یادداشتی از قاسم مؤمنی:
چرا حضور نظامی ترکیه در شمال عراق تقویت شد؟
کارشناس مسائل ترکیه نوشت: نگرانی از سیاستهای اسرائیل، احتمال وقوع جنگ میان ایران و آمریکا، هماهنگی امنیتی با دولت عراق و تداوم تهدیدات مرتبط با پ.ک.ک، همگی در شکلگیری و تداوم حضور نظامی ترکیه در خاک عراق نقش دارند.
قاسم مؤمنی، کارشناس مسائل ترکیه طی یادداشتی برای ایلنا به تشریح دلایل تقویت استحکامات نظامی ترکیه در خاک عراق پرداخت که به شرح زیر از نظر میگذرد:
تقویت استحکامات نظامی ترکیه در خاک عراق را میتوان از دو جهت مورد بررسی قرار داد. نخست، نگرانی ترکیه از سیاستهای اسرائیل در سوریه است. ترکها این احتمال را مطرح میکنند که اسرائیل با تقویت نیروهای کرد، در زمان مناسب اقداماتی علیه ترکیه انجام دهد و از این طریق بر آنکارا فشار وارد کند. اختلافات موجود میان ترکیه و اسرائیل و تنشهای لفظی میان دو طرف نیز بر این نگرانیها افزوده و بر محاسبات امنیتی ترکیه تأثیر گذاشته است.
دومین عامل، نگرانی ترکیه از پیامدهای احتمالی درگیری میان ایران و آمریکا است. ترکیه با در نظر گرفتن این سناریو، تلاش میکند از هماکنون خود را برای مواجهه با چنین وضعیتی آماده کند. در همین چارچوب، تقویت استحکامات و ایجاد مواضع دفاعی در مناطق مختلف، بهویژه در شمال عراق، با هدف کنترل تحرکات مرزی و مدیریت بحرانهای احتمالی انجام میشود. همچنین این اقدامات میتواند به ترکیه امکان دهد در صورت لزوم، علیه گروههای مسلح کرد که آنکارا آنها را تهدید امنیتی تلقی میکند، اقدام کند.
در خصوص واکنش دولت عراق، تاکنون موضعگیری جدی و علنی مشاهده نشده است. این در حالی است که پیشتر توافقهایی میان دو کشور برای جلوگیری از چنین اقداماتی مطرح شده بود. با این حال، سکوت دولت عراق در شرایط کنونی میتواند نشاندهنده وجود نوعی هماهنگی یا توافق امنیتی میان بغداد و آنکارا باشد. به نظر میرسد ترکیه بدون هماهنگی با دولت عراق اقدام به تقویت مواضع خود در خاک این کشور نمیکند. احتمالاً این اقدامات در چارچوب ترتیبات امنیتی مشترک یا توافقهای دوجانبه صورت میگیرد که به ترکیه اجازه داده است در مناطق مشخصی حضور نظامی خود را تقویت کند.
علاوه بر این، روابط امنیتی میان ترکیه و عراق در سالهای اخیر گسترش یافته و دو کشور توافقنامههایی در حوزه امنیتی منعقد کردهاند. این توافقها میتواند زمینه تصمیمگیری مشترک و هماهنگی در مواجهه با تهدیدات امنیتی، بهویژه در مناطق مرزی، را فراهم کرده باشد. اگر دولت عراق با این اقدامات مخالفت جدی داشت، بهطور قطع موضع رسمی اتخاذ میکرد و اجازه چنین استقراری را نمیداد. حتی در مواردی، دولت عراق نسبت به حضور نیروهای خارجی، از جمله آمریکا، حساسیت نشان داده است؛ بنابراین سکوت فعلی بغداد میتواند نشانه وجود توافق یا تفاهم امنیتی باشد.
از منظر دیگر، تهدیدات امنیتی مرتبط با ایران یا نیروهای کرد سوریه نیز میتواند در این معادله نقش داشته باشد. ترکیه همواره نگرانی عمیقی نسبت به فعالیتهای حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) داشته و حضور نظامی خود در شمال عراق را با هدف مقابله با این گروه توجیه کرده است. در شرایط کنونی نیز، اگرچه برخی نشانهها از تلاش برای حرکت به سمت صلح مشاهده میشود و حتی عبدالله اوجالان بیانیههایی در این زمینه صادر کرده، اما واقعیت این است که پ.ک.ک یک ساختار یکپارچه و کاملاً متمرکز ندارد.
در درون این سازمان، گروهها و فرماندهان مختلفی وجود دارند که ممکن است با تصمیمات اتخاذشده از سوی اوجالان موافق نباشند. با توجه به اینکه اوجالان سالهاست در زندان به سر میبرد، برخی از اعضا و فرماندهان پ.ک.ک معتقدند که او اشراف کامل و بهروز بر شرایط میدانی ندارد و نمیتواند بهتنهایی درباره آینده این سازمان تصمیمگیری کند. این اختلافات داخلی میتواند باعث شود بخشی از نیروهای پ.ک.ک آمادگی خلع سلاح نداشته باشند و به فعالیتهای مسلحانه ادامه دهند.
در چنین شرایطی، ترکیه ممکن است این وضعیت را بهعنوان یک تهدید بالقوه در نظر بگیرد و از آن بهعنوان توجیهی برای ادامه حضور نظامی و تقویت استحکامات خود در شمال عراق استفاده کند. بنابراین، مجموعهای از عوامل شامل نگرانی از سیاستهای اسرائیل، احتمال وقوع جنگ میان ایران و آمریکا، هماهنگی امنیتی با دولت عراق و تداوم تهدیدات مرتبط با پ.ک.ک، همگی در شکلگیری و تداوم حضور نظامی ترکیه در خاک عراق نقش دارند.