فشار و پاداش؛ مسیر پرچالش «صلح تدریجی» روسیه و اوکراین
دیپلماسی فعال میان روسیه و اوکراین، تحت تأثیر تحولات میدانی، بیشتر به مدیریت منازعه شبیه است تا راهبردی برای صلح پایدار؛ موضوع سرزمین و خصومت شخصی رهبران، مهمترین سد راه پیشرفت مذاکرات است.
به گزارش ایلنا به نقل از خبرگزاری فرانسه، از ابتدای سال جاری میلادی، نشانههایی از شکلگیری روندی موسوم به «صلح تدریجی» میان روسیه و اوکراین پدیدار شده است؛ روندی که بر پایه راهبرد «فشار و پاداش» بنا شده و در آن، تحرکات دیپلماتیک بهتدریج جایگزین هیاهوی میدانی شده است. در این چارچوب، خطوط ارتباطی میان روسیه، آمریکا و اوکراین با سرعتی کمسابقه فعال شده و ابتکارهای دیپلماتیک به آزمونی عملی برای سنجش سود و زیان طرفها تبدیل شدهاند؛ تلاشی برای تحمیل نوعی سازش که میان فشارهای میدانی و مشوقهای سیاسی توازن ایجاد کند.
اظهارات اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بازتابدهنده رویکردی است که هدف آن سوق دادن دو طرف بهسوی توافق از طریق امتیازدهی متقابل است. با این حال، او همزمان اذعان کرده که خصومت شخصی میان رؤسای جمهور روسیه و اوکراین همچنان مانعی سیاسی و روانی در مسیر هرگونه پیشرفت سریع بهشمار میرود.
این رویکرد با اظهارات استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا، تقویت شد؛ کسی که مسیر مذاکرات را به یک گره اصلی تقلیل داد و آن را مسئله سرزمینی دانست، موضوعی که به گفته او، گفتوگوها را متمرکزتر و کمحاشیهتر کرده است.
راهبرد فشار و پاداش
در سوی دیگر، کییف میکوشد از فضای دیپلماتیک ایجادشده بهرهبرداری کند، بیآنکه از خطوط قرمز خود عبور کند. ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، اعلام کرده است که تضمینهای امنیتی تا حد زیادی مشخص شده و همزمان تفاهمهای اولیهای درباره بازسازی اقتصادی شکل گرفته است؛ نشانهای از تلاش اوکراین برای پیوند زدن امنیت با ثبات مالی.
در مسکو نیز رویکردی مشابه اما از موضعی متفاوت دیده میشود. روسیه که خود را از نظر میدانی در موقعیت برتر میبیند، هرگونه حضور نظامی ناتو در خاک اوکراین را رد کرده و پذیرش این شرط را تنها مدخل یک توافق بلندمدت میداند. در این میان، نشستهای پاریس و گفتوگوهای سهجانبه در ابوظبی بیشتر به بسترهایی برای «مدیریت منازعه» شباهت دارند تا راهحل نهایی آن.
به باور کارشناسان، وضعیت کنونی بیش از آنکه آغاز واقعی «صلح تدریجی» باشد، نشاندهنده اداره حسابشده جنگ از طریق فشار و پاداش است؛ جایی که ابزارهای اجبار همچنان بر هر مسیر مصالحهای غلبه دارند. فشارهای غرب، چه از مسیر تحریمها و چه از طریق حمایت نظامی، تاکنون نتوانسته معادله میدانی را که به سود روسیه متمایل است، تغییر دهد و مشوقهای سیاسی نیز به گشایش واقعی منجر نشدهاند.
آتشبس بدون صلح
کامل حواش، تحلیلگر سیاسی و کارشناس امور اروپا، میگوید وضعیت فعلی بیشتر به یک سازش دیپلماتیک اولیه شباهت دارد تا مسیری روشن بهسوی صلح پایدار. به گفته او، برتری نظامی روسیه عاملی تعیینکننده است و وابستگی بالای کییف به حمایت قدرتهای بزرگ، استقلال تصمیمگیری آن را محدود کرده است.
از سوی دیگر، عمار قناة، مدیر مرکز مطالعات راهبردی و آیندهپژوهی سیاسی در مسکو، مذاکرات انجامشده با میانجیگری امارات را گامی کمسابقه اما محدود میداند که بر جنبههای فنی و میدانی تمرکز دارد. به گفته او، مسأله اصلی همچنان «اراضی» است؛ موضوعی که نهتنها به حاکمیت ملی، بلکه به آینده سیاسی زلنسکی گره خورده و امکان هرگونه امتیازدهی واقعی را دشوار کرده است.
در مجموع، هرچند تحرکات دیپلماتیک افزایش یافته، اما سخن گفتن از صلحی پایدار در این مرحله زودهنگام به نظر میرسد؛ چرا که فشار نظامی و اقتصادی همچنان ابزار اصلی چانهزنی باقی مانده است.