یادداشتی از قاسم مومنی:
آمریکا میان ترکیه و اسرائیل کدامیک را انتخاب میکند؟
ترکیه به دنبال سهم خود از تحولات فلسطین، لبنان و سوریه است، اما اسرائیل، ترکیه را شریک قابل قبولی نمیداند
قاسم مومنی، کارشناس مسائل قفقاز طی یادداشتی برای ایلنا به تشریح دلایل و ابعاد دور جدید تنش میان اسرائیل و ترکیه پرداخت که به شرح زیر از نظر میگذرد:
بحث اختلاف ترکیه و اسرائیل، این است که این اختلافات پس از سقوط دولت اسد در سوریه بیش از گذشته توسعه پیدا کرد. ترکیه به امید کسب امتیازات مهم در دوران پس از اسد، از گروههای مخالف دولت اسد حمایت کرد و این تصور را داشت که بتواند در شهرهای مختلف سوریه پایگاههای دائمی ایجاد کرده و بهنوعی حضور منطقهای خود را تثبیت کند اما این موضوع با مخالفت اسرائیل مواجه شد. شاهد بودیم که اسرائیل بسیاری از مواضعی را که قرار بود محل استقرار نیروهای ترکیه باشد، بمباران کرد و همین مسئله باعث شد ترکیه از حضور فیزیکی و نظامی در سوریه جدید بازبماند.
در چنین شرایطی، منافع و اهدافی که دولت ترکیه برای دوران پس از اسد در نظر گرفته بود، به دلیل سیاستهای بنیامین نتانیاهو محقق نشد. در واقع میتوان گفت دولت ترکیه، با وجود سرمایهگذاریها و هزینههای فراوان، نتوانست به اهداف مورد نظر خود دست یابد. ریشه اصلی اختلاف نیز همین مسئله است؛ ترکیه به دنبال سهم خود از تحولات فلسطین، لبنان و سوریه است، اما اسرائیل، ترکیه را شریک قابل قبولی نمیداند. دلیل این نگاه آن است که در اسرائیل، دولت کنونی رجب طیب اردوغان را امتداد جریان اخوانالمسلمین تلقی میکنند. از نگاه آنان، شخص اردوغان نیز گرایشهای اخوانی دارد؛ همانگونه که از حماس حمایت کرده و در موضوع فلسطین نیز نزدیکی قابل توجهی با جریان اخوانالمسلمین دارد.
با این حال، اینکه این اختلافات تا حدی تشدید شود که به جنگ میان دو طرف منجر شود، بسیار بعید است. امکان وقوع جنگ یا درگیری نظامی مستقیم میان ترکیه و اسرائیل وجود ندارد و بعید است دو طرف اقداماتی انجام دهند که به یکدیگر آسیب جدی وارد کند. بخش عمده این اختلافات جنبه تبلیغاتی و رسانهای دارد، زیرا در عمل دو کشور همچنان روابط اقتصادی، امنیتی و حتی نظامی قابل توجهی با یکدیگر دارند.
آنچه بیشتر در فضای رسانهای مشاهده میشود، جنگ لفظی و تبلیغاتی است، اما در پشت صحنه، دو طرف همچنان با یکدیگر گفتوگو و مذاکره میکنند و روابطشان نیز کاهش نیافته است.
اگر به روابط اقتصادی دو کشور نگاه کنیم، مشاهده میشود که سطح مبادلات تجاری میان ترکیه و اسرائیل کاهش پیدا نکرده است. هیچ ممنوعیت جدی در مبادلات کالا ایجاد نشده، گردشگران میان دو کشور همچنان رفتوآمد دارند و همکاریهای اقتصادی ادامه دارد. این مسئله نشان میدهد که بخش زیادی از این مواضع، جنبه رسانهای و ابزار چانهزنی سیاسی دارد. همچنین باید در نظر داشت که اگر آمریکا ناچار به انتخاب میان ترکیه و اسرائیل باشد، بدون تردید اسرائیل را انتخاب خواهد کرد، نه ترکیه.
اینکه اسرائیل تا چه اندازه میتواند بر سیاست آمریکا در قبال ترکیه اثر بگذارد، باید گفت اسرائیل از نفوذ قابل توجهی در ساختار قدرت آمریکا برخوردار است. با این حال، اینکه آمریکا به خاطر ترکیه، اسرائیل را تحت فشار قرار دهد، عملاً امکانپذیر نیست. البته ترامپ ممکن است درباره این موضوعات گفتوگو کرده و برای حل اختلافات نقش میانجی را ایفا کند.
موضوع جنگندههای اف-۳۵ نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. مخالفت اسرائیل با تحویل این جنگندهها به ترکیه، در واقع اهرمی برای اعمال فشار بر آنکارا محسوب میشود. اسرائیل تلاش میکند با استفاده از نفوذ خود در ساختار قدرت آمریکا، در روند تحویل جنگندههای اف-۳۵ به ترکیه سنگاندازی کند یا در مقابل، امتیازات سیاسی و امنیتی مورد نظر خود را از ترکیه دریافت کرده و سپس با این واگذاری موافقت کند.