واکنش ایران و ژاپن به بحران زنجیره تامین؛ نیت خوب در برابر عقل اقتصادی!
افزایش چشمگیر قیمت قطعات خودرو به یکی از محورهای ثابت گفتوگوهای مردم تبدیل شده است؛ افزایشی که هم قیمت خودروهای آینده را بالا میبرد و هم سهم بیشتری از سبد معیشتی خانوادهها را میبلعد.
به گزارش ایلنا، همزمان با جهش قیمت قطعات خودرو، بار دیگر مجموعهای از راهحلهای تکراری در فضای عمومی مطرح شده است. راهحلهایی که در ایران اغلب بر خوشبینی دستوری و اتکای پررنگ بر «نیتهای خوب» استوارند و در قالب دستورها، بخشنامهها و توصیههای اخلاقی ظاهر میشوند. در مقابل، اقتصادهای صنعتی مانند ژاپن نیز با همین بحران مواجه شدند، اما رویکردشان بیشتر بر منطق مدیریت ریسک، تنظیم قراردادها و بازآرایی کوتاهمدت روابط تامین بنا شده است. این گزارش، دو مواجهه متفاوت با یک بحران مشترک را بررسی میکند.
«کاسبان جنگ» یا مشتاقان بقا؟
افزایش چشمگیر قیمت قطعات خودرو به یکی از محورهای ثابت گفتوگوهای مردم تبدیل شده است؛ افزایشی که هم قیمت خودروهای آینده را بالا میبرد و هم سهم بیشتری از سبد معیشتی خانوادهها را میبلعد. این جهش قیمتی در بستر جنگی چهلروزه و بیسابقه شکل گرفت، اما برخی رسانهها آن را محصول زیادهخواهی تولیدکنندگان و «ماهیگیری از آب گلآلود» دانستند. آنان با برچسب کلی «کاسبان جنگ»، بخشهای مختلف صنعت و بهویژه قطعهسازی را نشانه گرفتهاند.
در این روایت، همهچیز به طمع تولیدکننده تقلیل پیدا میکند؛ گویی جنگ، اختلال در حملونقل، نااطمینانی در تامین مواد اولیه و آشفتگی زنجیره جهانی تامین، هیچ سهمی در این جهش قیمتی ندارند. اما واقعیت، سرسختتر از آن است که با برچسبزنی حذف شود.
اگر هنوز کسی گمان میکند هشدارهای تولیدکنندگان داخلی صرفا بهانهجویی است، کافی است به آنسوی مرزها نگاه کند؛ به تویوتای ژاپن. مدیرعامل تویوتا هشدار داد که ادامه بحران میتواند صنعت خودروی ژاپن را با کمبود آلومینیوم، نفتا، رزین، لاستیک و مواد رنگ مواجه کند. رئیس Toyoda Gosei با صراحت گفت: «بدون تامین مواد اولیه، تکمیل خودروها ممکن نیست و این بحران را همهجا خواهیم دید.»
معاون اجرایی شرکت Denso اعلام کرد که به دلیل نااطمینانی شدید در زنجیره تامین مواد اولیه، این شرکت ناچار شده حدود ۴۵ میلیارد ین از سود پیشبینیشده خود را کاهش دهد و گفت: «صادقانه بگویم، ما نمیتوانیم چند ماه آینده را پیشبینی کنیم.»
در ژاپن، با آن همه ثبات مالی، لجستیکی و نهادی، همین نشانهها باعث شده شرکتهای بزرگ با احتیاط پیش بروند و به دنبال تضمینهای کوتاهمدت باشند. اما در ایران، درخواستهای مشابه قطعهسازان هنوز برای بسیاری نشانه «زیادهخواهی» و «بازی رسانهای» تلقی میشود.
صنعت را تعطیل کنید، «دارالایتام دایر کنید، درستتر است»!*
یوکیشی، اقتصاددان ژاپنی، زمانی گفت: «فوریترین نیاز ژاپن عقل است نه آموزشهای اخلاقی.» اما در اقتصاد امروز ایران، گویی این رابطه وارونه شده است. در حالی که پیششرطهای تولید دچار اختلال جدی هستند، انتظار میرود بنگاهها بدون ابزار کافی همه مشکلات را حل کنند. گویی تولیدکننده باید با «چوب جادویی» بحران انرژی، جهش هزینهها و پیامدهای جنگ را به تنهایی مدیریت کند.
در چنین شرایطی، توصیههای اخلاقی بهتدریج جای سیاستگذاری اقتصادی را میگیرد؛ مثلا اتاق بازرگانی تهران از شرکتها خواسته است تعدیل نیرو نکنند؛ توصیهای انسانی که البته نمیتواند جایگزین واقعیتهای اقتصادی شود. بنگاهها موجوداتی اخلاقی یا غیراخلاقی نیستند؛ آنها ساختارهایی اقتصادیاند که میزان تابآوریشان به هزینهها، نقدینگی، قراردادها و قواعد حاکم بر فعالیتشان وابسته است. اگر این قواعد اصلاح نشود، توصیه اخلاقی هرچقدر هم خیرخواهانه باشد، نمیتواند مانع تصمیمهای سخت اقتصادی شود.
اهمیت موضوع زمانی روشنتر میشود که بدانیم طبق اعلام دبیر انجمن قطعهسازان خودرو در فروردین ۱۴۰۰، بیش از ۵۵۰ هزار نفر به طور مستقیم در صنعت قطعهسازی کشور فعالیت میکنند. از همینرو، حفظ تولید و اشتغال بهمراتب موثرتر از آن است که ابتدا با نادیده گرفتن بحران، بنگاهها را به سمت تعدیل نیرو سوق دهیم و سپس با بستههای حمایتی کوچک برای جبران پیامدهای آن وارد میدان شویم.
انتخاب مسیر درست چندان پیچیده نیست: یا مانند ژاپن قواعد بازی را عقلانی کنیم و واقعیت را بپذیریم، یا با تکرار راهحلهای آرمانی، صنعت را به فروپاشی بکشانیم.
*دیالوگی از فیلمنامه «حاجی واشنگتن»؛ اثر ماندگار علی حاتمی*