چرا نوجوانان به خیابان آمدند؟
نوجوانانی که به اعتراضات میپیوندند، لزوما دنبالهرو هیجان جمعی نیستند؛ بسیاری از آنان با حس عدالتخواهی، تجربه زیسته تبعیض، جستوجوی هویت و میل به اثرگذاری اجتماعی وارد صحنه میشوند و درعینحال از احتمال خطر و خشونت نیز بیخبر نیستند.
علیاصغر سیدآبادی در روزنامه اعتماد نوشت:
ما با پدیدهای روبهرو هستیم که شاید ریشههای آن را باید در اعتراضات ۱۳۹۸ جستوجو کرد؛ دورهای که در میان قربانیان، تعداد دانشآموزان، بهویژه در حاشیه شهرهای بزرگ و شهرهای کمبرخوردار، درخورتوجه گزارش شد، اما اعتراضات ۱۴۰۱ از این نظر یک نقطه عطف بود و حضور نوجوانان، بهویژه دختران، پررنگتر و شمار جانباختگان کودک و نوجوان بهطور چشمگیر افزایش یافت.
اختلاف جدی در آمار قربانیان و بازداشتشدگان نوجوان و دشواری دسترسی به دادههای راستیآزماییشده، خود نشانه ابعاد نگرانکننده مسئله است و این رخداد، بیش از آنکه صرفا یک عدد باشد، نشانه شکست سیاستهای اجتماعی، فرهنگی و آموزشی و شکاف عمیق میان نسل جدید و نهادهای رسمی است.
نوجوانانی که به اعتراضات میپیوندند، لزوما دنبالهرو هیجان جمعی نیستند؛ بسیاری از آنان با حس عدالتخواهی، تجربه زیسته تبعیض، جستوجوی هویت و میل به اثرگذاری اجتماعی وارد صحنه میشوند و درعینحال از احتمال خطر و خشونت نیز بیخبر نیستند.
پاسخ این پدیده را نمیتوان صرفا به ویژگیهای مغزی تقلیل داد؛ عوامل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و تجربه تحقیر، تبعیض و محدودیت نقش تعیینکننده دارند و بیتوجهی به دانش رشد و اکتفا به پاسخهای صرفا سیاسی یا انتظامی، خطایی جدی است.
برخورد صرفا امنیتی نهتنها مسئله را حل نمیکند، بلکه میتواند آن را تشدید کند؛ سرکوب هیجان آن را حذف نمیکند، بلکه متراکم و انفجاری میکند و در بلندمدت اعتماد، پیوند نسلی و سرمایه عاطفی جامعه را فرسایش میدهد؛ مسئله فقط آرامکردن خیابان امروز نیست، بلکه کیفیت رابطه فردای نسل جوان با ساختار قدرت است.