گروه «خوراکیها» شکاف تورم دهک ها را عمیقتر کرد / دهک دوم بیشترین تورم را احساس میکند + نمودار
افزایش تورم در فروردین ۱۴۰۵ با شدت بیشتری دهکهای پایین را تحت فشار قرار داده و شکاف تورم دهک ها را به بیش از ۶ واحد درصد (دهک دوم و دهک دهم) رسانده است. نقش گروه خوراکیها در تعمیق این شکاف غیرقابل چشمپوشی است.
بررسی تورم دهکهای هزینهای در فروردین ۱۴۰۵ نشان میدهد افزایش قیمتها در اقتصاد ایران بهطور یکسان توزیع نشده و دهکهای پایین جامعه فشار بیشتری را متحمل میشوند. در حالی که تورم سالانه کل کشور به ۵۳.۷ درصد رسیده، دهکهای اول تا سوم با نرخهایی نزدیک به ۵۸ درصد، بیشترین سطح تورم را تجربه کردهاند. در مقابل، دهک دهم بهعنوان پردرآمدترین گروه، تورمی معادل ۵۲ درصد را ثبت کرده است.
این شکاف بیش از ۶ واحد درصدی، بیانگر عمیقتر شدن نابرابری تورمی در کشور است. بررسی ساختار هزینهای خانوارها نشان میدهد سهم بالاتر خوراکیها در سبد مصرفی دهکهای پایین، عامل اصلی این اختلاف است؛ چرا که همین گروه کالایی بالاترین نرخ تورم را نیز به خود اختصاص داده است. در چنین شرایطی، تورم از یک پدیده اقتصادی عمومی به مسالهای توزیعی و معیشتی تبدیل شده که آثار آن بهطور مستقیم بر رفاه خانوارها قابل مشاهده است.

دهکهای پایین در صدر تورم؛ فاصله ۶ واحدی با دهکهای بالا
در فروردین ۱۴۰۵، بیشترین نرخ تورم سالانه به دهکهای پایین تعلق گرفته است. بر اساس دادهها، دهک دوم با ۵۸.۲ درصد بالاترین تورم را ثبت کرده و پس از آن، دهکهای اول و سوم به ترتیب با ۵۷.۵ و ۵۷.۷ درصد قرار دارند. در مقابل، دهک دهم با ۵۲ درصد کمترین میزان تورم را تجربه کرده است.
این اختلاف به معنای شکلگیری یک شکاف تورمی ۶.۲ واحد درصدی میان پایینترین و بالاترین دهک درآمدی است؛ شکافی که نشان میدهد فشار افزایش قیمتها بهطور نامتوازن توزیع شده است. به بیان دیگر، خانوارهای کمدرآمد بیش از سایر گروهها تحت تأثیر تورم قرار گرفتهاند.
مقایسه این ارقام با میانگین کل کشور( یعنی ۵۳.۷ درصد) نیز نشان میدهد تمامی دهکهای پایینتر از میانگین بالاتر قرار دارند، در حالی که دهکهای بالاتر در سطوحی نزدیک یا پایینتر از میانگین قرار گرفتهاند. این الگوی نزولی از دهک اول به دهم، نشاندهنده یک روند پایدار در نابرابری تورمی است.
سهم بالای خوراکیها در سبد فقرا؛ عامل اصلی شکاف تورمی
بررسی ساختار هزینهای دهکها نشان میدهد عامل اصلی شکاف تورمی، تفاوت در سهم خوراکیها در سبد مصرفی خانوارهاست. در فروردین ۱۴۰۵، سهم خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات در دهک اول ۴۲.۴ درصد بوده، در حالی که این سهم برای دهک دهم تنها ۲۱.۶ درصد ثبت شده است.
این در حالی است که تورم سالانه خوراکیها تقریباً برای همه دهکها در محدوده ۷۴ تا ۷۵ درصد قرار دارد. به بیان دیگر، نرخ افزایش قیمت در این گروه برای همه یکسان است، اما تأثیر آن بر دهکهای مختلف متفاوت است.
نتیجه این تفاوت ساختاری آن است که دهکهای پایین، به دلیل وابستگی بیشتر به کالاهای خوراکی، فشار تورمی بیشتری را تجربه میکنند. در مقابل، دهکهای بالاتر که سهم بیشتری از هزینههای خود را به کالاهای غیرخوراکی و خدمات اختصاص میدهند، کمتر از این شوک قیمتی تأثیر میپذیرند.
در واقع، تورم در اقتصاد ایران نه از طریق تفاوت در قیمتها، بلکه از مسیر تفاوت در الگوی مصرف به نابرابری تبدیل شده است؛ موضوعی که نقش کلیدی در افزایش فشار معیشتی بر خانوارهای کمدرآمد دارد.
تورم چگونه نابرابر شد؟ تفاوت در الگوی مصرف دهکها
برای درک دقیق نابرابری تورمی، مقایسه اعداد در دو بخش «خوراکیها» و «غیرخوراکیها» اهمیت کلیدی دارد. در فروردین ۱۴۰۵، تورم سالانه خوراکیها برای تقریباً همه دهکها در محدوده ۷۴ تا ۷۵ درصد قرار دارد؛ بهطور مشخص، دهک دوم ۷۵ درصد، دهک ششم ۷۵.۱ درصد و دهک دهم ۷۴.۹ درصد را ثبت کردهاند. این نزدیکی ارقام نشان میدهد نرخ افزایش قیمت در این بخش تقریباً برای همه یکسان است.
در مقابل، در بخش کالاهای غیرخوراکی و خدمات، وضعیت متفاوت است. تورم این بخش برای دهک اول ۴۲.۹ درصد و برای دهک دهم ۴۴.۴ درصد ثبت شده؛ یعنی در این حوزه، حتی دهکهای بالاتر تورم بیشتری را تجربه کردهاند. با این حال، اثر این تورم بر دهکهای پایین محدودتر است، چرا که سهم این گروه در سبد مصرفی آنها کمتر است.
نکته تعیینکننده، تفاوت در «ضرایب اهمیت» است. سهم خوراکیها در سبد دهک اول ۴۲.۴ درصد و در دهک دهم تنها ۲۱.۶ درصد است؛ یعنی دهکهای پایین تقریباً دو برابر دهکهای بالا در معرض تورم خوراکیها قرار دارند. در مقابل، سهم کالاهای غیرخوراکی و خدمات برای دهک دهم ۷۸.۴ درصد و برای دهک اول ۵۷.۶ درصد است.
برآیند این تفاوتها در شاخص کل نیز قابل مشاهده است. شاخص قیمت برای دهک اول به ۶۰۶ رسیده، در حالی که این عدد برای دهک دهم ۵۵۵ است. همین اختلاف، در نهایت به شکلگیری شکاف تورمی ۶.۲ واحد درصدی در نرخ تورم سالانه منجر شده است.
در مجموع، دادهها نشان میدهد تورم در اقتصاد ایران نه به دلیل تفاوت در نرخ افزایش قیمتها، بلکه به دلیل تفاوت در ساختار مصرف، به پدیدهای نابرابر تبدیل شده است؛ جایی که هرچه سهم خوراکیها بیشتر باشد، فشار تورمی نیز شدیدتر خواهد بود.