مکی در گفتوگو با ایلنا:
اجلاس ناتو در ترکیه، یک محفل اختلافی بود/اروپا نگران هرگونه خلأ امنیت جمعی است
کارشناس مسائل اروپا گفت: تا زمانی که کشورهای اروپایی همچنان به حفظ چتر امنیتی آمریکا و ناتو نیاز داشته باشند، نباید انتظار پایان حیات این پیمان را داشت.
مرتضی مکی، کارشناس مسائل اروپا در تشریح و ارزیابی اجلاس سران ناتو در ترکیه در گفتوگو با ایلنا اظهار کرد: اجلاس سران ناتو در آنکارا بیش از آنکه نمایش وحدت و همگرایی میان کشورهای عضو ناتو، بهعنوان یکی از مهمترین پیمانهای امنیت جمعی جهان، باشد، صحنه آشکار اختلافنظرهای عمیق میان اعضای این پیمان بود. این اجلاس نشان داد که ناتو، با وجود آنکه همچنان با روسیه بهعنوان مهمترین رقیب و تهدید امنیتی خود مواجه است، نتوانسته به انسجامی که در دوران جنگ سرد در برابر اتحاد جماهیر شوروی داشت، دست یابد. پس از فروپاشی شوروی، این تصور وجود داشت که امکان دستیابی به نوعی همزیستی و حتی همگرایی با روسیه فراهم خواهد شد، اما در عمل طی سه دهه گذشته، با وجود گسترش چتر ناتو، نهتنها این هدف محقق نشد، بلکه شاهد افزایش اختلافها، شکافها و رویکردهای متفاوت میان کشورهای اروپایی در حوزه سیاست خارجی و امنیتی بودهایم. در حالی که اساس هر پیمان امنیت جمعی بر وجود یک سیاست خارجی و امنیتی مشترک استوار است، در عمل چنین رویکردی را حتی در میان کشورهای اروپایی نیز مشاهده نمیکنیم.
وی ادامه داد: این وضعیت بهویژه پس از بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید تشدید شده است. اختلافات میان اروپا و آمریکا بر سر موضوعات مختلف افزایش یافته و همین شکافها موجب شده است که حتی میان اعضای اروپایی ناتو نیز درباره آینده امنیت اروپا اختلافنظرهای جدی شکل بگیرد. برای نمونه، زمانی کشورهای اروپایی از تشکیل یک ارتش مستقل اروپایی سخن میگفتند، اما پس از واکنش منفی آمریکا و برخی کشورهای شرق اروپا، موضع خود را تغییر دادند و اعلام کردند که این ارتش در چارچوب ناتو شکل خواهد گرفت. با این حال، چند هفته پیش کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا، اعلام کرد که اساساً اتحادیه اروپا به دنبال تشکیل ارتش مستقل نیست. این تغییر مواضع نشان میدهد که دولتهای اروپایی در شرایطی از سردرگمی و استیصال قرار دارند؛ آن هم در حالی که درگیر جنگی بزرگ در اوکراین هستند و برای تأمین هزینههای این جنگ و ادامه حمایت نظامی از ارتش اوکراین، همچنان به چتر امنیتی و توان نظامی آمریکا وابستهاند.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: از سوی دیگر، اروپا با فشارهای آمریکا برای افزایش بودجههای دفاعی و مشارکت بیشتر در هزینههای امنیتی ناتو و همچنین همراهی با سیاستهای نظامی واشنگتن، از جمله در منطقه خلیج فارس، مواجه است. یکی از مهمترین موضوعات اختلافی میان اروپا و آمریکا، علاوه بر نحوه ادامه حمایت نظامی و سیاسی از اوکراین، مسئله افزایش بودجههای دفاعی و تولید تسلیحات است. کشورهای اروپایی در چارچوب دستیابی به یک راهبرد دفاعی مشترک، به دنبال تولید مشترک تجهیزات و تسلیحات نظامی هستند؛ موضوعی که برای آمریکا بسیار نگرانکننده است، زیرا اروپا یکی از بزرگترین بازارهای صنایع تسلیحاتی آمریکا به شمار میرود. طبیعی است که اگر کشورهای اروپایی به سمت تولید مستقل یا مشترک تسلیحات حرکت کنند، میزان خرید آنها از آمریکا کاهش خواهد یافت. در همین چارچوب، دبیرکل ناتو طرحی را مطرح کرد که بر اساس آن، تسلیحات آمریکایی در اروپا تولید شوند. این پیشنهاد نشان میدهد که آمریکا از یک سو نمیخواهد بهسادگی چتر امنیتی خود را از اروپا بردارد و از سوی دیگر، تلاش میکند همچنان منافع اقتصادی و راهبردی خود را در بازار تسلیحاتی اروپا حفظ کند.
