چرا ۲۴ ساعت کافی نیست؟ / مشکل شما زمان نیست، تمرکز است!
اگر مدیر هستید، احتمالاً بارها با خودتان گفتهاید: «کاش روزها یک ساعت بیشتر داشت!»
اما حقیقت تلخ این است؛ حتی اگر روز ۳۰ ساعت هم بود، باز هم احساس کمبود زمان میکردید. مشکل، ساعت نیست. مشکل، تمرکز است.
مدیران اغلب زیر آوار جلسات، تصمیمهای فوری و فشار نتایج دفن میشوند. همه چیز «فوری» است، همه چیز «مهم» است و در نهایت، هیچ چیز واقعاً اولویتدار نیست. اینجاست که فرسودگی شروع میشود.
کارشناسان میگویند بعد از یک نقطه، دیگر نمیتوان بهرهوری را بیشتر فشرد. شما همه قطرههای ممکن را از روزتان گرفتهاید. از اینجا به بعد، بازی عوض میشود:نه «کار بیشتر»، بلکه «انتخاب کمتر».
یک مدیرعامل تنها سه هدف برای سالش تعریف کرد: افزایش کاربران، کاهش هزینهها و رشد سود. فقط سه هدف. نتیجه؟ هر پروژهای که بیرون از این دایره بود، حذف شد. هر دعوتی که اثر مستقیم نداشت، رد شد. او یاد گرفت حرفهای «نه» بگوید — و همین، برایش ساعتهای طلایی ساخت.
راز ماجرا در یک جمله است:
اگر همه چیز اولویت است، هیچ چیز اولویت نیست.
راه دوم، حذف بیرحمانه حواسپرتیهاست. مدیران باید علاوه بر فهرست کارها، یک «فهرست کارهای ممنوعه» داشته باشند. جلساتی که صرفاً عادت شدهاند، پروژههایی که فقط چون شروع شدهاند ادامه پیدا میکنند، و کارهایی که حضور شما در آنها ضروری نیست — همه باید زیر تیغ بازبینی بروند.
و مهمتر از همه: تفویض.
اگر کسی میتواند کاری را حتی ۵۰ درصد به خوبی شما انجام دهد، آن را واگذار کنید. چون وقتی شما درگیر کارهای متوسط میشوید، از کارهای حیاتی بازمیمانید.
در نهایت، شما نمیتوانید زمان بیشتری خلق کنید. اما میتوانید شجاعت انتخاب داشته باشید.
مدیر موفق کسی نیست که شلوغتر است؛
کسی است که متمرکزتر است.