هرمز، تحریم یا جنگ دوباره؛ آینده رویارویی ایران و آمریکا به کدام سمت میرود؟
شش ماه پس از آغاز جنگ آمریکا علیه ایران، نه تهران به تسلیم تن داده و نه واشنگتن به پیروزی نهایی دست یافته است؛ اکنون تنگه هرمز، تشدید تحریمها، انتقال هزینه جنگ به منطقه و احتمال آغاز حملات دوباره، پنج سناریوی اصلی آینده این رویارویی را شکل میدهند.
به گزارش ایلنا، شش ماه پس از آغاز جنگ آمریکا علیه ایران، این رویارویی همچنان بدون نتیجه قطعی ادامه دارد؛ جنگی که اگرچه با حملات گسترده به توان نظامی و مراکز فرماندهی ایران همراه بوده، اما اکنون بخش قابلتوجهی از آن به عرصه تحریمهای اقتصادی، امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز و مذاکرات پراکنده منتقل شده است.
با این حال، گزارش مجله «نیوزویک» نشان میدهد ساختار حاکمیتی ایران همچنان پابرجاست و سپاه پاسداران نیز نفوذ خود را افزایش داده است. تهران همچنین تنگه هرمز را به یکی از مهمترین اهرمهای فشار خود در این رویارویی تبدیل کرده است.
همزمان، آژانس بینالمللی انرژی اتمی همچنان قادر نیست حجم، ترکیب و محل ذخایر اورانیوم غنیشده ایران را بهطور دقیق مشخص کند.
در چنین شرایطی، گزارش نیوزویک با استناد به دیدگاه کارشناسان مسائل ایران، تحریمها، انرژی و راهبرد نظامی، پنج سناریو را برای مسیر احتمالی جنگ در ماههای آینده مطرح کرده است.
۱. توافق از تنگه هرمز آغاز میشود
نخستین سناریو، دستیابی به توافقی محدود درباره کشتیرانی در تنگه هرمز است؛ توافقی که میتواند زمینه را برای آغاز مذاکرات گستردهتر میان تهران و واشنگتن فراهم کند.
وزیران خارجه ایران و عمان این هفته در تهران درباره ایجاد یک مسیر موقت برای عبور کشتیها از تنگه هرمز و همکاری در زمینه مینروبی گفتوگو کردند. هدف از این مذاکرات، دستیابی به سازوکاری پایدار برای تأمین امنیت کشتیرانی در این آبراه است.
آندریاس کریگ، کارشناس امنیت خاورمیانه در کینگز کالج لندن، معتقد است توافق درباره هرمز محتملترین مسیر برای حرکت به سمت مذاکرات گستردهتر است. ایران میتواند چنین توافقی را بهعنوان بهرسمیت شناخته شدن نقش خود در امنیت تنگه معرفی کند و آمریکا نیز مدعی شود آزادی کشتیرانی را بازگردانده و مانع اعمال کنترل یکجانبه تهران شده است.
در این میان، «تفاهمنامه اسلامآباد» که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، و مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، در ماه ژوئن امضا کردند، همچنان روشنترین چارچوب احتمالی برای مذاکرات جدید به شمار میرود؛ هرچند مهلت ۶۰ روزه پیشبینیشده در آن به پایان رسیده و بازگشت به این چارچوب با اختلافات داخلی دو طرف بر سر میزان امتیازات و شروط توافق روبهرو است.
۲. تشدید فشار اقتصادی بر ایران
سناریوی دوم، انتقال محور فشار از میدان نظامی به اقتصاد است. واشنگتن با آغاز عملیات موسوم به «اقتصاد طردشده» به دنبال گسترش تحریمها و محدود کردن دسترسی ایران به کانالهای تأمین مالی و تجارت خارجی است.
اقدامات جدید آمریکا حوزههایی مانند داراییهای دیجیتال، فناوری، طلا، هوانوردی و کشتیرانی را هدف قرار داده است؛ بخشهایی که وزارت خزانهداری آمریکا آنها را از معدود مسیرهای اقتصادی باقیمانده برای تهران میداند.
با این حال، موفقیت این راهبرد به توانایی واشنگتن برای هدف قرار دادن طرفهای خارجی ادامهدهنده تجارت با ایران، بهویژه چین، بستگی دارد.
صادرات نفت خام و میعانات ایران که در سال ۲۰۲۰ تحت فشار تحریمها بهشدت کاهش یافته بود، در سال ۲۰۲۵ به حدود ۱.۵۸ میلیون بشکه در روز رسید و چین حدود ۸۰ درصد از صادرات نفت تحریمشده ایران را خریداری کرده است.
