خبرگزاری کار ایران

٣۵ روشنفکر مطرح جهان با امضای نامه‌ای اعلام کردند:

مخالفت با محاصره ایران

مخالفت با محاصره ایران

جمعی از نویسندگان، هنرمندان، فیلم‌سازان، موسیقی‌دانان، پژوهشگران و چهره‌های فرهنگی از کشورهای مختلف با امضای بیانیه‌ای که “کریم نیکو‌نظر” و “روژین حسینی”، دو روزنامه‌نگار ایرانی تهیه و برای آنها ارسال کرده بودند، ضمن اعلام نگرانی عمیق خود از پیامدهای جنگ و تأثیر فزاینده آن بر زندگی مردم که موجب عدم دسترسی آنها به غذا، دارو، سوخت و دیگر نیازهای اساسی می‌شود، خواستار پایان دادن آمریکا به محاصره دریایی ایران شدند.

این بیانیه که دو روز پیش در روزنامه “لوموند” به چاپ رسید، اکنون در “سازندگی” منتشر می‌شود.

مخالفت با محاصره ایرانبه قلم؛ کریم نیکونظر، روژین حسینی؛ روزنامه‌نگار

آمریکا سال‌هاست با تحریم‌های گسترده، فشار اقتصادی، تهدید نظامی و تلاش برای منزوی‌کردن ایران، می‌کوشد اراده خود را بر مردم این کشور تحمیل کند. اما این سیاست ماه‌هاست از فشار و تهدید فراتر رفته و به جنگ مستقیم و حمله نظامی علیه ایران رسیده است؛ جنگی که ایالات متحده و رژیم صهیونیستی شروع کرده‌اند و مردم ایران بهای سنگین آن را می‌پردازند. شهرها و خانه‌ها هدف حمله قرار می‌گیرند، زیرساخت‌های حیاتی ویران می‌شوند و زندگی میلیون‌ها نفر در معرض خطر قرار می‌گیرد. این جنگ ادامه همان سیاستی است که سال‌ها با تحریم و تهدید دنبال شده است: وادار کردن یک ملت به پذیرش اراده قدرتی خارجی. اما هیچ ملتی را نمی‌توان با بمباران، گرسنگی و ویرانی به تسلیم واداشت؛ مخصوصاً ایرانی‌ها!

این ارزیابی صرفاً برداشت ما نیست؛ مقام‌های ارشد کشور در مواضع رسمی خود بر آغاز نکردن جنگ از سوی ایران و تحمیل ‌شدن درگیری تأکید کرده‌اند. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، در گفت‌وگویی در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل در سوم مهر ۱۴۰۵ گفت: «ما به‌دنبال جنگ نیستیم، اما هرگاه به ما حمله شود، ناچار به دفاع از خود هستیم». او همچنین تأکید کرد که ایران آغازگر جنگ نبوده است. این موضع، بیانگر موضع رسمی دولت ایران درباره آغاز درگیری و حق دفاع از کشور است.

دولت‌های اروپایی هم در برابر این جنگ مسئول‌ هستند. آنها نمی‌توانند از حقوق بشر و ارزش‌های انسانی سخن بگویند اما هنگام حمله به شهرها و زیرساخت‌های یک کشور و کشته شدن غیرنظامیان به سکوت پناه ببرند. سکوت در برابر چنین حملاتی موضعی بی‌طرفانه نیست؛ چشم‌پوشی از رنج مردمی است که جان و زندگی‌شان در معرض نابودی قرار گرفته است. معیارهای حقوق بشر اگر فقط زمانی به کار گرفته شوند که با منافع سیاسی دولت‌ها سازگار باشند دیگر معیارهای جهان‌شمول نیستند.

ما در این جنگ طرف مردم ایران هستیم. حمله به ایران، حمله به زندگی و امنیت میلیون‌ها انسان است. مردم ایران نباید بهای جاه‌طلبی‌های سیاسی و نظامی قدرت‌های خارجی را با جان، خانه و آینده خود بپردازند. ما این جنگ را محکوم می‌کنیم و در کنار مردمی می‌ایستیم که حق دارند در سرزمین خود، بدون بمباران و تهدید خارجی زندگی کنند و درباره آینده‌شان تصمیم بگیرند.