وی افزود: در واقع، واشنگتن دیگر تمایلی ندارد امنیت اروپا را با هزینه اندک تأمین کند. رویکرد جدید آمریکا این است که کشورهای اروپایی، متناسب با بهرهمندی از چتر امنیتی آمریکا، سهم بیشتری از هزینههای دفاعی و امنیتی را نیز بر عهده بگیرند. این مسئله اروپا را در وضعیت شکنندهای از نظر سیاسی، نظامی و حتی اجتماعی قرار داده است. در این میان، برخی گزارشها از جمله گزارش بلومبرگ، از احتمال تعلیق فعالیت ناتو در سال ۲۰۲۷ سخن گفتهاند؛ هرچند هنوز برای چنین تحلیلی زود است و بسیاری از کارشناسان آن را عملی نمیدانند. بر این اساس تا زمانی که کشورهای اروپایی همچنان به حفظ چتر امنیتی آمریکا و ناتو نیاز داشته باشند، نباید انتظار پایان حیات این پیمان را داشت. شکافهای عمیقی در میان کشورهای اروپایی وجود دارد و حتی کشورهایی که زمانی از سیاست دفاعی مستقل اروپا حمایت میکردند، امروز برای جلوگیری از ایجاد خلأ امنیتی، با احتیاط بیشتری درباره تشکیل ارتش مستقل اروپایی سخن میگویند یا اساساً دیگر چنین موضوعی را مطرح نمیکنند.
مکی گفت: فرانسه، که همواره از مدافعان اصلی استقلال دفاعی اروپا بوده، در ماههای اخیر کمتر درباره ایجاد یک نظام دفاعی مستقل اروپایی سخن گفته است. این تغییر موضع نشان میدهد که اروپاییها هنوز فاصله زیادی تا دستیابی به یک ساختار دفاعی و امنیتی مستقل دارند و تا زمانی که به چنین مرحلهای نرسند، حاضر نخواهند بود از زیر چتر امنیتی ناتو خارج شوند. بنابراین، ناتو به حیات خود ادامه خواهد داد، اما این حیات دیگر مانند گذشته نخواهد بود. این پیمان دیگر قادر نخواهد بود احساس خلأ امنیتی اروپا را بهطور کامل برطرف کند یا همگرایی دفاعی و امنیتی میان کشورهای اروپایی را افزایش دهد. اروپا اکنون با جنگی فرسایشی، مبهم و بدون چشمانداز روشن در اوکراین روبهروست. نه روسیه در موقعیتی قرار دارد که بتواند ضربه نهایی را وارد کند و نه اوکراین توان پایان دادن به جنگ را دارد. در چنین شرایطی، دولتهای اروپایی نیز حاضر نیستند امتیاز مهمی به روسیه بدهند. از سوی دیگر، پیامدهای اقتصادی جنگ، افزایش بودجههای نظامی و کاهش هزینههای رفاهی و اجتماعی، آثار سیاسی گستردهای در اروپا بر جای گذاشته است. رشد احزاب راست افراطی در بسیاری از کشورهای اروپایی و احتمال قدرت گرفتن آنها در سالهای آینده، نهتنها آینده اتحادیه اروپا، بلکه آینده ناتو را نیز با چالشهای جدی روبهرو خواهد کرد.
وی اضافه کرد: رویکردهای اقتصادی، دفاعی و امنیتی احزاب راست افراطی، در بسیاری از موارد با مبانی نظری همگرایی اروپایی در تضاد است. از این رو، اگر این جریانها قدرت بیشتری پیدا کنند، شکافهای موجود در ناتو نیز عمیقتر خواهد شد. در چنین شرایطی، طبیعی است که ایدههای مختلفی برای کاهش اختلافات و جلوگیری از تبدیل اجلاسهای ناتو به صحنه نمایش تعارض منافع میان اعضا مطرح شود. حتی ممکن است پیشنهادهایی درباره تغییر شکل برگزاری نشستها یا اصلاح سازوکارهای تصمیمگیری ارائه شود، اما واقعیت این است که ناتو دیگر آن پیمانی نیست که بتوان از آن انتظار ایفای نقش «پلیس جهانی» مورد نظر آمریکا را داشت. با این حال، تداوم جنگ و تغییر معادلات میدانی، بسیاری از محاسبات اولیه را تغییر داد. اینکه امروز دولتهای اروپایی حاضر نیستند بهصورت رسمی همراهی خود با آمریکا در حمله به ایران را اعلام کنند، نشان میدهد که آنها بیش از گذشته به واقعیتهای میدانی منطقه، محدودیتهای خود در همراهی با سیاستهای واشنگتن و هزینههای سیاسی و امنیتی چنین اقداماتی واقف شدهاند.