گونزالو سایس اراوسکین، کارشناس تحریمها در مؤسسه سلطنتی خدمات متحد، میگوید گسترش تحریمهای ثانویه دست واشنگتن را برای هدف قرار دادن شرکتها و مؤسسات مالی خارجی بازتر میکند؛ اما آزمون اصلی زمانی خواهد بود که آمریکا بخواهد این ابزارها را علیه مؤسسات بزرگ در کشورهایی مانند چین به کار بگیرد.
۳. انتقال هزینه جنگ به خارج از ایران
در سناریوی سوم، ایران تلاش میکند هزینه فشارهای آمریکا را برای کشورهای منطقه افزایش دهد؛ از جمله با هدف قرار دادن تأسیسات انرژی و زیرساختهای تجاری.
محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، تهدید کرده است که در صورت ادامه فشارها، تأسیسات انرژی بیشتری ممکن است هدف قرار گیرند. وی هشدار داده است تهران مشارکت هر کشوری در جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران را اقدامی خصمانه تلقی خواهد کرد.
۴. آغاز دور تازه عملیات نظامی
سناریوی چهارم، بازگشت آمریکا و رژیم صهیونیستی به عملیات نظامی گسترده در صورت شکست تحریمها و مذاکرات برای وادار کردن تهران به پذیرش امتیازات موردنظر واشنگتن است.
تا زمان اعلام آتشبس اولیه در ۷ آوریل، نیروهای آمریکایی ۱۳ هزار و ۶۲۹ قبضه مهمات استفاده کرده بودند و فرماندهی مرکزی آمریکا نیز اعلام کرده بود بیش از ۱۳ هزار هدف مورد حمله قرار گرفته است.
نیروهای آمریکایی همچنین در چهار هفته نخست بیش از ۸۵۰ موشک تاماهاوک شلیک کردند و مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی برآورد کرده است که در ۳۸ روز نخست بیش از هزار موشک مورد استفاده قرار گرفته است.
با این حال، تکرار عملیاتی در چنین مقیاسی با چالش ذخایر تسلیحاتی آمریکا روبهرو است. این مرکز در ماه ژوئیه برآورد کرد ذخایر موشکهای رهگیر پاتریوت به کمتر از هزار فروند و ذخایر موشکهای تاد به حدود ۲۵۰ فروند کاهش یافته است؛ ضمن اینکه جایگزینی برخی از این مهمات ممکن است سالها زمان ببرد.
۵. جنگی طولانی بدون نتیجه قطعی
پنجمین سناریو که از نظر شماری از کارشناسان محتملتر است، ادامه وضعیت فعلی است؛ یعنی تفاهمهای محدود درباره تنگه هرمز، تشدید تحریمها، توقف یا شکست مذاکرات، واکنشهای ایران و سپس دورهای محدودی از عملیات نظامی، بدون آنکه دو طرف به یک توافق جامع دست پیدا کنند.
در این شرایط، ایران با فشار اقتصادی فزاینده و خسارتهای قابلتوجه به توان نظامی متعارف خود مواجه خواهد بود؛ در مقابل، آمریکا نیز با کاهش ذخایر برخی مهمات و پرسشهایی درباره هدف سیاسی نهایی جنگ روبهرو خواهد شد.
تحلیلهای منتشرشده در نیوزویک نیز احتمال میدهد رویارویی در ماههای آینده در وضعیتی از بنبست باقی بماند و دورههای مقطعی تشدید تنش، جایگزین جنگی مداوم شود.
کریگ معتقد است هر دو طرف با معضل مشابهی مواجه هستند؛ ایران به توافق نیاز دارد، اما تصور میکند همچنان اهرمهای فشاری در اختیار دارد که میتواند برای بهبود شروط توافق از آنها استفاده کند. در مقابل، آمریکا نیز به دنبال پایان دادن به رویارویی است، بدون آنکه توافق نهایی بهعنوان عقبنشینی واشنگتن تعبیر شود.
بر این اساس، به نظر میرسد جنگ در ماههای آینده بیش از گذشته بر اقتصاد، کشتیرانی و امنیت دریایی متمرکز شود و از عملیات نظامی مستمر فاصله بگیرد؛ با این حال، این روند لزوما به معنای نزدیک شدن پایان جنگ نیست و رویارویی تهران و واشنگتن میتواند در حالی وارد نیمه دوم سال نخست خود شود که نه امکان پیروزی قطعی یکی از طرفین وجود دارد و نه خطر بازگشت موج تازهای از تنش و درگیری از میان رفته است.