ابعاد انسانی این جنگ را نمی‌توان با واژه‌های کلی و آمارهای خشک پنهان کرد. غیرنظامیان کشته و زخمی شده‌اند، خانه‌ها و مراکز درمانی و آموزشی آسیب دیده‌اند و زیرساخت‌های حیاتی کشور، هدف حمله قرار گرفته‌اند.

براساس آماری که هماهنگ‌کننده مقیم سازمان ملل در ایران از مقام‌های ملی نقل کرده است تا ۷ مهر ۱۴۰۵ بیش از ۳۴۰۰ غیرنظامی کشته و بیش از ۳۳‌ هزار نفر زخمی شده بودند. پشت هر یک از این ارقام، انسانی قرار دارد که زندگی‌اش پایان یافته یا برای همیشه دگرگون شده است؛ خانواده‌ای که عزیزی را از دست داده و کودکانی که دیگر خانه و مدرسه امنی ندارند.

حمله به مدرسه‌ای در میناب و کشته ‌شدن کودکان و کارکنان آن از هولناک‌ترین نمونه‌های این جنگ است. هیأت حقیقت‌یاب سازمان ملل در گزارش ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ اعلام کرد که دلایل متعددی وجود دارد که حملات آمریکا در دو مورد، از جمله حمله به مدرسه میناب، مصداق جنایت جنگی بوده‌ است. کشتار کودکان در مدرسه را نمی‌توان پشت اصطلاحات نظامی یا ادعای ضرورت عملیات پنهان کرد. مسئولیت چنین حملاتی باید بررسی شود و عاملان آن نباید از پاسخگویی مصون بمانند.

مواضع رسمی ایران درباره هدف‌ گرفتن زیرساخت‌های غیرنظامی هم در مکاتبات دیپلماتیک ثبت شده است. امیرسعید ایروانی، سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل در نامه‌ای به دبیرکل و رئیس شورای امنیت، حمله به پل کرج و تأسیسات پتروشیمی ماهشهر را محکوم کرد و هدف‌گیری عامدانه غیرنظامیان و زیرساخت‌های ضروری برای زندگی آنان از جمله سامانه‌های برق، آب و انرژی را نقض حقوق بین‌الملل بشردوستانه و مصداق جنایت جنگی دانست. او در نامه دیگری در تیرماه ۱۴۰۵ حملات مکرر به بنادر، فرودگاه‌ها، تأسیسات حمل‌ونقل و خدمات امداد و واکنش اضطراری را مطرح کرد و خواستار توجه شورای امنیت به پیامدهای انسانی این حملات شد.

جنگ فقط با بمب و موشک پیش نمی‌رود. تحریم‌ها، فشار اقتصادی، محدودیت‌های دریایی و هوایی و اختلال در مسیرهای تجاری و حمل‌ونقل، زندگی مردم را بیش از پیش دشوار می‌کند. وقتی دسترسی به دارو، غذا، سوخت و دیگر نیازهای اولیه مختل می‌شود، فشار جنگ مستقیماً به سفره و زندگی روزمره مردم منتقل می‌شود. نمی‌توان از یک‌سو شهرها را بمباران کرد و از سوی دیگر با محدود کردن راه‌های تأمین نیازهای اساسی، زندگی مردم را دشوارتر کرد. تبدیل نیازهای حیاتی یک ملت به ابزار جنگ و فشار سیاسی، تعرض به حق زندگی و کرامت انسانی آنهاست.

مردم ایران حق دارند در امنیت و صلح زندگی کنند و خودشان درباره آینده کشورشان تصمیم بگیرند. ایران ملک هیچ قدرت خارجی نیست. هیچ دولتی حق ندارد با تهدید، تحریم یا حمله نظامی برای مردم ایران تعیین تکلیف کند. استقلال و حق تعیین سرنوشت ملت‌ها را نمی‌توان به خواست دولت‌های قدرتمند محدود کرد یا با زور از میان برد.

