جهان در سال ۱۴۰۴/پرونده سوم: آمریکای لاتین
اعلمی فریمان: ربایش مادورو از کاراکاس/تقویت «میلی» در آرژانتین/فشار بر کوبا برای همسو کردن هاوانا/پیروزی راستگراها در شیلی/تقسیمبندی «کشورهای تابع» و «کشورهای سرکش» توسط واشنگتن
کارشناس مسائل آمریکای لاتین گفت: تفکیک استراتژیک واشنگتن در قبال آمریکا لاتین ناشی از یک استراتژی امنیت ملی جدید است که موازنهای سنگین را به نفع سیاستهای داخلی و خارجی ایالات متحده ایجاد میکند.
هادی اعلمی فریمان، کارشناس مسائل آمریکای لاتین در تشریح مهمترین تحولات آمریکای لاتین در سال ۱۴۰۴ در گفتوگو با ایلنا اظهار کرد: واقعیت این است که در حوزه آمریکای لاتین در سال گذشته ما شاهد تفکیک استراتژیک و تحولات امنیتی جدید بودیم و میتوان یک تفکیک واضحی بین رویکردهای امنیت ملی دونالد ترامپ در سال گذشته و دورههای قبلی ایجاد کرد. این تفکیک ناشی از یک استراتژی امنیت ملی جدید است که موازنهای سنگین را به نفع سیاستهای داخلی و خارجی ایالات متحده ایجاد میکند. اساس این استراتژی بر این مبنا استوار است که توجه ایالات متحده به سایر نقاط جهان را به نفع منطقه غربی خود متمرکز میکند. در داخل کشور نیز، تمامی سیاستهای اقتصادی، صنعتی و تجاری بر اساس این منطق طراحی میشوند. در واقع، به نظر میرسد که ایالات متحده در حال تبدیل شدن از یک «پلیس جهانی» به یک «پلیس منطقهای» است و اساساً این نوع از رویکرد را صرفاً در حوزه استراتژی . راهبرد کلان آن مشاهده نمیکنیم، بلکه در عمل هم شاهد این موضوع هستیم.
وی ادامه داد: این پلیس منطقهای، حافظ منافع انرژی، عناصر کمیاب و فناوریهای پیشرفته است که در تولید تراشهها و هوش مصنوعی نقش اساسی دارند و به نوعی باید گفته که این مولفهها جهان آتی و تقابل قدرتها را سر و شکل میدهند. این تحول، بهخوبی نشاندهنده تغییرات استراتژیک در جهان بینالملل است. بر این اساس در سال گذشته، دو رویکرد اصلی ایالات متحده نسبت به آمریکای لاتین مشهود بود که عبارت است از تقسیم کشورهای منطقه به «کشورهای تابع» و «کشورهای سرکش» که هم در ادبیات و هم در ورطه اجرا آنرا شاهد بودیم.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: از منظر ایالات متحده کشورهای تابع، آنهایی هستند که به راحتی با توافقنامههای دوجانبه ایالات متحده مطابقت میکنند و افراد زندانی را بهراحتی تحویل میدهند و به نوعی با راهبرد آمریکا همسو و هماهنگ هستند که مثالهایی از این کشورها شامل السالوادور و کلمبیا میشوند. کشورهای سرکش، از منظر ایالات متحده، آنهایی هستند که در ابتدا مقاومت میکنند، اما به مرور زمان زیر فشار سیاستهای ایالات متحده قرار میگیرند که ونزوئلا و کوبا شامل این کشورها میشوند. این در حالیست که در ونزوئلا، شاهد تغییرات استراتژیکی بودیم و اگرچه روسها خواهان کمک به این کشور بودند، اما بهدلیل فشارهای اقتصادی و سیاسی، توانایی کمک مستقیم به ونزوئلا را نداشتند و در نهایت نیکولاس مادورو، رئیس جمهور پیشین این کشور توسط ایالات متحده ربایش و به خاک آمریکا منتقل شد.
وی افزود: کوبا نیز بهویژه پس از متوقف شدن جریان نفت ترجیحی و توقف خرید نفت ونزوئلا تحت فشار قرار گرفت و این وضعیت اقتصادی، تأثیرات عمیقی بر سیاستهای داخلی و خارجی کوبا داشت. در آرژانتین، خاویر میلی رئیسجمهور جدید این کشور بهخوبی با آمریکا هماهنگی دارد و مدعی موفقیتهای اقتصادی است و در مقابل ایالات متحده نیز تمایل دارند به این کشور کمک کنند. در شیلی نیز، آقای کاست در یک رویکرد جدید، قدرت را به دست گرفت و بهخوبی چپگرایان را عقب زد که این تحول، ناشی از گسست نسلی است که دوران پینوشه را فراموش کرده است. در برزیل، وضعیت متفاوتتری دیده میشود. این کشور بهخوبی یک نمونه از مقاومت نسبی است، اما بهاندازهای که بتواند جایگاه یک ابرقدرت جدید در منطقه را برای خود ایجاد کند، نیست.
اعلمی فریمان در پایان خاطرنشان کرد: ایالات متحده نیز بهخوبی به بریکس حمله کرد و حساسیتهای خود را نسبت به نادیده گرفتن دلار از سوی این کشورهای عضو نشان داد. در مجموع، میتوان کشورهای آمریکای لاتین را به سه دسته تقسیم کرد؛ نخست، کشورهایی که اهمیت بالایی برای ایالات متحده دارند (مثل ونزوئلا)، دوم کشورهایی که به خوبی به عنوان رقیب محسوب میشوند (مثل برزیل) و سوم کشورهایی که هیچ مشکل خاصی ندارند (مثل آرژانتین و شیلی). ایالات متحده بهخوبی دنبال کنترل نسبی در منطقه آمریکای لاتین، بهویژه در دوره ریاست جمهوری ترامپ و حضور جمهوریخواهان در کاخسفید است. در مقابل سیاست دموکراتها متفاوت است و بر اساس راهبرد خود منطقه را رها میکنند، اما تا زمانی که جمهوریخواهان در قدرت باشند، سیاست قطبی و کنترل منطقه ادامه خواهد داشت.