط گود نیستند.
وی با بیان اینکه حذف چهرههای سیاسی باتجربه و مستقل، محدود به یک جریان سیاسی خاص نیست، اظهار کرد: متأسفانه اغلب این نیروها حذف میشوند. برای ساختن هر یک از این چهرهها و نیروهای سیاسی، هزینههای زیادی پرداخت شده و تلاشهای فراوانی صورت گرفته است، اما به محض اینکه این افراد به جایگاه و موقعیت قابلتوجهی میرسند، موثر میشوند، بال و پری میگیرند، گویی چهرهای تهدیدآمیز از آنها ترسیم میشود و در نهایت کنار گذاشته میشوند.
این فعال سیاسی ادامه داد: این مسئله صرفاً مربوط به اصلاحطلبان یا منتقدان نیست و در جریان اصولگرا نیز شاهد چنین اتفاقاتی بودهایم. برای مثال، آقای ناطق نوری کجاست؟ یا برخوردی که با علی لاریجانی شد و دو بار رد صلاحیت او چه معنایی داشت؟ حتی احمدی نژادی که نسبت امثال من با نگاه و کارهای او معلوم است، اما بالاخره تجاربی را پشت سر گذاشته و ممکن است نظر مغتنمی داشته باشد.
نورانینژاد با اشاره به تجربه همکاری مسعود پزشکیان و محمدباقر قالیباف در جریان جنگ ۴۰ روزه، خاطرنشان کرد: به نظر من، تجربه همکاری این دو نفر در جنگ ۴۰ روزه، تجربه موفقیتآمیزی بود. آنها توانستند جنگ را بهخوبی مدیریت کنند و کشور را به تفاهمنامه بسیار خوبی برسانند. میگویند نباید به ترکیب برنده دست زد، اما ما به ترکیب برنده دست زدیم. با این حال، همچنان وظیفه داریم از هر فردی که مسئولیت عرصه دیپلماسی کشور را بر عهده دارد، تا زمانی که عاقلانه رفتار میکند، حمایت کنیم.
این فعال سیاسی در پایان ابراز امیدواری کرد که مسعود پزشکیان، محمدباقر قالیباف و دیگر افرادی که به دلیل آشنایی با ظرایف و جزئیات مسائل جنگ و همچنین تجربه مدیریت کشور در یک سال و نیم اخیر، از جنگ ۱۲ روزه تاکنون، درگیر این مسائل بودهاند، دلسرد نشوند، فضا برایشان فراهم بماند و بتوانند وظیفه ملی خود را در این مقطع حساس انجام دهند و بخصوص نقش مهم و کلیدی دولت، کمرنگ نشود.