آغاز ثبت روایتهای کارگران، کارفرمایان، اصناف و فعالان اقتصادی از روزهای مقاومت و دفاع
وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، با هدف ثبت و ضبط لایههای انسانی و ناگفته پایداری تولید در جنگ رمضان، فراخوان ملی «راویان سنگر اقتصاد» را منتشر کرد.
به گزارش روابط عمومی موسسه کار و تامین اجتماعی به نقل از مرکز روابط عمومی و امور بینالملل وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، این فراخوان دعوتی است از تمامی کارگران، کارفرمایان، بازنشستگان، اعضای تعاونیها، اصناف، فعالان مشاغل خانگی و خانوادههای ایشان تا دیدهها و شنیدههای خود را از روزهای مقاومت، نه در قالب گزارشهای رسمی، بلکه از نگاه انسانی و شخصی به رشته تحریر درآورند.
جنگ رمضان، تجربه دیگری از دشمنی آمریکا و رژیم صهیونیستی با مردم ایران بود و جامعه کار و تولید هم به طور مستقیم و غیر مستقیم درگیر این جنگ شد. همپای هدف قرار گرفتن مراکز نظامی، کارخانهها، کارگاهها، مراکز تولیدی و تجاری، تعاونیها و مشاغل خرد نیز مورد اصابت قرار گرفتند. آنچه این روزهای سخت را از بحران صرفاً نظامی فراتر برد، پایداری شگفتانگیز تولید در دل آتش بود.
اهمیت این روایتها برای آینده
کارگری که پس از انفجار به خط تولید بازگشت. کارفرمایی که با وجود تخریب بخشی از کارخانه، حقوق کارگران را قطع نکرد. تعاونیهایی که خدمات خود را برای کمک به هموطنان گسترانیدند. بانویی که در مشاغل خانگی، با وجود محدودیتهای گوناگون و حضور در تجمعات، با زبان روزه تولید را ادامه داد. اینها راویان گمنام سنگر اقتصاد هستند؛ کسانی که با دستان خویش ثابت کردند «تولید» نه یک واژه اقتصادی، که سنگر مقاومت و پایداری ملی است.
«کارگری که در روز، ماشینآلات صنعتی را راه میانداخت، شب با همان دستان پینهبسته، آوار را کنار میزد. کارگری که در کارخانه، خط تولید را مدیریت میکرد، در میدان، تیمهای امدادی را سازمان میداد. اینروایتها نه فقط داستان ایثار فردی، که نقشه راهی برای آینده است. آنها به ما میآموزند که پایداری ملی فقط به موشک و سامانه دفاعی نیست؛بخش عظیمی از آن، در همبستگی اجتماعی و ایستادگی مردم ریشهدارد. و کارگران ایران، در این آزمون سخت، ثابت کردند که همچنان ستون فقرات این همبستگی هستند.»
محورهای روایتگری
این فراخوان در محورهای متنوعی طراحی شده تا تمامی ابعاد حضور جامعه کار و تولید در جنگ رمضان را پوشش دهد:
الف) محورهای ویژه کارگران:
«من و خط تولید»: روایت لحظه اصابت، پناهگیری، بازگشت به کار
«همکارانی که نرفتند»: روایت حضور و ایثار همکاران در روزهای بحران
«حقوقم قطع نشد»: تجربه کارفرمایانی که با وجود تعطیلی، حقوق را پرداخت کردند(گرهگشایی کارفرمایی)
«از سنگر کارخانه تا سنگر دفاع»: کارگرانی که هم تولید کردند، هم دوشادوش رزمندگان ایستادند
ب) محورهای ویژه کارفرمایان:
«تصمیم سخت»: روایت لحظه تصمیمگیری برای تداوم یا تعطیلی تولید
«کارخانهام سوخت، اما کارگرانم ماندند»: تجربه بازسازی پس از اصابت
«همکاری با همتایان»: تجربه شبکهسازی با کارفرمایان دیگر برای تأمین نیازها
«مواسات و همدلی مومنانه»: مشارکت در تامین بسته های معیشتی و هزینه های زندگی کارگران
«مسئولیت اجتماعی در آتش»: اقدامات فراتر از وظیفه برای حمایت از کارگران و خانوادهها
ج) محورهای ویژه خانوادههای کارگری:
«پدرم به کارخانه رفت»: روایت فرزندان از نگرانیها و دلواپسیها
«سفره افطار در ایام جنگ»: زندگی روزمره و همبستگی محلهای
«مادرم کارگر بود»: نقش زنان کارگر در پایداری تولید
د) محورهای ویژه اصناف و مشاغل خانگی:
«مغازه من در محلهام ماند»: روایت اصناف از تداوم خدمت
«از خانه تولید کردم»: مشاغل خانگی در شرایط قطع اینترنت و برق
«بازار، سنگر دوم»: نقش اصناف در تأمین مایحتاج مردم در بحران
ه) محورهای ویژه تعاونیها:
«تعاونیهای مسکن در جنگ»: روایت تعاونیهای مسکن کارگری از مشارکت در بازسازی
«تدارک جمعی»: تعاونیهای مصرف و تأمین کالاهای اساسی در بحران
و) محور مشارکت در جنگ و میدان (محور ویژه):
در غروب ۱۰ اسفند ۱۴۰۴، مردم ایران سیاهپوش و عزادار، پیش از هر فراخوان رسمی، عاشقانه در خیابانها جاری شدند. از سر ایمان و عشق، خانوادهها با فرزندانشان آمدند، پیرمردها با عصا آمدند، زنان با نوزادان در آغوش آمدند. آمدند تا با غلبه اجتماعی، کف خیابانها را از آن خود کنند و اجازه ندهند تصاویر و محتوای دشمنشاد کن خلق شود.
از آن زمان تا کنون، کارگران با تخصصهای گوناگون خود، نقشی فراتر از حضور مدنی ایفا کردند. آنها که در کارخانهها و کارگاهها، مهارتهای ساختمانی، برقکشی، شیشهبری، آواربرداری، جوشکاری و... را پیشه و تخصص خود داشتند، حالا با روحیه جهادی در میدان جنگ نیز از همان مهارتها برای خدمت به آسیبدیدگان بمباران استفاده کردند. آنها که موتور و وانت داشتند، به پایگاههای امداد تبدیل شدند. آنها که در آشپزخانهها تجربه داشتند، برای تهیه غذا و لقمه برای سربازان و نظامیان صف آراستند.
این حضور، کمکرسانی معمولی و یکباره نبود؛ تداوم سنگر تولید به میدان دفاع بود. کارگرانی که در روز، خط تولید را گرم نگه میداشتند، شبها به محلات آسیبدیده میرفتند تا با دستان خود، خانههای هموطنان را از زیر آوار بیرون بکشند.
محورهای فرعی این بخش عبارتند از:
«از سنگر کارخانه تا سنگر خیابان» – روایت کارگران در صحنههایاجتماعی
«تخصص من، سنگر من» – روایت کمکهای فنی و تخصصی
«موتور و وانت، پایگاه امداد» – روایت حملونقل و لجستیک مردمی
«سفرهای به وسعت کارخانه» – روایت تهیه و توزیع غذا و لقمه
«کارگری که به میدان رفت» – روایت کارگران داوطلب در مناطق جنگی
«خانواده کارگری، خانواده مقاومت» – روایت حضور خانوادهها درصحنه
«کارفرمایی که کارخانه را تعطیل کرد تا به مردم کمک کند» – روایتکارفرمایان در میدان
«هنرمند کارگر، روایتگر میدان» – روایت کارگران هنرمند