الجزیره بررسی کرد؛ چرا نام احمدینژاد در پرونده ادعایی موساد مطرح شد؟
پایگاه خبری الجزیره در گزارشی به بررسی ادعاهای اخیر رسانههای غربی درباره ارتباط احمدینژاد با موساد پرداخته و با اشاره به نبود هرگونه سند علنی، این پرونده را بیش از آنکه یک پرونده اطلاعاتی بداند، بخشی از جنگ روانی و رقابتهای سیاسی پیرامون رئیسجمهور اسبق ایران ارزیابی کرده است.
به گزارش ایلنا، الجزیره در گزارشی با مرور ادعاهای اخیر رسانههای غربی درباره ارتباط محمود احمدینژاد با موساد، تلاش کرده به این پرسش پاسخ دهد که چرا نام رئیسجمهور اسبق ایران در چنین سناریویی مطرح شده است.
این گزارش یادآور میشود ماجرا از گزارشی در روزنامه عبری «هاآرتص» آغاز شد که مدعی بود موساد در مقطعی تلاش کرده احمدینژاد را برای ایفای نقشی در آینده سیاسی ایران جذب کند؛ ادعایی که بعدها «نیویورکتایمز» نیز با طرح موضوع حصر خانگی احمدینژاد به آن دامن زد. دفتر احمدینژاد اما این ادعاها را بهطور کامل رد و آنها را بخشی از یک «جنگ روانی» توصیف کرد.
الجزیره تأکید میکند تاکنون هیچ سند مستقلی برای اثبات این ادعاها منتشر نشده و روایت رسانههای غربی نیز صرفا از «تلاش ادعایی برای برقراری ارتباط» سخن میگوید، نه همکاری اطلاعاتی یا جاسوسی اثباتشده.
این گزارش در ادامه به جایگاه سیاسی احمدینژاد میپردازد و مینویسد او پس از دو دوره ریاستجمهوری، بهتدریج با بخشی از ساختار قدرت دچار اختلاف شد و در سالهای اخیر نیز چندین بار از حضور در انتخابات بازماند. به اعتقاد الجزیره، همین موقعیت ویژه باعث شده نام او بیش از دیگر چهرههای سیاسی در معرض شایعات، روایتهای اطلاعاتی و عملیات روانی قرار گیرد.
به نوشته الجزیره، از نگاه اسرائیل، اگر چنین تلاشی اساسا وجود داشته باشد، انتخاب احمدینژاد نه به دلیل همسویی فکری، بلکه به سبب شناخت او از ساختار حکومت، سابقه حضور در عالیترین سطوح اجرایی و شناختهشده بودن نامش در داخل ایران قابل توجیه است.
این گزارش همچنین به نقل از برخی تحلیلگران ایرانی مینویسد بزرگنمایی اختلافات داخلی میتواند بخشی از جنگ روانی علیه ایران باشد؛ زیرا طرح چنین ادعاهایی، ضمن ایجاد تردید در افکار عمومی، میتواند به اعتبار سیاسی احمدینژاد نیز آسیب بزند.
الجزیره در جمعبندی گزارش خود تأکید میکند آنچه تاکنون منتشر شده، بر پایه گزارشهای رسانهای و منابع ناشناس است و هیچ مدرک علنی برای اثبات ارتباط احمدینژاد با موساد یا حتی قرار گرفتن او در حصر خانگی ارائه نشده است. از این رو، بیش از آنکه بتوان از یک پرونده اثباتشده اطلاعاتی سخن گفت، این ماجرا را باید در چارچوب رقابتهای سیاسی، عملیات روانی و جنگ روایتها ارزیابی کرد.