در برابر گسترش جنگ، پاپ لئوی چهاردهم در ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ تهدید علیه تمام مردم ایران را «واقعاً غیرقابل‌قبول» خواند و تأکید کرد که حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی با حقوق بین‌الملل مغایرت دارد. او خواستار توقف خشونت و بازگشت طرف‌ها به میز مذاکره شد. ما وقتی با پاپ تماس گرفتیم همین بیانیه برایمان ارسال شد. دالایی لاما هم در ۱۱ فروردین ۱۴۰۵ از فراخوان صلح پاپ حمایت کرد و یادآور شد که خشونت، خشونت بیشتری به‌بار می‌آورد و راه صلح پایدار از گفت‌وگو، دیپلماسی و احترام متقابل می‌گذرد.

ما با دالایی لاما تماس گرفتیم. او در پاسخی شخصی برایمان نوشت که برای مردم ایران و اوکراین دعا می‌کند. از توجه و همدلی او سپاسگزاریم اما حرف ما روشن است: ما از دعا سیریم و به صلح گرسنه‌ایم؛ صلحی که با حفظ تمامیت ارضی ایران و احترام به حق مردم ایران برای تعیین سرنوشت خود همراه باشد. ایرانی‌ها به پیام‌های همدردی صرف نیاز ندارند؛ به توقف بمباران، پایان تهدیدها و اقدام عملی برای بازگرداندن امنیت به زندگی‌شان نیاز دارند. دعا می‌تواند، تسلی‌بخش باشد اما جای مسئولیت دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی را نمی‌گیرد. اکنون زمان اقدام است، نه فقط ابراز تأسف.

از سه ماه پیش در روزهایی که آمریکا بار دیگر دشمنی‌‌اش را با محاصره دریایی نشان داد، تلاش کردیم فرهیختگان جهان را به حمایت از مردم ایران فرا بخوانیم. فراخوان ما از داخل ایران شروع شد و با همراهی نویسندگان، هنرمندان، فیلم‌سازان و دانشگاهیانی از کشورهای مختلف گسترش یافت. انتشار آن در روزنامه لوموند فرصتی بود تا صدای این جمع به مخاطبان بیشتری برسد. با این‌ حال، در روایت لوموند از این ابتکار، نقش آغازگران ایرانی چنان کمرنگ شد که گویی فراخوان خودش، بی‌آنکه کسی آن را شروع و سازمان‌دهی کرده باشد، ناگهان از آسمان تحریریه فرود آمده است! ظاهراً در بعضی روایت‌های رسانه‌ای، صدای ایرانیان وقتی به رسمیت شناخته می‌شود که نام و نقش آغازگرانش از قاب تصویر بیرون مانده باشد! این هم شکل خاصی از دیده‌ شدن است: صدایت را منتشر می‌کنند اما ترجیح می‌دهند، صاحب صدا را نبینند.

ما این فراخوان را از موضع تماشاگران دور از میدان ننوشته‌ایم. ما در کنار مردم ایران ایستاده‌ایم؛ در دفاع از جان‌شان، خانه‌های‌شان، امنیت‌شان و حق‌شان برای تعیین سرنوشت. جنگی که زندگی مردم را ویران می‌کند باید متوقف شود. حمله به غیرنظامیان، تخریب زیرساخت‌های حیاتی و محروم‌ کردن مردم از نیازهای اساسی نباید عادی‌سازی شود. دولت‌هایی که این جنگ را آغاز کرده‌اند یا به آن یاری می‌رسانند باید در برابر پیامدهای انسانی و حقوقی اقدامات خود پاسخگو باشند.

ایران را نمی‌توان بمباران کرد، محاصره کرد و به تسلیم واداشت. مردم ایران نه ابزار معامله قدرت‌ها هستند و نه قربانیانی بی‌صدا. آنها حق دارند زنده بمانند، در امنیت و صلح زندگی کنند و خودشان درباره آینده کشورشان تصمیم بگیرند. خواسته ما روشن است: پایان حملات و تهدیدها، توقف سیاست‌هایی که زندگی مردم را نشانه گرفته‌اند، پاسخگویی در برابر جنایت‌های جنگی و احترام به استقلال و حق تعیین سرنوشت مردم ایران.

این بیانیه و امضاها می‌خواهد، توجه جهانی را به یک مسؤلیت اخلاقی و انسانی جلب کند. امضاکنندگان بی‌هیچ منتّی، طرف مردم ایران ایستادند. امضاها دارد اضافه می‌شود و امیدواریم این بیانیه، مسؤلیت انسانی نسبت به جنگ را به همه یادآوری کند.

 

 

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز